مبدأ پیدایش شیعه - امیرالمومنین امام علی (ع)
   
  امیرالمومنین امام علی (ع)

 

 

 

 

 

در مذهب ، كلام حق ، ناد علي است * طاعت كه قبول شود ياد علي است * از جمله آفرينش كون و مكان * مقصود خدا علي و اولاد علي است * منسوب به حضرت حافظ

        آخرین مطالب 

انسان ممکن الخطاست
شیر و شمشیر خدا
سخن امام علی(ع) درباره مهمترین عامل شتاب انتقام خدا
علامه مجلسی و صوفیه
احادیثی در مورد حق الناس!!!
پیش بینی داعش توسط امیرالمومنین (ع)
پیش بینی حضرت علی (ع) درباره سرنوشت آمریکا+لینک دانلود کتاب
دانلود کتاب نظرات سیاسی در نهج البلاغه
دعایی از حضرت علی(ع): طلب همسر خوب از خداوند
کم فروشی وگران فروشی از نظر قرآن
برخی از عوامل گمراهی های سیاسی از نگاه امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه
احادیت ائمه درباره عقل و جهل
زیارت حضرت امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه)
لزوم تفکیک بین ورود اسلام به ایران و حکومت اموی و عباسی
خطاب خداوند در قرآن
سازشکاری از نظر امام علی (ع)
با وجود امام سجاد(ع) چرا مختار به خون خواهی برخاست؟
توصیه های حضرت علی(ع) برای کسانی که نعمت های خدا را از دست می دهند؟
چرا به امام حسین(ع) اباعبدالله می‌گویند؟
چگونه بنی امیه عاشورا را به عنوان عید معرفی کردند؟
گناهی که مرگ را نزدیک‌تر می‌کند!
۴۰ حدیث نورانی درباره امام حسین (ع)
25 حدیث درمذمت دروغ ازفرمایشات پیامبر(ص) وائمه علیهم السلام:
احادیثی گهربار از حضرت علی(ع)
ماجرای شهادت حضرت علی (ع)

 

        آرشیو مطالب

اسفند ٩٥
خرداد ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
آبان ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸

 

            پیوندها

آپلود عکس و فایل
وبلاگی برای خدا
قرآن به تفکیک موضوع
جستجوی کلمات و عبارات در قرآن
تفسیر مطالب علمی قرآن
شناخت عمر از کتب اهل سنت
دین و اندیشه (تبیان)
سایت حوزه
موسسه تحقیقاتی ولیعصر
سایت غدیر
سایتهای مذهبی
با آل علی هر کی در افتاد ور افتاد
مناقب و فضایل امیرالمومنین
وبلاگ چهره واقعی عمر
احادیث و روایات
سایت سنت
کتابخانه تاریخ ایران و اسلام
موعود
وعده صادق
شیعه آنلاین
شیعه نیوز
برده داری در اسلام
پاسخ به شبهه افکنان قران و اسلام
پرسش و پاسخ دینی
شمیم شیعه پاسخ به شبهات
غربت مادر سیلی خورده فاطمه
حدیث

 

        صفحات جانبی

- زندگینامه حضرت علی اکبر
- زندگی نامه حضرت حکیمه خواهر امام هادی
- زندگینامه حضرت ام البنین (س)
- زندگینامه حضرت نرجس
- زندگینامه حضرت نجمه
- زندگینامه حضرت معصومه
- زندگینامه سکینه دختر امام حسین
- زندگینامه ابوالفضل العباس
- زندگینامه زینب کبری
- زندگینامه حضرت محمد (ص)
- زندگینامه حضرت فاطمه (س)
- زندگینامه حضرت خدیجه (س)
- زندگینامه امام علی (ع)
- زندگینامه امام حسن (ع)
- زندگینامه امام حسین (ع)
- زندگینامه امام سجاد (ع)
- زندگینامه امام باقر (ع)
- زندگینامه امام صادق (ع)
- زندگینامه امام موسی کاظم (ع)
- زندگینامه امام رضا (ع)
- زندگینامه امام جواد الائمه
- زندگینامه امام هادی (ع)
- زندگینامه امام حسن عسگری
- زندگینامه امام مهدی (عج)
- روایات مربوط به اخر زمان

 
        لوگوی دوستان
..

اسناد امامت امام علی و شهادت فاطمه ع

 شناخت عمر بن الخطاب از منابع اهل سنت

 شيعه اميرالمومنين عليه السلام

نقد صحیحین

حديث اشک|اشعار اهل بيت (ع)

قرآن و اهل بیت تنها راه نجات

...

 
مبدأ پیدایش شیعه

تشیع در لغت به معنای متابعت،مشایعت، مناصرت و موالات آمده است. () و شیعه یعنی تابع و ناصر.کلمه شیعه در قرآن نیز به معنای لغوی آن، به کار رفته است چنان که در سوره صافات آیه83 (وان من شیعته لابراهیم) به معنای لغوی استعمال گردیده است. اما در اصطلاح، شیعه به کسی گفته میشود که از حضرت علی(ع) پیروی کرده و او را بر سایر اصحاب پیامبر مقدم بداند و معتقد شود که او به وصیت رسول خدا و یا به اراده الهی، امام می باشد.


 در ابن باره که تشیع از چه زمانی تکوین یافته است؟ حقیقت آن است که بر اساس نصوص قرآنی و احادیث نبوی که در جوامع حدیث اهل سنت نیز آمده است،تشیع در زمان پیامبر تکوین یافته بلکه همزاد اسلام است. چنان که نوبختی از دانشمندتن اهل سنت در کتاب «الفرِ والمقالات» می گوید: «شیعه، گروه علی بن ابی طالب است که در زمان پیامبر به این نام، نامیده شدند.

1.نصوص قرآنی. آیاتی همچون آیه ولایت و آیه تبلیغ و آیه اولوا الامرو.... به ضمیمه احادیث فراوانی از پیامبر همچون حدیث یوم الانذار و حدیث منزلت و ماجرای غدیر خم به خوبی دلالت میکند که مبدأ پیدایش تشیع،در زمان رسول الله بوده است و آن بزرگوار مأمور غرس نهال این شجره طیبه بوده اند.

2.احادیث نبوی. در برجی جوامع حدیثی اهل سنت، احادیثی وجود دارد که پیامبر ع حضرت علی و شیعیان او را به عنوان رستگاری در روز قیامت توصیف می کند.

در کتاب «الدر المنثور» چنین آمده: جابر می گوید:

«کنا عند النبی فأقبل علی فقال النبی: و الذی نفسی بیده ان هذا و شیعته اهم الفائزون یوم القیامه و نزلت (ان الذین آمنو و عملوا الصالحات أولئک هم خیر البریه) ()

«ما نزد پیامبر بودیم که علی پیش آمد پیامبر فرمود: سوگند به آنکه جانم

در دست اوست این فرد و شیعیان رستگاری روز قیامتند در این هنگام این نازل گشت، آنانی که ایمان آوردند و عمل نیکو پیشه کنند همانا بهترین مردمند»

ابن عباس می گوید:

«لما نزلت (ان الذین آمنو و عملوا الصالحات أوائک هم خیر البریه) قال رسول الله(ع) لعلی: هو انت و شیعتک یوم القیامه راضین مرضیین»

وقتی آیه خیر البریه نازل گشت،پیامبر به علی فرمود: مقصود ایه تو و شیعه تو است

که در روز قیامت خشنود و پسندیده خواهید بود. ()

همچنین در کتاب «اصواعق المحرقه» () از ام سلمه چنین روایت می کند که پیامبر خطاب به عای فرمودند:

«یا علی أنت و أصحابک فی الجنه أنت و شیعتک فی الجنه»

«ای علی همانا تو و اصحابت در بهشت هستید-تو و شیعیانت در بهشت هستید»

ابن اثیر در نهایه خود،این حدیث را چنین ذکر کرده که پیامبر فرمود:

«یا علی: أنک ستقدم علی الله أنت و شیعتک راضین و یقدم علیه عدوک غضابأ مقمحین»

«ای علی هر آینه تو و شیعیانت خشنود و پسندیده بر خدا وارد

خواهید شد و دشمنت بر خدا وارد شود خشمگین و سرافکنده» ()

 

حقیقت تشیع

قال رسول الله: انی تارک فیکم الثقلین کتاب و عترتی أهل بیتی فأنهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض ()

برای تبیین هویت تشیع ،تنها به برسی حدیث ثقلین می پردازیم:

سند حدیث ثقلین

حدیث شریف ثقلین، از جمله احادیث متواتر () بوده است و از نظر سند از بالاترین درجه اعتبار برخوردار است .از نظر دلالت نیز روشن و بی ابهام است.

بسیاری از دانشمندان شیعه و سنی، اسناد این حدیث شریف را برسی کرده اند و آثار و مؤلفاتی را از خود بر جای گذاشته اند. از جمله آنان، جناب علامه سید حامد حسین کهنوی هندی (متوفی 1306 هجری قمری) است که در کتاب ارزشمند خود، «عبقات الانوار» فهرست بیش از 300 تن از و مخرجین حدیث اهل سنت را گرد هم آورده است که این حدیث شریف را سندهای گوناگون در کتب خویش درج کرده اند. کتابهایی همچون صحیح مسلم، سنن ترمذی، سنن دارمی، خصایص نسائی، مسند احمد بن حنبل، سنن بیهقی، مستدرک حاکم نیشابوری، ذخائر العقبای

محب الدین طبری، حلیه الاولیاء ابونعیم اصفهانی، کنز العمال متقی هندی، معجم الکبیر طبرانی وتفاسیر رازی، ثعلبی، نیسابوری، ابن کثیر، سیوطی، و خازن و.... از جمله منابع این حدیث شریف میباشد.

علامه مجاهد جناب میر حامد حسین هندی در کتاب گرانسنگ خود «عبقات الانوار»چهل کتاب برای حدیث ثقلین از منابع مهم اهل تسنن معرفی کرده است. نیز آورده است که ناقلین این حدیث شریف به ترتیب زمانی در اهل تسنن،در قرن دوم 16 نفر در قرن سوم 33 نفر در قرن چهارم 21 نفر در قرن پنجم و ششم هریک 13 نفر، در قرن هفتم 16 نفر، در قرن هشتم 17 نفر، در قرن نهم 5نفر، در قرن دهم 18 نفر، در قرن یازدهم نفر، در قرن دوازدهم 13نفر،در قرن سیزدهم 11 نفر، بوده آمد که نمام ناقلین از بزرگان و کباراهل سنت می باشد.

علامه سید هاشم بحرانی در کتاب «غایه المرام» در باب 28 پیرامون حدیث ثقلین، از طریق راویان و محدثین شیعه 82 طریق برای این حدیث ذکر کرده است. بدین سان، این حدیث شریف با 268 سند از معاریف شیعه نقل شده و در تواتر آن تردیدی نیست.

 

حدیث ثقلین در منابع اهل سنت

در اینجا به چند روایت از منابع اهل سنت در مورد حدیث شریف ثقلین،با الفاظ گوناگون اشاره می کنیم:

1.در صحیح مسلم از زید بن ارقم چنین روایت شده است:

قام رسول الله یومأفیناخطیبأبماء یدعی خمأبین مکه و مدینه فحمد الله و أثنی علیه وعظ و ذکر ثم قال:«أیهاالناس فانما أنا بشر یوشک أن یأتی رسول الله ربی فأجیب و أنا تارک فیکم ثقلین أولهما کتاب الله فیه الهدی و النور فخذوابکتاب الله و استمسکوا به فحث علیث کتاب الله و رغبت فیه ثم قال و أهل بیتی،أذکرکم الله فی أهل أذکرکم أهل بیت ()

روزی پیامبر در بین راه مکه و مدینه در آبگاهی که خم نامیده می شد به سخن ایستاد و آنگاه خدا را حمد و ثنا فرمود، مردمان را پند و اندرز داد و پس از آن چنین فرمود: «ای مردم من هم بشری هستم که به زودی سروش پروردگار مرا برسد و من دعوت او را پاسخ گویم. اینکه من در میان شما دو گوهر گرانبها به یادگار می نهم. نخستین آنها کتاب خداست که در آن هدایت و نور است. پس کتاب خدا را بر گرفته و بدان چنگ زنید. بدینسان به کتاب خدا فرا خواند و ترغیب نمود. آنگاه فرمود و اهل بیتم را. یادآورتان می شوم خدای را در مورد اهل بیتم. یادآوری می شوم خدای را در مورد اهل بیتم. یادآورتان می شود خدای را در مورد اهل بیتم.

2. در صحیح ترمذی از زیدبن ارقم و ابوسعید و حذیفه و ابوذر چنین روایت شده است که پیامبر(ع)فرمود:

«انی تارک فیکم ما أن تمسکتم به لن تضلوا بعدی أحدهماأعظم الاخرکتاب الله حبل ممدود من السماءالی الارض وعترتی أهل بیتی ولن یفترقاحتی یرداعلی الحوض فانظرواکیف تخلفونی فیهما ()

من در میان شما چیزی را به یادگار مینهم که اگر بدان چنگ زنید دیگر پس از من گمراه نشوید یکی از آن دو بزرگتر از آن دیگری است کتاب خدا که ریسمان پیوسته ای است از آسمان به زمین و عترتم یعنی اهل بیتم و این دو از هم جدا نشوند تا در حوض بر من وارد شوند اکنون بنگرید که چگونه جانشینانی برای در مورد آن دو هستند»

3. در خصایص نسائی از زید بن ارقم چنین روایت شده است:

لما رجع رسول الله من حجه الوداع و نزل غدیر خم أمر بدوحات فقممن ثم قال: «کانی دعیت فأجبت و انی قد ترکت فیکم الثقلین احدهما أکبر من الاخر کتاب الله و عترتی اهل بیتی فانظرواکیف تخلفونی فیهما فأنهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض....» فقلت لزید هل سمعته من رسول الله؟ قال «وانه ما کان أحد فی الدوحات الارأه بعینه و سصمعه بأذنیه» ()

زمانی که پیامبر خدا از حجه الوداع باز می گشت در غدیر خم فرود آمد و فرمان داد تا سایه بان ها بر افراشتند. آنگاه چنین فرمود: «گویی که سروش پروردگار مرا خوانده است و من نیز پاسخ گفته ام و البته من در میان شما دو گوهر گرانبها به یادگار نهادم که یکی از آن دو از دیگری بزرگتراست: کتاب خداوعترتم یعنی اهل بیتم. اینک بنگرید

چگونه جانشینانی برای من در مورد آن دو می باشند. و به درستی که آن دو هرگز از یکدیگر جدانشوند تا اینکه در حوض بر من وارد شوند...» راوی (ابوطفیل) می گوید: از زید پرسیدم آیا تو خود این سخن

رااز پیامبر شنیدی؟» پاسخ داد«به درستی که هیچ کس در آن سایبانها نبود مگر آنکه به چشم خود دید و با دو گوش خود شنید.»

 

راویان حدیث ثقلین

برخی از صحابه و تابعان که حدیث ثقلین را روایت کرده اند از این قرارند:

الف :راویان صحابه

1.علی بن ابی طالب در کنزالعمال () و حلیه الاولیاء ()

2.ابوذر غفاری در تاریخ ابن کثیر ()

3.جابربن عبدالله در نوادر الاصول حکیم ترمذی/68و صحیح ترمذی 5/ 328 و استیعاب2/473.

4.ابو هریره در احیاءالمیت بفضائل اهل البیت سیوطی ()

5.زید بن ارقم در صحیح ترمذی 5/329، مسند احمد4/371،صحیح مسلم 7/122، خصائص نسائی: 21الدرالمثور 6/7و مستدرک3/190

6.زیدبن ثابت در مسند احمد 5/189و اسان العرب ابن منظور4/538

7.خذیفه بن اسید غفاری در نوادر الاصول/68و 69،و معجم کبیر طبرانی 3052

8.ابو سعید خدری ور مسند احمد3/26، الدرالمنثور 2/60، تفسیر مفاتیح الغیب 7/173و المعجم الکبیر3ح 2678

 

ب: راویان تابعین

1.عطیبه بن سعید عوفی در مسند احمد 3/14و 17و 26و59،م معجم صغیر1/135و طبقات ابن سعد 2/194.

2.یزیدبن حیان در صحیح مسلم 7/122و 123و سنن دارمی130 ح 1/3319

3.حبیب بن ابی ثابت در ترمذی 5/329، و سنن 2/148 و07 و10/113

4.ابوالفضل ،عامربن وائله در نوادر الاصول 68و69 و مستدرک حاکم 4/109و خصائص نسائی /21

 

دلالت حدیث ثقلین

حدیث شریف ثقلین بر چند مطلب اساسی دلالت می کند که ذیلأ به آن اشاره می کنیم:

الف: عصمت اهل بیت

به سه دلیل می توان گفت که حدیث ثقلین بر عصمت اهل بیت دلالت می کند:

1.رسول الله عترت خویش را با کتاب خدا همراه قرار داده و تأکید فرموده است که آن دو تا قیامت از هم جدا نشود. واضح است که اگر مخالفتی با کتاب از عترت پیامبر سه زند مایه افتراِ و جدایی میان آن دو شود.و با این صریح حدیث که می فرماید: «فانمالن یفترقا» نمی سازد.

2.آن کس که به قرآن و عترت چنگ زند، هرگز گمراه نخواهد شد. و اگر قرار بود عترت مصون از خطا نباشد و مرتبه عصمت را نداشته باشد چگونه می توان به دیگری مصونیت بخشید؟ به حکم این قاعه مسلم عقلی که «معطی شیء نمی تواند فاقد آن باشد» باید عترت پیامبر که مصونیت می بخشد خود مصون باشد.

3.اگر لغزش و خطا و مخالفت با کتاب و جدایی از آن برای عترت پیامبر روا بدانیم پیامبر را متهم به کذب کرده ایم.در حالی که عصمت پیامبر در مقام تبلیغ و تبیین امری اجتماعی است

ب. مقام علمی اهل بیت

ابن حجر در کتاب الصواعق المحرقه () چنین می گوید: پیامبر، قرآن و عترت را ثقلین نامید.زیرا هر چه چیز گرانسنگ و مصونی را ثقل می گویند و هر یک از آن دو، معدن علوم لدنی و اسرار و حکم عالیه و احکام شرعیه می باشد.از همین رو که پیامبر امر به اقتدا و تمسک به ایشان و فرا گرفتن از ایشان می کند.

ج.وجوب پیروی از اهل بیت

تفتازانی در کتاب «شرح المقاصد» () چنین آورده است: «بنگرید که پیامبر عترت خویش را قرین کتاب خدا ساخته و تمسک به آنها را مایه نجات از گمراهی دانسته است. معنای تمسک به کتاب چیزی جزء گرفتن علم و هدایت از آن نیست و همین طور است درباره عترت

د.لزوم تمسک و پیروی همزمان از کتاب و عترت

زیرا در متن حدیث آمده که اگر به هر دو تمسک کنید هرگز گمراه نشوید.

ف .تقارن کتاب و عترت تا قیامت

ابن حجر در کتاب «الصواعق المحرقه» () می گوید: «دراین احادیث به این مطلب اشاره شده است که هیچ زمانی تا روز قیامت از افراد شایسته عترت خالی نیست. از این رو،آنان مایه امان اهل زمین هستند. () شاهد بر این امر روایت دیگری است که می گوید: «فی کل خلف عدول من اهل بیتی»

 

عصمت و علم امام

اختلاف شیعه و سنی پیرامون موضوع امامت،در سه مسئله است:1.امام باید از طرف خدای متعال نصب شود،2.باید دارای ملکه عصمت باشد ،3.باید دارای علم خدادادی باشد.در این مجال به بیان عصمت و علم خدادادی ایشان می پردازیم.

 

عصمت امام

دلالت آیات بر عصمت

1.آیه (لا ینال عهدی الظالمین» ()

این آیه، مناصب الهی را به کسانیکه آلوده به گناه باشند نفی می کند.

2.آیه «اولواالامر» از این آیه، که اطلاعات مطلق را از «اولوالامر» لازم شمرده و آن را قرین اطاعت رسول خدا قرار داده است استفاده می شود که اطلاعات ایشان منافاتی با اطلاعات خدای متعال نخواهد داشت

3.آیه تطهیر

«انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرأ»

تطهیر مطلق و نفی هر گونه رجس و پلیدی ،همان عصمت است که با اراده تکوینی خداوند در مورد اهل بیت تحقق یافته است و گرنه ،اراده تشریعی درباره تطهیر،اختصاص به کسی ندارد و همه بندگان را شامل میشود.

تذکر: بیش از هفتاد روایت - که اغلب آنها را علما ،اهل سنت نقل کرده اند - دلالت دارد بر اینکه این آیه شریفه، در شأن «خمسه طیبه» نازل شده است. ()

در حدیث ثقلین پیامبر اکرم و اهل بیت و عترت خود را همسنگ قرآن قرار دادند و تأکید کردند که هیچگاه از آن،جدا نمی شوند، و این خود، دلیل روشنی بر عصمت ایشان می باشد. زیرا، ارتکاب کوچکترین گناه، مفارقت عملی از قرآن است.

 

علم امام

سخنانی از پیامبر(ع)درباره علم امامان:

1.«لا تعلموا هم فأنهم اعلم منکم»

شما آنها را تعلیم ندهید آنها از شما آگاهترند.

2.«انأمدینه العلم و علی بابها» ()

من شهر علم هستم و علی راه ورود به آن است

از امیر المومنان نقل شده که فرمود

«ان رسول الله علمنی الف باب ،و کل باب یفتح الف باب فذالک الف الف باب حتی علمت ما کان و ما یکون الی یوم القیامه و عملت علم المنایا و البلایاو فصل الخطاب ()

رسول الله هزار باب علم به من آموخت که هر بابی هزار باب دیگر می گشاید و مجموعأ می شود هزار باب تا آنجا که از هر چه بوده و تا روز قیامت خواهد آگاه شدم و علم منایا و بلایا (مرگها و مصیبتها) و فصل الخطاب (داوری بحق )

را فراگرفتم.

ائمه اهل بیت علاوه بر آنچه از پیامبر فراگرفتند، از نوعی علوم غیر عادی نیز بهره مند بوده اند که به صورت «الهام» و «تحدیث» () به ایشان اضافه میشود و با چنین علمی بوده که بعضی از اعمه اطهار که در سنین طفولیت به مقام امامت رسیدند از همه چیز آگاه بودند و نیازی به تعلم و فراگیری از دیگران نداشتند.

اما،آیات

1.«قل کفی باالله شهیدا بینی و بینکم و من عنده علم الکتاب» ()

بگو برای شهادت میان من و شما و کسی که علم کتاب دارد کفایت می کند. چنین کسی که شهادت او قرین شهادت خدای متعال قرار داده است و داشتن علم الکتاب او را شایسته چنان شهادتی کرده، دارای مقامی بس ارجمند بوده است.

اهمیت داشتن علم الکتاب هنگامی روشن است که در لین آیه کریمه در مورد داستان حضرت سلیمان دقت کنیم

«و قال الذی عنده علم من الکتاب آتیک به قبل أن یرید الیک طرفک »

کسی که بهره ای از علم کتاب داشت گفت :من تخت بلقیس را حاضر می کنم پیش از آن که چشم به هم زنی

اگر آگاه بودن از برخی از علم کتاب چنان اثر شگفت انگیزی داشته است، داشتن همه علم کتاب آثار عظیم تری را در بر خواهد داشت.

2.«أفمن کان علی بینه من ربه و یتلوه شاهد منه» ()

کلمه «منه» دلالت دارد بر اینکه این شاهد از خاندان رسول خدا و اهل بیت اوست و روایات متعددی از طریق شیعه و اهل سنت، نقل شده که منظور از این شاهد علی بن ابی طالب است

روایات وارده درباره علوم اهل بیت:

1.حضرت رضا(ع)در ضمن حدیث مفصلی درباره امامت فرمود:

هنگامی که خدای متعال کسی را(بعنوان امام)برای مردم بر می گزیدند به او سعه صدر،عطا می کند و چشمه های حکمت را در دلش قرار می دهد و علم را به وی الهام میکند تا برای جواب ازهیچ سؤالی در نماند و در تشخیص حق سرگردان نشود و توفیق و تسدید الهی بوده از خطاها و لغزشها در امان خواهد بود.

و خدای متعال این خصلت را به او می دهد تا حجت خدا بر بندگان و شاهد برآفریند گانش باشد ()

2. امام صادِ(ع)فرمود:

امامی که نداند چه مصیبتی به او می رسد و کار او به کجا می انجامد حجت خدا بر بندگانش نخواهد بود ()

 

اهل بیت شناسی

آشنایان حقایق قرآن

از سماعه بن مهران و او از ابو عبدالله امام جعفر صادِ نقل می کند که فرمود «خدا به رسول خدا خود حلال حرام و تأویل را آموخته و رسول خدا نیز همه علوم خود را به علی آموخته است» ()

و از یعقوب بن شعیب به دو واسطه از ابو عبدالله نقل شده است که فرمود: «خدای تعالی قرآن را به رسول خدا آموخت و به جزء قرآن چیزهایی هم به او آموخت و رسول خدا همه آنچه را از خدا آموخت به امیر المومنین علی(ع) آموخت» ()

و از سلیم بن قیس و از امیر المومنین روایت کرده که فرمود:هر گاه که از رسول خدا چیزی پرسیدم،آن را به من آموخت و هر گاه پرسشهایم تمام شد، او آموزشم را آغاز می نمود و هیچ آیه ای در مورد شبی یا روزی و آسمان و زمین و دنیا و آخرت و بهشت و دوزخ و بیابان و کوه و نور و ظلمت نیست مگر آنکه آن را برایم خوانده و املا می فرمود.

و من با دست خود می نوشتم و آن را می خواندم. وهمچنین در «زمینه علوم قرآنی» تأویل و تفسیر و محکم و متشابه و خاص و عام و چگونگی و محل نزول آیات را و این که کجا نازل گردید و درباره چه کسی نازل گشته تا روز قیامت آنها را به من آموخت. و از خدا خواست که به من فهم و حافظه ای عطا کند که هیچ آیه ای از کتاب خدا را و این که به چه کسی نازل گردیده فراموش نکنم. و همه این دانشها را به من آموخت. ()

در جوامع حدیثی اهل سنت، احادیثی با مضمون حدیث فوِ وجود دارد:

الف: از محمد بن علی بن ابی طالب روایت شده که به علی گفتند: به چه علت شما بیش از دیگر اصحاب رسول خدا حدیث دارید؟ فرمود: زیرا هر جا از رسول خدا پرسیدم، به من آموخت و هر گاه خاموش شدم، خود آموزشم را آغاز نمود.

ب: از سلیمان احمسی و او از پدرش نقل کرده که گفت: علی(ع) فرمود: به خدا هیچ آیه ای نازل نگشت مگر آنکه به من تعلیم داده شد که درباره چه چیزی و چه کسی و بر چه کسی نازل شده است پروردگارم به من دلی بسیار فهیم و خردمند بخشیده و زبانی ناطق داده است. ()

ج .از ابوالطفیل نقل است که حضرت علی فرمود: از من درباره کتاب خدا بپرسید، زیرا، هیچ آیه ای نیست مگر آنکه من می دانم شب نازل شده یا روز،در بیابان و خشکی نازل شو یا در کوه. ()

آنچه در این جا شایان ذکر است که بسیاری از دانایان صحابه،خود را ریزه خوار خان علوم بی کران علوی می دیدند.

از ابن عباس نقل است که می گفت:

«و ما علمی و علم أصحاب محمد(ع)فی علم علی الا کقطره فی سبعه أبحر» ()

«دانش من و اصحاب من در برابر دانش علی همچون قطره ای است در برابر هفت دریا»

همچنین گفته است :

و الله اعطی علی بن ابی طالب تسعه أعشار العلم و لقد شارکهم می العشرالعاشر»

«به خدا سوگند نه درصد علوم به علی بن ابی طالب داده شده و در آن یک دهم باقیمانده نیز ایشان با دیگران شریک است»

و از عبدالله بن مسعود چنین نقل شده که گفته است:

«ان القرآن علی سبعه أحرف ،ما منها حرف الا وله طهر و بطن و ان علی بن ابی طالب عنده منه الظاهر و الباطن»

«حقیقتاً قرآن بر 7 حرف نازل شده و هر حرفی را ظاهر و باطن است و دانش ظاهر و باطن قرآن نزد علی است».

و نیز گفته است :

«کان علی خیر الناس و أعلمهم بعد رسول الله و لقد رأیته کان بحرأیسیل سیلأ»

«علی بهترین و داناترین مردم پس از پیامبر بود و من او را بسان دریایی یافتم که همواره جاری است »

ابو طفیل می گوید:

«شهیدت علیأو هو یخطب و یقول سلونی فو الله لا تسألونی عن شیءیکون الی یوم الا حد ثتکم به و سلونی عن کتاب الله فوالله ما من آیه الا و أنأأعلم أبلیل نزلت أم بنهار أم فی سهل أم فی جبل»

«خود شاهد بودم و علی را در حال خطابه دیدم که می گفت: از من بپرسید، زیرا به به خدا سوگند از هیچ چیز تا روز قیامت نمی پرسید مگر آنکه با شما از آن سخن می گویم درباره کتاب خدا از من بپرسید که به خدا سوگند هیچ آیه ای نیست مگر آن که من میدانم شب هنگام نازل شده یا روز در دشت نازل شده یا در کوهستان»

 

تبیین کنندگان قرآن

به دنبال آنچه گفته شد وجوب پیروی از پیشوایان معصوم نیز روشن می شود. زیرا فقط رهبر معصوم است که «ما ینطق الهوی ان هو الا و حی یوحی» یعنی: «از روی هوی و هوس سخن نمی گوید. بلکه سخنش جزء وحی چیز دیگر نیست

وحی دو گونه است: 1.وحی نص، 2.وحی معنا

اما «وحی نص» عبارت از قرآن کریم است که معجزه جاویدان رسول خدامی باشد و «وحی معنا»همان «سنت»است که از وحی تلقی فرموده و در کلام و الفاذ مناسب برای مردم بیان کرده اند.و این همانند «وحی نص»متابعتش واجب است.چنان که خداوند متعال فرموده است: اطیعوا الله و أطیعواالرسول» آیات کریمه قرآن درباره وجوب پیروی از سنت، فراوان است همچنین روایات صحیحه ای وجود دارد که برای نمونه روایتی را که اصول کافی از فضیل بن یسار نقل می کند در اینجا می آوریم که گفت «سمعت أبا عبدالله یقول لبعض أصحاب قیس الماصر () : «ان الله عزوجل ،أدب نبیه، فأحسن أدبه ،فلما أکمل له الأدب قال:«انک لعلی خلق عظیم »ثم فوض الیه أمر الین و الامه لیسوس عباده» شنیدم امام صادِ به بعضی از اصحاب قیس معاصر فرمود: خداوند عزوجل ،پیمبرش را تأدیب فرمود و محاسن آداب رابه وی آموخت، و چون آداب نبکو را جهت وی تکمیل نمود ،به وی خطاب کرد: «تو خلقی عظیم داری»سپس امر دین و امت را به او تفویض فرمود که بدین وسیله بندگانش را سیاست و رهبری نماید». مقصود از «تفیض امر دین» که در روایت فوِق ذکر شده این است که احکام الهی را برای مردم تبیین کند. چنان که در آیه 44از سوره نحل چنین امده است: «و أنزلنا ألیک الذکر لتبین للناس مکا ألیهم» چنان که از توصیفات گذشته بدست می آید عبارت «ما نزل الیهم»اشاره به «وحی معنا» است.

و خطیب بغدادی در کتاب «الکفایه فی علم الروایه» از رسول الله(ع) نقل می کند.

انه قال: الا انی أوتیک الکتاب و مثله معه، الا، نی قد أوتیک القرآن و مثله الا یوشیک رجل شبعان علی أریکه،یقول:علیکم بهذاالقرآن:فما وجدتم فیه من حلال فأحلوه،و ما وجدتم فیه من حرام فحرموه که آن حضرت فرمودند: آگاه باشید یقینأ من به قرآن و مثل قرآنی «یعنی سنت» داده شده است. آگاه باشید نزدیک می بینم مردمی با شکم سیر چون نو عروسی در حجله می گویید: «فقط به قرآن تمسک کنید: آنچه در قرآن حلال کرده حلال بشمارید و آنچه را حرام کرده حرام بشمارید»

و معنای سخنش این است که سنت قابل تمسک نیست.

البته سعادت ابدی، در پرتو تربیت صحیح در دامن کتاب و سنت ممکن است. ولی بعد از رحلت رسول الله بر اثر فتنه کوری که پدید آمد دستیابی به سنت بسیار مشکل شد خصوصأ مکتبهای مختلف که به ظهور رسید و دشمنان اسلام برای خاموش کردن نور اسلام به هر وسیله ای چنگ زدند. تا جایی که ائمه اطهار که مستودع و امانتدار کتاب و سنت بودند، در تبیین شنت بسیاری از اوقات از بیان صریح خودداری می گردند و بیانهای توریه و چند پهلو را ادا می کردند. در روایاتی چنین آمده: «کلام ما گاهی قابل حمل بر هفتاد وجه و محل است فقیه آن کسی است که از میان آنها مقصد ما را در یابد» و الزامأ معرفت به وجوه مطابق با واقع به وسیله تعلیم یافتگان مکتب آنها،یعنی اصحابشان و فقهای شیعه است. لذا، امام راحل در حفظ «فقه سنتی» اسرار فوِ العاده داشتند و بارها بدان توصیه می فرمودند.

 

دیدگاه شیعه درباره مصونیت قرآن از تحریف

شبهه تحریف

با توجه به این که امروز اثری از کتاب حضرت نوح و حضرت ابراهیم در دست نیست و کتاب حضرت موسی به صورت اصلی،یافت نمی شود. از کجا بدانیم که آنچه امروز به نام آخرین کتاب آسمانی در دست ماست هیچگونه تغیر و تبدیلی در آن راه نیافته و نه چیزی بر آن افزوده و نه چیزی از آن کاسته شده است؟

شواهد تاریخی بر مصونیت قرآن

1. اهتمام رسول خدا و جانشینان معصومش به کتاب و ضبط آیات .

2. اهتمام مسلمانان به حفظ قرآن، «به طوری که تنها در یک جنگ، عدد شهدایی که قرآن حفظ بودند به هفتاد نفر رسید.

3. نقل متواتر قرآن در طول چهارده قرن.

صرف نظر از قرائن یقین آور تاریخی در مورد عدم تحریف قرآن کریم، متوان مصونیت آن را با بیانی مرکب از یک دلیل عقلی و یک دلیل نیز ثابت کرد.

زیاد نشدن چیزی بر قرآن (دلیل عقلی)

زیاد نشدن چیزی بر قرآن کریم، مورد اجماع همه مسلمانان، بلکه مورد اتفاِ همه آگاهان جهان است.علاوه بر این اگر فرض شود که مطلب تامی بر قرآن افزوده شده. معنایش این است که آوردن مثل قرآن، امکان داشته است و چنین فرضی با اعجاز قرآن و عدم توانایی بشر برآوردن مثل آن، سازگار نیست. و اگر فرض شود که تنها یک کلمه یا آیه کوتاهی افزوده شده، لازمه این است که نظم سخن به هم خورده باشد و از صورت اصلی اعجازآمیز خارج شده باشد و در صورت قابل تقلید و آوردن مثل آن خواهد بود.

پس به همان دلیلی که معجزه بودن قرآن کریم، ثابت شد محفوظ بودن ان از اضافات نیز ثابت است .

کم نشدن چیزی از قرآن (دلیل نقلی)

بعد از آن که ثابت شد که همه قرآن موجود، کلام خداست و چیزی بر آن افزوده نشده،مفاد آیات آن به عنوان محکم ترین دلایل نقلی و تعبدی حجت می شود. و یکی از مطالب که از آیات کریمه قرآن بدست می آید همین است که خدای متعال، مصونیت این کتاب را از هر گونه تحریفی ضمانت کرده است.

این مطلب از آیه «9» از سوره حجر،استفاده می شود که می فرماید:

«أنانحن نزلناالذکرو أناله لحافظون»

و بدین ترتیت، مصونیت قرآن کریم از تحریف به زیادی و حذف، با بیانی مرکب از یک دلیل عقلی و یک دلیل نقلی ثابت م ی شود. شایان ذکر است که منظور از مصونیت قرآن شریف از تحریف، آن نیست که هر جا کتابی به نام قرآن یافت شود قرآن کامل و محفوظ از اشتباهات کتابی یا قرائتی باشد بلکه منظور آن است که قرآن کریم آن چنان در میان بشر،باقی بماند که طالبان حقیقت، امکان دسترسی به همه آیات آن بدان گونه که نازل شده است داشته باشد.

 

| ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ - چهارشنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩٠
+ نظرات ()
 
        منوی اصلی
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
 
        درباره وبلاگ

 
         نویسندگان

 
       موضوعات مطالب
احادیث و روایات(٢۸۸)
تشیع و تاریخ(۱٩٩)
تاریخ و عاشورا(٦٠)
نگارخانه(٥٠)
اسناد شهادت حضرت زهرا(۳٧)
اسناد امامت امام علی ازکتب اهل سنت(٢۸)
زندگی نامه امام علی(٢٦)
ادعیه و زیارات(٢٦)
عایشه(٢۳)
شعر مذهبی(٢٠)
قرآن(۱٩)
دانلود(۱۸)
دانش و کرامات امام علی(۱٥)
روایات اهل سنت درباره عمر(۱٤)
داستان(۱٤)
وهابیت(٧)
جنایات سپاه اعراب(٧)
اسناد شهادت پیامبر(٤)
حفصه(۳)
تقویم و اعمال ماه رجب(٢)
اسناد امامت امام علی ازکتب اهل سنت(٢)
مهدویت(۱)
جنایات سپاه اعراب(۱)
 
       سایر امکانات

  RSS 

POWERED BY
PersianWeblog.COM

 قالب غدیر

.... ..

اسناد امامت امام علی و شهادت فاطمه ع
لوگو وبلاگ
...
...

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

... ... ...

.... .... ...
.
.
...
 ...

زیارت عاشورا

ذکر کاشف الکرب

دعای عظم البلا

...

 

 ... Online User ...

 


تمامی حقوق محفوظ می باشد!

www.amiremomenin.persianblog.ir- Designed By shahrooz tehrani