داستان سگ یک یهودی که جامه دشمنان علی را درید - امیرالمومنین امام علی (ع)
   
  امیرالمومنین امام علی (ع)

 

 

 

 

 

در مذهب ، كلام حق ، ناد علي است * طاعت كه قبول شود ياد علي است * از جمله آفرينش كون و مكان * مقصود خدا علي و اولاد علي است * منسوب به حضرت حافظ

        آخرین مطالب 

انسان ممکن الخطاست
شیر و شمشیر خدا
سخن امام علی(ع) درباره مهمترین عامل شتاب انتقام خدا
علامه مجلسی و صوفیه
احادیثی در مورد حق الناس!!!
پیش بینی داعش توسط امیرالمومنین (ع)
پیش بینی حضرت علی (ع) درباره سرنوشت آمریکا+لینک دانلود کتاب
دانلود کتاب نظرات سیاسی در نهج البلاغه
دعایی از حضرت علی(ع): طلب همسر خوب از خداوند
کم فروشی وگران فروشی از نظر قرآن
برخی از عوامل گمراهی های سیاسی از نگاه امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه
احادیت ائمه درباره عقل و جهل
زیارت حضرت امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه)
لزوم تفکیک بین ورود اسلام به ایران و حکومت اموی و عباسی
خطاب خداوند در قرآن
سازشکاری از نظر امام علی (ع)
با وجود امام سجاد(ع) چرا مختار به خون خواهی برخاست؟
توصیه های حضرت علی(ع) برای کسانی که نعمت های خدا را از دست می دهند؟
چرا به امام حسین(ع) اباعبدالله می‌گویند؟
چگونه بنی امیه عاشورا را به عنوان عید معرفی کردند؟
گناهی که مرگ را نزدیک‌تر می‌کند!
۴۰ حدیث نورانی درباره امام حسین (ع)
25 حدیث درمذمت دروغ ازفرمایشات پیامبر(ص) وائمه علیهم السلام:
احادیثی گهربار از حضرت علی(ع)
ماجرای شهادت حضرت علی (ع)

 

        آرشیو مطالب

اسفند ٩٥
خرداد ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
آبان ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸

 

            پیوندها

آپلود عکس و فایل
وبلاگی برای خدا
قرآن به تفکیک موضوع
جستجوی کلمات و عبارات در قرآن
تفسیر مطالب علمی قرآن
شناخت عمر از کتب اهل سنت
دین و اندیشه (تبیان)
سایت حوزه
موسسه تحقیقاتی ولیعصر
سایت غدیر
سایتهای مذهبی
با آل علی هر کی در افتاد ور افتاد
مناقب و فضایل امیرالمومنین
وبلاگ چهره واقعی عمر
احادیث و روایات
سایت سنت
کتابخانه تاریخ ایران و اسلام
موعود
وعده صادق
شیعه آنلاین
شیعه نیوز
برده داری در اسلام
پاسخ به شبهه افکنان قران و اسلام
پرسش و پاسخ دینی
شمیم شیعه پاسخ به شبهات
غربت مادر سیلی خورده فاطمه
حدیث

 

        صفحات جانبی

- زندگینامه حضرت علی اکبر
- زندگی نامه حضرت حکیمه خواهر امام هادی
- زندگینامه حضرت ام البنین (س)
- زندگینامه حضرت نرجس
- زندگینامه حضرت نجمه
- زندگینامه حضرت معصومه
- زندگینامه سکینه دختر امام حسین
- زندگینامه ابوالفضل العباس
- زندگینامه زینب کبری
- زندگینامه حضرت محمد (ص)
- زندگینامه حضرت فاطمه (س)
- زندگینامه حضرت خدیجه (س)
- زندگینامه امام علی (ع)
- زندگینامه امام حسن (ع)
- زندگینامه امام حسین (ع)
- زندگینامه امام سجاد (ع)
- زندگینامه امام باقر (ع)
- زندگینامه امام صادق (ع)
- زندگینامه امام موسی کاظم (ع)
- زندگینامه امام رضا (ع)
- زندگینامه امام جواد الائمه
- زندگینامه امام هادی (ع)
- زندگینامه امام حسن عسگری
- زندگینامه امام مهدی (عج)
- روایات مربوط به اخر زمان

 
        لوگوی دوستان
..

اسناد امامت امام علی و شهادت فاطمه ع

 شناخت عمر بن الخطاب از منابع اهل سنت

 شيعه اميرالمومنين عليه السلام

نقد صحیحین

حديث اشک|اشعار اهل بيت (ع)

قرآن و اهل بیت تنها راه نجات

...

 
داستان سگ یک یهودی که جامه دشمنان علی را درید

از ابی هریره منقول است که:

صبحی با رسول خدا نماز صبح کرده بودیم، آن جناب پشت مبارک به محراب داده بود و روی به اصحاب آورده در صحبت بود که مردی از انصار رسیده،پیش آمد و گفت : یا رسول الله گذار من بر در خانه ی فلان شخص افتاد که سگی دارد و آن سگ سر راه بر من گرفته، جامه ی مرا درید و ساق مرا مجروح ساخته ، مرا در نماز صبح از خدمت شما محروم کرد و روز دیگر شخص دیگر آمد و به همان طریق شکوه از ان سگ نمود و جامه ی دریده و ساق مجروح به آن حضرت نمود و از نرسیدن به نماز ناراحت بود.


پس رسول خدا برخاسته ،متوجه خانه آن شخص شده ،فرمود سگ عقور را قتل واجب است چون به در آن خانه رسید، انس پیش رفته در را بکوفت و صاحب خانه بیرون آمده گفت: یا رسول الله چه چیز شما را به خانه ی من آورده؟ و حال آنکه من بر دین شما نیستم و اگر به من رجوعی بود مرا می بایست طلب فرمایید که به خدمت آیم. من که باشم که شما تصدیع کشیده، به خانه ی من درآیید.
حضرت رسول خدا فرمودند: تو را سگی درنده هست و هر روز یکی را مجروح سازد و جامه میدرد. آن سگ را بیاور تا بکشم که قتل سگ درنده واجب است.
پس آن مرد به درون خانه دویده، ریسمانی در گردن سگ کرده، کشان کشان بیرون آورد. چون چشم آن سگ به حضرت رسول افتاد، به قدرت الهی به زبان آمده گفت: السلام علیک یا رسول الله. چه چیز شما را به اینجا در آورده است و سبب قتل من چیست؟
حضرت فرمود که دیروز فلان را و امروز فلان را جامه دریده ای و پاهای ایشان را مجروح ساخته و از نماز محروم کرده ای.
آن سگ به زبان فصیح گفت: یا رسول الله مرا کار به مؤمنان نیست و این دو شخص از جمله ی منافقان و دشمنان امیرالمومنین اند و چون به خانه ی خود می روند ابن عم تو را ناسزا میگویند و سب میکنند. واگر ایشان چنین نمیبودند متعرض ایشان نمیشدم، ولیکن مرا اخوت عربیت و همیت اهل بیت  و محبت علی بر آن میدارد که دشمنان او را به قدر امکان ایذا کنم و اهانت برسانم، چون رسول خدا این کلمات را از آن حیوان که دمش به از ریش منافقان است شنید، به صاحب سگ سفارش نمود که مشفقانه با آن سگ سلوک نماید و خواست که برگردد.

آن مرد به دست و پای آن حضرت افتاد و گفت : یا رسول الله هرگاه سگ من شهادت به رسالت تو داده باشد من کم از سگی باشم اگر ایمان به تو نیاورم، دست بده تا مسلمان شوم. من گواهی میدهم که خدا یکی است و تو رسول و فرستاده ی خدایی و ابن عم تو ولی خدا و وصی مصطفی است هر که با او بد باشد صد مرتبه از سگ کمتر است و جای او در وسط جهنم و آن مرد توفیق اسلام یافت و جمیع آنهایی که در خانه ی او بودند مسلمان شدند.

حدیقة الشیعه/فصل یازدهم در معجزات علوی/صفحه ۴۰۶

 

 

متن اوراق محبت دیدنی است

قصه ی عشق علی بشنیدنی است

 

از کلام پُر حلاوت قند گیر

وز بزرگان طریقت پند گیر

 

عشق مولا قوت دل می دهد

پند بر مجنون وعاقل میدهد

 

این حکایت باشد از اهل نفاق

بشنو از من،چون فتاده اتفاق

 

از دورویان زمان مصطفی(ص)

از صحابه، اهل نیرنگ و ریا

 

صبحگاهان بر سوی مسجد روان

مضطرب، آسیمه سر، ناله کنان

 

کای رسول الله ، بر دادم برس

دیده ام صدمه ، به فریادم برس

 

از گذرگاهی که میکردم گذر

شد سگی ناگاه بر من حمله ور

 

سگ چه سگ!؟ گوئی که گرگ اندر شب است!

صاحبی دارد یهودی مذهب است

 

سگ چه سگ ؟! هار است، دندانم زده

زخمها بر جسم و بر جانم زده

 

این منم با جامه های پاره ای

یارسول الله، بنما چاره ای

چون شنید این شکوه را پیک خدا

ذره ای هرگز نکردی اعتنا

 

صبح فردا واقعه تکرار شد

شدت آن حادثه بسیار شد

 

از صحابه یک نفر با ترس وبیم

با لباسی پاره و حالی وخیم

 

رو به سوی احمد مختار کرد

از وجود حادثه گفتار کرد :

 

ای رسول الله ، ای خیر البشر

نیست در این شهر امنیت دگر

 

 در فلان نقطه سگی بیمار بود

بدتر از درندگان هار بود

 

او زده بر دست و پایم زخمها

چاره ای اندیشه کن یا مصطفی

 

تا رسول الله بشنید این سخن

گفت: باز آیید ای اصحاب من

 

کوچه طی شد در آن گفت و شنود

شد سراغ خانه ی مرد یهود

 

کوبه را کوبید تا در باز شد

نغمه های عاشقی آغاز شد

 

آن یهودی مرد آمد با وقار

تا بگیرد نزد پیغمبر قرار

 

کور بود اما جمال یار دید

آن دل غافل ، دل و دلدار دید

 

گفت با احمد : مشرّف، مرحبا

سرفرازم کرده ای یا مصطفی

 

دیدن روی تو درک لذت است

همکلامی با تو فوق عزت است

 

من سراپا گوش هستم ای نکو

هر چه میخواهد دل تنگت بگو

 

گفت احمد با یهودی این سخن

رو ، سگ خود را بیاور نزد من

 

گرچه گفتار تو گفتاری نکوست

لیک نزد تو سگی درنده خوست

 

ما از این درنده خویی  ناخوشیم

سگ اگر شد هار او را میکشیم

 

آن یهودی رفت و بعد از اندکی

ناگهان برگشت همراه سگی

 

تا که چشم سگ به پغمبر فتاد

او به اذن حق زبان را برگشاد :

 

ای رسول الله، ای خیر الانام

السلام ای ختم مرسل، السلام

 

گفت احمد : ای سگ این رهگذر

کرده ای چندی است ایجاد خطر

 

 از هجومت عده ای در وحشتند

ساکنان کوچه بی امنیتند

 

حکم ما این است نابودت کنیم

آتش افروزیم تا دودت کنیم

سگ چو بشنید از پیمبر این سخن

اشک ریزان گفت : ای مولای من

 

ای امیر عالم  جن و بشر

چیست جُرم من در این کوی و گذر

 

سدّ راهی کرده ام ، تنبیه کن

گر گناهی کرده ام تنبیه کن

 

آن دو شخصی که ز من آزرده اند

نام حیدر را به زشتی بُرده اند

 

 دومی هم بی حیا چون اولی است

کارشان دشنام دادن بر علی است

 

ظاهرا عرض ارادت میکنند

باطنا هر دو خیانت میکنند

 

مخفیانه چونکه خلوت میکنند

بر پسر عمّت اهانت میکنند

 

این دو تن هستند دشمن با علی

من سگم اما شعارم یاعلی

 

من سگی هستم که کلب این درم

پاسبان آستان حیدرم

 

صاحبم گر چه یهودی مذهب است

در ادب بین یهودیها تک است

 

چون پیمبر این سخن از سگ شنید

اشک شد از دیدگان او پدید

 

گفت پیغمبر به آن مرد یهود:

این سگ از من عُقده ی دل را گشود

 

شخص عاصی مستحق کیفر است

این سگ از شخص منافق بهتر است

 

 گفت با مرد یهودی مصطفی :

قدر این سگ را بدان دارد وفا

 

عشق یعنی در تولا سوختن

حق شناسی را ز سگ آموختن

 

تا یهودی واقف از اسرار شد

دیده ی حق بین او بیدار شد


گفت : حق را با نبی بشناختم

عشق را من با علی بشناختم


من شهادت میدهم پیغمبری

بر رسولان دو عالم سروری


بر وصی تو یقین دارم یقین

جان به قربان امیرالمؤمنین


ماجرای سگ که بحث روز بود

در نتیجه معرفت آموز بود


کاش آن سگ زنده در ایام بود

گاه در کوفه، گهی در شام بود


سنگ کی میخورد بر رأس شهید؟!

اینچنین سگ کوفیان را می درید

| ٥:۱٥ ‎ب.ظ - پنجشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩۱
+ نظرات ()
 
        منوی اصلی
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
 
        درباره وبلاگ

 
         نویسندگان

 
       موضوعات مطالب
احادیث و روایات(٢۸۸)
تشیع و تاریخ(۱٩٩)
تاریخ و عاشورا(٦٠)
نگارخانه(٥٠)
اسناد شهادت حضرت زهرا(۳٧)
اسناد امامت امام علی ازکتب اهل سنت(٢۸)
زندگی نامه امام علی(٢٦)
ادعیه و زیارات(٢٦)
عایشه(٢۳)
شعر مذهبی(٢٠)
قرآن(۱٩)
دانلود(۱۸)
دانش و کرامات امام علی(۱٥)
روایات اهل سنت درباره عمر(۱٤)
داستان(۱٤)
وهابیت(٧)
جنایات سپاه اعراب(٧)
اسناد شهادت پیامبر(٤)
حفصه(۳)
تقویم و اعمال ماه رجب(٢)
اسناد امامت امام علی ازکتب اهل سنت(٢)
مهدویت(۱)
جنایات سپاه اعراب(۱)
 
       سایر امکانات

  RSS 

POWERED BY
PersianWeblog.COM

 قالب غدیر

.... ..

اسناد امامت امام علی و شهادت فاطمه ع
لوگو وبلاگ
...
...

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

... ... ...

.... .... ...
.
.
...
 ...

زیارت عاشورا

ذکر کاشف الکرب

دعای عظم البلا

...

 

 ... Online User ...

 


تمامی حقوق محفوظ می باشد!

www.amiremomenin.persianblog.ir- Designed By shahrooz tehrani