روایات اهل سنت درباره ازدواج ام کلثوم و عمر - امیرالمومنین امام علی (ع)
   
  امیرالمومنین امام علی (ع)

 

 

 

 

 

در مذهب ، كلام حق ، ناد علي است * طاعت كه قبول شود ياد علي است * از جمله آفرينش كون و مكان * مقصود خدا علي و اولاد علي است * منسوب به حضرت حافظ

        آخرین مطالب 

انسان ممکن الخطاست
شیر و شمشیر خدا
سخن امام علی(ع) درباره مهمترین عامل شتاب انتقام خدا
علامه مجلسی و صوفیه
احادیثی در مورد حق الناس!!!
پیش بینی داعش توسط امیرالمومنین (ع)
پیش بینی حضرت علی (ع) درباره سرنوشت آمریکا+لینک دانلود کتاب
دانلود کتاب نظرات سیاسی در نهج البلاغه
دعایی از حضرت علی(ع): طلب همسر خوب از خداوند
کم فروشی وگران فروشی از نظر قرآن
برخی از عوامل گمراهی های سیاسی از نگاه امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه
احادیت ائمه درباره عقل و جهل
زیارت حضرت امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه)
لزوم تفکیک بین ورود اسلام به ایران و حکومت اموی و عباسی
خطاب خداوند در قرآن
سازشکاری از نظر امام علی (ع)
با وجود امام سجاد(ع) چرا مختار به خون خواهی برخاست؟
توصیه های حضرت علی(ع) برای کسانی که نعمت های خدا را از دست می دهند؟
چرا به امام حسین(ع) اباعبدالله می‌گویند؟
چگونه بنی امیه عاشورا را به عنوان عید معرفی کردند؟
گناهی که مرگ را نزدیک‌تر می‌کند!
۴۰ حدیث نورانی درباره امام حسین (ع)
25 حدیث درمذمت دروغ ازفرمایشات پیامبر(ص) وائمه علیهم السلام:
احادیثی گهربار از حضرت علی(ع)
ماجرای شهادت حضرت علی (ع)

 

        آرشیو مطالب

اسفند ٩٥
خرداد ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
آبان ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸

 

            پیوندها

آپلود عکس و فایل
وبلاگی برای خدا
قرآن به تفکیک موضوع
جستجوی کلمات و عبارات در قرآن
تفسیر مطالب علمی قرآن
شناخت عمر از کتب اهل سنت
دین و اندیشه (تبیان)
سایت حوزه
موسسه تحقیقاتی ولیعصر
سایت غدیر
سایتهای مذهبی
با آل علی هر کی در افتاد ور افتاد
مناقب و فضایل امیرالمومنین
وبلاگ چهره واقعی عمر
احادیث و روایات
سایت سنت
کتابخانه تاریخ ایران و اسلام
موعود
وعده صادق
شیعه آنلاین
شیعه نیوز
برده داری در اسلام
پاسخ به شبهه افکنان قران و اسلام
پرسش و پاسخ دینی
شمیم شیعه پاسخ به شبهات
غربت مادر سیلی خورده فاطمه
حدیث

 

        صفحات جانبی

- زندگینامه حضرت علی اکبر
- زندگی نامه حضرت حکیمه خواهر امام هادی
- زندگینامه حضرت ام البنین (س)
- زندگینامه حضرت نرجس
- زندگینامه حضرت نجمه
- زندگینامه حضرت معصومه
- زندگینامه سکینه دختر امام حسین
- زندگینامه ابوالفضل العباس
- زندگینامه زینب کبری
- زندگینامه حضرت محمد (ص)
- زندگینامه حضرت فاطمه (س)
- زندگینامه حضرت خدیجه (س)
- زندگینامه امام علی (ع)
- زندگینامه امام حسن (ع)
- زندگینامه امام حسین (ع)
- زندگینامه امام سجاد (ع)
- زندگینامه امام باقر (ع)
- زندگینامه امام صادق (ع)
- زندگینامه امام موسی کاظم (ع)
- زندگینامه امام رضا (ع)
- زندگینامه امام جواد الائمه
- زندگینامه امام هادی (ع)
- زندگینامه امام حسن عسگری
- زندگینامه امام مهدی (عج)
- روایات مربوط به اخر زمان

 
        لوگوی دوستان
..

اسناد امامت امام علی و شهادت فاطمه ع

 شناخت عمر بن الخطاب از منابع اهل سنت

 شيعه اميرالمومنين عليه السلام

نقد صحیحین

حديث اشک|اشعار اهل بيت (ع)

قرآن و اهل بیت تنها راه نجات

...

 
روایات اهل سنت درباره ازدواج ام کلثوم و عمر

روایات زیادی از طریق اهل سنت در باره این ازدواج وارد شده است که تمامی این روایات از نظر سندی مشکل دارند و نیز آن قدر با هم تعارض دارند که هرگز قابل جمع نیستند .


 

  حضرت آیت الله میلانی در کتاب « تزویج ام کلثوم من عمر » تمامی این روایات را بررسی و رد کرده است . از آن‌جایی که هدف ما بر خلاصه نویسی است‌ ، از بررسی باقی روایات خودادری می‌کنیم و فقط یک روایت را که بخاری در صحیحش نقل کرده ، بررسی خواهیم کرد که اتفاقا تنها روایتی که اهل سنت می‌توانند ادعا کنند که از نظر سندی مشکلی ندارد ، همین روایت است ؛ اما ما ثابت خواهیم کرد که حتی همین روایت نیز نمی‌تواند اهل سنت را به مقصودشان برساند . بخاری می‌نویسد :

حَدَّثَنَا عَبْدَانُ، أَخْبَرَنَا عَبْدُ اللَّهِ، أَخْبَرَنَا یُونُسُ، عَنِ ابْنِ شِهَاب [ زهری ]، قَالَ ثَعْلَبَةُ بْنُ أَبِی مَالِک إِنَّ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ رضى الله عنه قَسَمَ مُرُوطًا بَیْنَ نِسَاء مِنْ نِسَاءِ الْمَدِینَةِ، فَبَقِیَ مِرْطٌ جَیِّدٌ فَقَالَ لَهُ بَعْضُ مَنْ عِنْدَهُ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ أَعْطِ هَذَا ابْنَةَ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم الَّتِی عِنْدَکَ .

یُرِیدُونَ أُمَّ کُلْثُوم بِنْتَ عَلِیّ. فَقَالَ عُمَرُ أُمُّ سَلِیط أَحَقُّ. وَأُمُّ سَلِیط مِنْ نِسَاءِ الأَنْصَارِ، مِمَّنْ بَایَعَ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم. قَالَ عُمَرُ فَإِنَّهَا کَانَتْ تَزْفِرُ لَنَا الْقِرَبَ یَوْمَ أُحُد. قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ تَزْفِرُ تَخِیطُ.

کتاب الجهاد والسیر، ب 66 ، باب حَمْلِ النِّسَاءِ الْقِرَبَ إِلَى النَّاسِ فِی الْغَزْوِ ، ح2881 .

ثعلبة بن مالک می‌گوید : عمر ، لباس یا روسری‌هایی را بین زنان مدینه تقسیم می‌کرد ، یکی از لباس‌های ارزشمند باقی مانده بود ، گفتند این سهم دختر پیامبر است که نزد تو است . مقصود دختر علی (علیه السلام) بود . عمر گفت : ام سلیط که از زنان مدینه بود سزاوارتر است ؛ زیرا او در روز احد مشک‌های پاره را وسله می‌زد و می‌دوخت .

در سند این روایت شهاب الدین زهری وجود دارد که :

زهری ، در خدمت گروه جعل حدیث بنی امیه :

اولاً : زهری از کسانی است که در دربار بنی امیه ، عضو گروه جعل حدیث بوده است ؛ چنانچه ابن عساکر ، از علمای بزرگ اهل سنت در کتاب تاریخ مدینه دمشق می‌نویسد :

نا جعفر بن إبراهیم الجعفری قال کنت عند الزهری أسمع منه فإذا عجوز قد وقفت علیه فقالت یا جعفری لا تکتب عنه فإنه مال إلى بنی أمیة وأخذ جوائزهم فقلت من هذه قال أختی رقیة خرفت قالت خرفت أنت کتمت فضائل آل محمد .

تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج 42 ، ص 228

جعفر بن ابراهیم جعفرى مى گوید : در حال شنیدن حدیث از زهری بودم ، ناگهان زن کهن سالى آمده و گفت : اى جعفرى از زهرى حدیث نقل نکن . چون به بنى امیّه تمایل یافته و جوائزشان را دریافت کرده است ! گفتم : این زن کیست ؟ زهرى گفت : خواهر من است و خرفت ـ دیوانه ـ شده  است .

آن زن در پاسخ گفت: تو خرفت ـ دیوانه ـ شده اى ؛ زیرا که فضائل آل محمد را کتمان و پنهان مى کنى!

ابن حجر در ترجمه اعمش می‌گوید :

وحکى الحاکم عن ابن معین أنه قال أجود الأسانید الأعمش عن إبراهیم عن علقمة عن عبد الله فقال له انسان الأعمش مثل الزهری فقال برئت من الأعمش أن یکون مثل الزهری الزهری یرى العرض والإجازة ویعمل لبنی أمیة والأعمش فقیر صبور مجانب للسلطان ورع عالم بالقرآن .

تهذیب التهذیب ، ابن حجر ، ج 4 ، ص 197 .

حاکم ( نیشابوری) از ابن معین نقل کرده است که : بهترین سند این است که اعمش از ابراهیم ، از علقمه و او از عبد الله نقل کند . شخصی از او سؤال کرد ‌: اعمش مثل زهری است ؟ ابن معین گفت : بیزازم از این که اعمش مثل زهری باشد ؛ چرا که زهری دنبال مال دنیا و گرفتن جایزه بود و برای بنی امیه کار می‌کرد ؛ اما اعمش فقیر و صبور بود و از فرمانروایان دوری می‌کرد ، اهل ورع و عالم به قرآن بود .

و همچنین ذهبی در سیر اعلام النبلاء می‌نویسد :

کان رحمه الله محتشما جلیلا بزی الأجناد له صورة کبیرة فی دولة بنی أمیة .

سیر أعلام النبلاء ، الذهبی ، ج 5 ، ص 337 .

زهری ، دارای مال و ثروت زیادی بود و در حکومت بنی امیه اسم و رسمی داشت .

وتوفی عبد الملک ، فلزمت ابنه الولید ، ثم سلیمان ، ثم عمر بن عبد العزیز ، ثم یزید ، فاستقضى یزید بن عبد الملک على قضائه الزهری و...

سیر أعلام النبلاء ، الذهبی ، ج 5 ، ص 331 .

وقتی عبد الملک از دنیا رفت ، زهری ملازم و همراه پسرش ولید شد ، بعد از او با سلیمان ، پس او با عمر بن عبد العزیز و بعد با یزید بود . و در دوران یزید بن عبد الملک منصب قضاوت را پذیرفت .

از طرفی علمای اهل سنت ؛ از جمله مزی و ذهبی از امام صادق علیه السلام نقل کرده‌اند که آن حضرت فرمود :

هشام بن عباد ، قال : سمعت جعفر بن محمد ، یقول : الفقهاء أمناء الرسل ، فإذا رأیتم الفقهاء قد رکنوا إلى السلاطین فاتهموهم .

تهذیب الکمال ، المزی ، ج 5 ، ص 88 و تاریخ الإسلام ، الذهبی ، ج 9 ، ص 92 .

هشام بن عباد می‌گوید : از جعفر بن محمد (علیه السلام) شنیدم که می‌فرمود : فقهاء امانت‌داران پیامبرانند ؛ پس هر گاه آنان را دیدید که به سلاطین تکیه کردند ( با آن‌ها ملازم شدند ) به آن ها بدبین شوید .

با این‌حال ، چگونه می‌شود به چنین شخصی که در دربار دشمنان امیر المؤمنین کارش جعل حدیث بر ضد امیر المؤمنین بوده است ، اعتماد کرد ؟

زهری ، کثیر الإدراج است :

ثالثاً : از آن‌جایی که زهری کثیر الأندارج بوده ، مدرجات و اضافات او حتی از دیدگاه بزرگان اهل سنت نیز هیچ اعتباری ندارد ؛ یعنی زهری از کسانی است که الفاظی را از پیش خود در احادیث پیامبر اضافه می‌کرده است و کلام خود را با کلام پیامبر خلط می‌کرده است وبا توجه به متن روایت ، ظاهرا جمله « یُرِیدُونَ أُمَّ کُلْثُوم بِنْتَ عَلِیّ » از اضافات زهری است و در اصل روایت نبوده است.

حسن بن سقاف از علمای اهل سنت در کتاب تناقضات البانی می‌نویسد :

ثم إن الزهری کان یدرج ألفاظا فی الأحادیث النبویة هی من فهمه أو تفسیره نبه على ذلک بعض الأئمة کالبخاری وربیعة شیخ الامام مالک ... وکم فی الفتح وغیره من جمل وکلمات وعبارات نبه علیها الحفاظ أنها من مدرجات وزیادات الزهری والله الهادی .

تناقضات الألبانی الواضحات ، حسن بن علی السقاف ، ج 3 ، ص 336 .

زهری ، الفاظی را در احادیث نبوی زیاد می‌کرد که آن الفاظ فهم و یا تفسیر خودش بوده است ؛ چنانچه بعضی از ائمه ؛ همانند بخاری ، ربیعة شیخ و امام مالک به آن اشاره کرده‌اند .

چه بسیار است در فتح الباری و ... جمله‌ها ، کلمات و عباراتی که حافظان حدیث اشاره کرده‌اند که آن‌ها از زیادات زهری است .

همان طوری که ابن حجر در فتح الباری موارد متعددی در باره مدرجات زهری در کتاب صحیح بخاری آورده که ما به چند مورد اشاره می‌کنیم :

1. تنبیه ) قوله «وبعض العوالی الخ» مدرج من کلام الزهری فی حدیث أنس بینه عبد الرزاق عن معمر عن الزهری ... فقال هو إما کلام البخاری أو أنس أو الزهری کما هو عادته .

فتح الباری ، ابن حجر ، ج 2 ، ص 23 .

2 . قال الخطابی هذه الزیادة یشبه أن تکون من کلام الزهری وکانت عادته أن یصل بالحدیث من کلامه ما یظهر له من معنى الشرح والبیان .

ج 5 ، ص 29 .

3 . ( قوله والعقب الخ ) بفتح العین المهملة وکسر القاف قوله وما نعلم أحدا من المهاجرات ارتدت بعد ایمانها هو کلام الزهری .

ج 5 ، ص 261 .

4 . ( قوله فهما على ذلک إلى الیوم ) هو کلام الزهری أی حین حدث بذلک .

ج 6 ، ص 141 .

5 . ( قوله وهی العوامر ) هو کلام الزهری أدرج فی الخبر وقد بینه معمر فی روایته عن الزهری فساق الحدیث .

و نیز موارد بسیاری ؛ از جمله : ج 6 ، ص 174 و ج 6 ، ص 249 و ج 7 ، ص 186 و ج 8 ، ص 87 و ج 9 ، ص 404 و ج 10 ، ص 78 و ج 10 ، ص 141 و ج 11 ، ص 507 و ج 12 ، ص 362 و ...

و همچنین نووی ، یکی دیگر از بزرگان اهل سنت در باره دو روایتی که از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم در باره جهر و یا اخفات قرائت نماز پشت سر امام جماعت وارده شده ، می‌نویسد :

( الشرح ) * هذان الحدیثان رواهما أبو داود والترمذی وغیرهما وقال الترمذی هما حدیثان حسنان وصحح البیهقی الحدیث الأول وضعف الثانی حدیث أبی هریرة وقال تفرد به عن أبی هریرة ابن أکیمة ، بضم الهمزة وفتح الکاف ، وهو مجهول قال وقوله فانتهى الناس عن القراءة مع رسول الله صلى الله علیه وسلم فیما جهر فیه هو من کلام الزهری وهو الراوی عن ابن أکیمة قاله محمد بن یحیى الذهلی والبخاری وأبو داود واستدلوا بروایة الأوزاعی حین میزه من الحدیث وجعله من قول الزهری .

المجموع ، محیى الدین النووی ، ج 3 ، ص 363 .

این دو حدیث را ابوداود ، ترمذی و دیگران نقل کرده‌اند . ترمذی گفته است که این دو حدیث حسن هستند . بیهقی ، حدیث اول را تصحیح و حدیث دوم را که حدیث ابو هریره از أبی اکیمه است تضعیف کرده است ؛ چرا که أبی اکیمة مجهول است . و نیز بیهقی گفته است که « فانتهى الناس عن القراءة مع رسول الله صلى الله علیه وسلم فیما جهر فیه » از کلام زهری است که زهری روایت را از أبی اکیمه نقل کرده است . این سخن را محمد بن یحیی الذهلی ، بخاری ، أبو داود گفته‌اند . و به روایت اوزاعی استدلال کرده‌اند ، هنگامی سخن زهری را از حدیث جدا کرده‌اند و آن را کلام زهری قرار داده‌اند .

این نشان می‌دهد که « مندرجات » زهری از دیدگاه اهل سنت ارزشی ندارد و الا بیهقی یکی از دلایل ضعف حدیث أبی هریره را اندارج زهری نمی‌دانست .

زهری از مدلسین بوده است :

رابعاً : زهری از مدلسین بوده است ؛ چنانچه ابن حجر عسقلانی در کتاب « تعریف اهل التقدیس بمراتب الموصوفین بالتدلیس » ، ص109 ، شماره 102/36 ، زهری را در مرتبه سوم از مدلسین قرار داده و در تعریف این مرتبه از مدلسین گفته است :

الثالثة : من أکثر من التدلیس فلم یحتج الأئمة من أحادیثهم إلا بما صرحوا فیه بالسماع ، ومنهم من رد حدیثهم مطلقا .

از طرف دیگر علمای اهل سنت تدلیس و مدلسین تقبیح کرده و تدلیس را برادر کذب دانسته‌اند ؛ چنانچه خطیب بغدادی در الکفایة فی علم الروایة از قول شعبة بن حجاج می‌نویسد :

عن الشافعی ، قال: «قال شعبة بن الحجاج: التدلیس أخو الکذب... وقال غندر: سمعت شعبة یقول : التدلیس فی الحدیث أشد من الزنا ، ولأن أسقط من السماء أحب إلی من أن أدلس... المعافى یقول: سمعت شعبة یقول : لأن أزنی أحب إلی من أن أدلس .

تدلیس ، برادر دروغ است . غنذر می‌گوید : از شعبه شنیدم که می گفت : تدلیس در حدیث از زنا بدتر است ، من از آسمان سقوط کنم برایم بهتر از این است که تدلیس کنم . معافی می‌گوید : از شعبه شنیدم که می‌گفت : من زنا کنم ، بهتر از این است که تدلیس کنم .

و در ادامه می‌نویسد :

«خرّب الله بیوت المدلّسین، ما هم عندی إلا کذابون» و«التدلیس کذب»

الکفایة فی علم الروایة ، ص‏395، دار الکتاب العربی بیروت .

خداوند ، خراب کند خانه تدلیس کنندگان را ، آن‌ها در نزد من جز دروغ نیستند . تدلیس همان دروغ است .

آیا بازهم می‌توان به روایت زهری اعتماد کرد ؟

زهری ، دشمن امام علی علیه السلام است :

ثانیاً : زهری نسبت به امیر المؤمنین علیه السلام بد گویی می‌کرده است . ابن أبی الحدید معتزلی شافعی در شرح نهج البلاغه می‌نویسد :

وَ کَانَ الزهْرِیُّ مِنَ الْمُنْحَرِفِینَ عَنْهُ علیه السلام

وَ رَوَى جَرِیرُ بْنُ عَبْدِ الْحَمِیدِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ شَیْبَةَ قَالَ شَهِدْتُ مَسْجِدَ الْمَدِینَةِ فَإِذَا الزُّهْرِیُّ وَ عُرْوَةُ بْنُ الزُّبَیْرِ جَالِسَانِ یَذْکُرَانِ عَلِیّاً فَنَالا مِنْهُ فَبَلَغَ ذَلِکَ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) فَجَاءَ حَتَّى وَقَفَ عَلَیْهِمَا فَقَالَ أَمَّا أَنْتَ یَا عُرْوَةُ فَإِنَّ أَبِی حَاکَمَ أَبَاکَ إِلَى اللَّهِ فَحَکَمَ لِأَبِی عَلَى أَبِیکَ وَ أَمَّا أَنْتَ یَا زُهْرِیُّ فَلَوْ کُنْتُ بِمَکَّةَ لَأَرَیْتُکَ کَرَامَتَکَ‏ .

شرح نهج البلاغة ، ابن أبی الحدید ، ج 4 ، ص 102

زهرى نیز از منحرفان نسبت به على علیه السلام بود . از محمد بن شیبه روایت شده است که روزى در مسجد مدینه زهرى و عروة بن زبیر نشسته بودند و از على بدگوئی ها میکردند . این خبر بعلى بن الحسین علیه السلام رسید پیش آن‌ها آمده و فرمود : اما تو عروه پدرم با پدرت پیش خدا حکومت بردند خدا به نفع پدرم حکومت کرد . و تو ای زهرى ! اگر در مکه بودى نشان می دادم که چه شخصیتى دارى .

آیا ادعای کسی را که از نواصب به شمار می‌رفته است و به همراه سرسخت‌ترین دشمنان آن حضرت همواره امیر المؤمنین علیه السلام را سبّ می‌کرده است می‌توان در باره اهل بیت علیهم السلام شنید و قبول کرد ؟

و امام علی بن الحسین علیه السلام در نامه به زهری می‌نویسد :

... وَ اعْلَمْ أَنَّ أَدْنَى مَا کَتَمْتَ وَ أَخَفَّ مَا احْتَمَلْتَ أَنْ آنَسْتَ وَحْشَةَ الظَّالِمِ وَ سَهَّلْتَ لَهُ طَرِیقَ الْغَیِّ بِدُنُوِّکَ مِنْهُ حِینَ دَنَوْتَ وَ إِجَابَتِکَ لَهُ حِینَ دُعِیتَ فَمَا أَخْوَفَنِی أَنْ تَکُونَ تَبُوءُ بِإِثْمِکَ غَداً مَعَ الْخَوَنَةِ وَ أَنْ تُسْأَلَ عَمَّا أَخَذْتَ بِإِعَانَتِکَ عَلَى ظُلْمِ الظَّلَمَةِ إِنَّکَ أَخَذْتَ مَا لَیْسَ لَکَ مِمَّنْ أَعْطَاکَ وَ دَنَوْتَ مِمَّنْ لَمْ یَرُدَّ عَلَى أَحَدٍ حَقّاً وَ لَمْ تَرُدَّ بَاطِلًا حِینَ أَدْنَاکَ وَ أَحْبَبْتَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ أَ وَ لَیْسَ بِدُعَائِهِ إِیَّاکَ حِینَ دَعَاکَ جَعَلُوکَ قُطْباً أَدَارُوا بِکَ رَحَى مَظَالِمِهِمْ وَ جِسْراً یَعْبُرُونَ عَلَیْکَ إِلَى بَلَایَاهُمْ وَ سُلَّماً إِلَى ضَلَالَتِهِمْ دَاعِیاً إِلَى غَیِّهِمْ سَالِکاً سَبِیلَهُمْ یُدْخِلُونَ بِکَ الشَّکَّ عَلَى‏ الْعُلَمَاءِ وَ یَقْتَادُونَ بِکَ قُلُوبَ الْجُهَّالِ إِلَیْهِمْ فَلَمْ یَبْلُغْ أَخَصُّ وُزَرَائِهِمْ وَ لَا أَقْوَى أَعْوَانِهِمْ إِلَّا دُونَ مَا بَلَغْتَ مِنْ إِصْلَاحِ فَسَادِهِمْ وَ اخْتِلَافِ الْخَاصَّةِ وَ الْعَامَّةِ إِلَیْهِمْ .

تحف العقول عن آل الرسول ص، ص: 276

بدان که ساده‏ترین نمونه کتمان و سبک ترین بارى که (در این راه) به دوش مى‏کشى ، این است که ترس و وحشتى را که ظالم ( از عواقب بیدادگرى و مردم آزارى در دل ) دارد تو با نزدیک شدن به او ( به عنوان یک مقام دینى ) و پذیرفتن دعوت گاه و بیگاهش تسکین مى‏دهى ، و راه ضلالت را برایش هموار مى‏کنى . من چه بیمناکم که تو فردا با گناه خود همراه ستمگران وارد شوى ، و از آن دست مزدها که براى همکارى با ظالمان دریافت کرده‏اى بازخواست شوى ، تو اموالى را به ناحق گرفته‏اى ، به کسى نزدیک شده‏اى که حق هیچ کس را رد نمى‏کند ، و تو نیز با نزدیکى به او باطلى را بر نمى‏گردانى ، با آن که به دشمنى خدا برخاسته طرح دوستى ریخته‏اى ، مگر نه این است که با این دعوت ها مى‏خواهند تو را چون قطب آسیا محور بیدادگری ها قرار دهند ، و ستمکارى‏ها را گرد وجود تو بچرخانند ؟ ترا پلى براى بلاها ( و مقاصد ) شان سازند ، نردبان گمراهی ها و مبلغ کجرویهایشان باشى ، و به همان راهى برندت که خود مى‏روند؟

مى‏خواهند با وجود تو علماى راستین را در نظر مردم مشکوک سازند ، و دلهاى عوام را بسوى خود کشند . [ اى عالم دین فروخته ] کارى که به دست تو مى‏کنند از عهده مخصوص‏ترین وزیران و نیرومندترین همکارانشان بر نمى‏آید ، تو بر خرابکاریهاى آنان سرپوش مى‏نهى، پاى خاص و عام را به بارگاهشان مى‏گشائى...

از این نیز که بگذریم ، زهری از کسانی است که از عمر بن سعد روایت نقل کرده است و با این کار دشمنی خود را با اهل بیت علیهم السلام علنی نموده است . عمر سعدی که جگر گوشه رسول خدا را با آن وضع فجیع به شهادت رساند و نوامیس رسول خدا را به اسارت گرفت . ذهبی می‌نویسد :

عمر بن سعد بن أبی وقاص ، عن أبیه ، وعنه ابنه إبراهیم ، وقتادة ، والزهری ، ولم یلحقاه .

الکاشف فی معرفة من له روایة فی کتب الستة ، الذهبی ، ج 2 ، ص 61 .

عمر بن سعد ، از پدرش روایت نقل کرده و از او پسرش ابراهیم ، قتاده و زهری روایت نقل کرده‌اند .

آیا چنین کسی می‌تواند مورد اعتماد باشد ؟ آیا روایت چنین کسی می‌تواند منبع عقائد مسلمانان باشد ؟

نتیجه : ازدواج ام کلثوم با عمر بن الخطاب ، از افسانه‌هایی است که بنی امیه برای بردن ضربه زدن به اهل بیت علیهم السلام و صمیمانه نشان دادن رابطه خلفا با امام علی علیه السلام وضع کرده‌اند .

| ٥:۱٠ ‎ب.ظ - شنبه ٢۳ امرداد ۱۳۸٩
+ نظرات ()
 
        منوی اصلی
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
 
        درباره وبلاگ

 
         نویسندگان

 
       موضوعات مطالب
احادیث و روایات(٢۸۸)
تشیع و تاریخ(۱٩٩)
تاریخ و عاشورا(٦٠)
نگارخانه(٥٠)
اسناد شهادت حضرت زهرا(۳٧)
اسناد امامت امام علی ازکتب اهل سنت(٢۸)
زندگی نامه امام علی(٢٦)
ادعیه و زیارات(٢٦)
عایشه(٢۳)
شعر مذهبی(٢٠)
قرآن(۱٩)
دانلود(۱۸)
دانش و کرامات امام علی(۱٥)
روایات اهل سنت درباره عمر(۱٤)
داستان(۱٤)
وهابیت(٧)
جنایات سپاه اعراب(٧)
اسناد شهادت پیامبر(٤)
حفصه(۳)
تقویم و اعمال ماه رجب(٢)
اسناد امامت امام علی ازکتب اهل سنت(٢)
مهدویت(۱)
جنایات سپاه اعراب(۱)
 
       سایر امکانات

  RSS 

POWERED BY
PersianWeblog.COM

 قالب غدیر

.... ..

اسناد امامت امام علی و شهادت فاطمه ع
لوگو وبلاگ
...
...

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

... ... ...

.... .... ...
.
.
...
 ...

زیارت عاشورا

ذکر کاشف الکرب

دعای عظم البلا

...

 

 ... Online User ...

 


تمامی حقوق محفوظ می باشد!

www.amiremomenin.persianblog.ir- Designed By shahrooz tehrani