بهلول کیست؟ آیا او واقعاً دیوانه بوده است؟ - امیرالمومنین امام علی (ع)
   
  امیرالمومنین امام علی (ع)

 

 

 

 

 

در مذهب ، كلام حق ، ناد علي است * طاعت كه قبول شود ياد علي است * از جمله آفرينش كون و مكان * مقصود خدا علي و اولاد علي است * منسوب به حضرت حافظ

        آخرین مطالب 

انسان ممکن الخطاست
شیر و شمشیر خدا
سخن امام علی(ع) درباره مهمترین عامل شتاب انتقام خدا
علامه مجلسی و صوفیه
احادیثی در مورد حق الناس!!!
پیش بینی داعش توسط امیرالمومنین (ع)
پیش بینی حضرت علی (ع) درباره سرنوشت آمریکا+لینک دانلود کتاب
دانلود کتاب نظرات سیاسی در نهج البلاغه
دعایی از حضرت علی(ع): طلب همسر خوب از خداوند
کم فروشی وگران فروشی از نظر قرآن
برخی از عوامل گمراهی های سیاسی از نگاه امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه
احادیت ائمه درباره عقل و جهل
زیارت حضرت امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه)
لزوم تفکیک بین ورود اسلام به ایران و حکومت اموی و عباسی
خطاب خداوند در قرآن
سازشکاری از نظر امام علی (ع)
با وجود امام سجاد(ع) چرا مختار به خون خواهی برخاست؟
توصیه های حضرت علی(ع) برای کسانی که نعمت های خدا را از دست می دهند؟
چرا به امام حسین(ع) اباعبدالله می‌گویند؟
چگونه بنی امیه عاشورا را به عنوان عید معرفی کردند؟
گناهی که مرگ را نزدیک‌تر می‌کند!
۴۰ حدیث نورانی درباره امام حسین (ع)
25 حدیث درمذمت دروغ ازفرمایشات پیامبر(ص) وائمه علیهم السلام:
احادیثی گهربار از حضرت علی(ع)
ماجرای شهادت حضرت علی (ع)

 

        آرشیو مطالب

اسفند ٩٥
خرداد ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
آبان ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸

 

            پیوندها

آپلود عکس و فایل
وبلاگی برای خدا
قرآن به تفکیک موضوع
جستجوی کلمات و عبارات در قرآن
تفسیر مطالب علمی قرآن
شناخت عمر از کتب اهل سنت
دین و اندیشه (تبیان)
سایت حوزه
موسسه تحقیقاتی ولیعصر
سایت غدیر
سایتهای مذهبی
با آل علی هر کی در افتاد ور افتاد
مناقب و فضایل امیرالمومنین
وبلاگ چهره واقعی عمر
احادیث و روایات
سایت سنت
کتابخانه تاریخ ایران و اسلام
موعود
وعده صادق
شیعه آنلاین
شیعه نیوز
برده داری در اسلام
پاسخ به شبهه افکنان قران و اسلام
پرسش و پاسخ دینی
شمیم شیعه پاسخ به شبهات
غربت مادر سیلی خورده فاطمه
حدیث

 

        صفحات جانبی

- زندگینامه حضرت علی اکبر
- زندگی نامه حضرت حکیمه خواهر امام هادی
- زندگینامه حضرت ام البنین (س)
- زندگینامه حضرت نرجس
- زندگینامه حضرت نجمه
- زندگینامه حضرت معصومه
- زندگینامه سکینه دختر امام حسین
- زندگینامه ابوالفضل العباس
- زندگینامه زینب کبری
- زندگینامه حضرت محمد (ص)
- زندگینامه حضرت فاطمه (س)
- زندگینامه حضرت خدیجه (س)
- زندگینامه امام علی (ع)
- زندگینامه امام حسن (ع)
- زندگینامه امام حسین (ع)
- زندگینامه امام سجاد (ع)
- زندگینامه امام باقر (ع)
- زندگینامه امام صادق (ع)
- زندگینامه امام موسی کاظم (ع)
- زندگینامه امام رضا (ع)
- زندگینامه امام جواد الائمه
- زندگینامه امام هادی (ع)
- زندگینامه امام حسن عسگری
- زندگینامه امام مهدی (عج)
- روایات مربوط به اخر زمان

 
        لوگوی دوستان
..

اسناد امامت امام علی و شهادت فاطمه ع

 شناخت عمر بن الخطاب از منابع اهل سنت

 شيعه اميرالمومنين عليه السلام

نقد صحیحین

حديث اشک|اشعار اهل بيت (ع)

قرآن و اهل بیت تنها راه نجات

...

 
بهلول کیست؟ آیا او واقعاً دیوانه بوده است؟

 

در کتاب «دائرة المعارف تشیع» آمده است: ابو وُهیب(وهب) بن عمرو -بهلول- معروف به مجنون، از فقها و حکما و شعرای شیعه در قرن دوم هجری بوده است و علت دیوانگی ظاهری او این است که به وسیله‌‌‌ی آن، سخن حق را بدون ترس بر زبان بیاورد.

در کتاب مجالس المؤمنین، سفینة البحار، روضات الجنّات؛ أعیان الشیعه و...؛ بهلول از شاگردان خاص امام صادق(ع) و از اصحاب آن حضرت و حضرت امام موسی کاظم(ع) معرفی شده است.

 


از آنجا که هارون الرشید(خلیفه عباسی) قصد داشت مخالفان حکومت استبدادی خود را از بین ببرد، نقشه‌ای طرح کرد تا امام کاظم(ع) را به شهادت برساند.

هارون از فقهای بغداد -از جمله بهلول- درخواست کرد تا فتوا دهند که امام قصد دارد بر علیه حکومت قیام کند و قتل او شرعاً واجب است. اما بهلول از این کار خودداری کرد و از امام چاره‌‌جویی نمود.

امام(ع) به او پیشنهاد کرد خودش را به دیوانگی بزند تا هارون از او دست بردارد.

یک روز صبح مردم بغداد بهلول را در کوچه و بازار دیدند که لباس کهنه‌‌‌ای به تن کرده و سوار بر تکه چوبی شده و با کودکان بازی می‌‌کند و فریاد می‌زند: «کنار بروید! مبادا اسب من شما را لگد کند».

این تدبیر، او را از صدور فتوا بر علیه امام نجات داد و هارون وقتی شنید که بهلول دیوانه شده است، دست از او برداشت.

در روایتی دیگر، سید نعمت الله شوشتری در کتاب غرایب الاخبار به نقل از روضات الجنّات آورده است که هارون الرشید به پیشنهاد مشاورانش از بهلول خواست که قاضی القضاة(رئیس قوه قضائیه) بغداد شود، ولی او قبول نمی‌‌‌کرد و عذر می‌‌‌آورد. چون اصرار و فشار هارون از حد گذشت، بهلول خود را به دیوانگی زد. گویند وقتی به هارون گفتند که بهلول دیوانه شده است، گفت: «او دیوانه نشده، بلکه با این تدبیر خود را نجات داده است».

بهلول در تاریخ تشیع به عنوان مظهر و مثال مقاومت منفی و سرمشق تقّیه و حکیمی پاکباز و گریزان از خدمت ستمکاران شناخته شده است. حکایات و کلمات و اشعار او دستورالعمل زندگی با شرافت و مشوّق شهامت اخلاقی و صلابت دینی است.

بهلول در ادبیات و فرهنگ اسلامی به خصوص بین شیعیان در ردیف لقمان حکیم قرار دارد و سخنانش الهام بخش نویسندگان و شاعران و ضرب ‌المثل می‌‌‌باشد. کلمه بهلول در لغت عرب به معنی مرد خندان یا کسی که خوبی‌های زیادی دارد، است.

بهلول حدود سال 190 هـ .ق در بغداد وفات کرد و در همان شهر به خاک سپرده شد.

*****************

داستانهایی از بهلول

آورده‌‌اند که روزی ابوحنیفه در مدرسه مشغول تدریس بود. بهلول هم در گوشه‌‌ای نشسته و به درس او گوش می‌‌داد.

ابوحنیفه در بین درس اظهار نمود که امام جعفر صادق(ع) سه مطلب اظهار می‌‌نماید که من آنها را قبول ندارم و آن سه مطلب بدین نحو است:

اول آنکه می‌‌گوید «شیطان در آتش جهنم معذب خواهد شد» و حال آنکه شیطان، خود از آتش خلق شده و چگونه ممکن است آتش او را معذب نماید و جنس از همجنس متأذی نمی‌‌شود.

دوم آنکه می‌‌گوید «خدا را نتوان دید»، حال آنکه چیزی که موجود است، باید دیده شود، پس خدا را با چشم می‌‌توان دید.

سوم آنکه می‌‌گوید «مکلف، فاعلِ فعل خود است که خودش اعمال را به جا می‌‌آورد»، حال آنکه تصور و شواهد بر خلاف این است، یعنی عملی که از بنده سر می‌‌زند از جانب خداست و ربطی به بنده ندارد.

وقتی ابوجنیفه این مطالب را گفت، بهلول کلوخی از زمین برداشت و به طرف ابوحنیفه پرتاب نمود، که اتفاقا آن کلوخ به پیشانی ابوحنیفه خورد و او را سخت ناراحت نمود.

سپس بهلول فرار کرد. شاگردان ابوحنیفه دنبال او دویده و او را گرفتند و چون با خلیفه قرابت داشت او را نزد خلیفه بردند و جریان را به او گفتند.

بهلول جواب داد: ابوحنیفه را حاضر نمایید تا جواب او را بدهم.

وقتی ابوحنیفه حاضر شد، بهلول به او گفت: از من چه ستمی به تو رسیده؟

ابوحنیفه گفت: کلوخی به پیشانی من زده‌‌ای و پیشانی و سر من درد گرفت.

بهلول گفت درد را می‌‌توانی به من نشان دهی؟

ابوحنیفه گفت: مگر می‌‌شود درد را نشان داد؟

بهلول جواب داد: تو خود می‌‌گفتی که چیزی که وجود دارد را می‌‌توان دید و بر امام صادق(ع) اعتراض می‌‌نمودی و می‌‌گفتی چه معنی دارد خدای متعال وجود داشته باشد و او را نتوان دید.

دیگر آنکه تو در ادعای خود کاذب و دروغگویی، که می‌‌گویی کلوخ سر تو را به درد آورد. زیرا کلوخ از جنس خاک است و تو هم از خاک آفریده شده‌‌ای، پس چگونه از جنس خود متأذی می‌‌شوی؟!!

مطلب سوم اینکه خودت گفتی که افعال بندگان از جانب خداست. پس چگونه می‌‌توانی مرا مقصر کنی و مرا پیش خلیفه آورده‌‌ای و از من شکایت داری و ادعای قصاص می‌‌نمایی.

ابوحنیفه چون سخنان معقول بهلول را شنید، شرمنده و خجل شده و از مجلس خلیفه بیرون رفت.

*****************

روزی، شخصی معروف به «عَدَوی» از نوادگان خلیفه دوم(عمر بن خطاب) در یک جلسه عمومی، به مناظره با بهلول نشست.

عدوی در یکی از سؤالهای خود از بهلول پرسید: اگر تو خود را اهل ایمان می‌‌دانی، بگو ایمان چیست؟

بهلول در جواب گفت: قال مولای جعفر بن محمد الصادق(ع)،«الْإِیمَانُ عَقْدٌ بِالْقَلْبِ وَ قَوْلٌ بِاللِّسَانِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَان‏»؛

یعنی مولایم امام صادق(ع) فرمود: ایمان؛ اعتقاد قلبی است که بر زبان آورده می‌‌شود و با اعضاء و جوارح بدان عمل می‌‌شود.

عدوی که از مخالفان تشیع و به دنبال تضعیف موقعیت امام صادق(ع) نزد مردم بود، خطاب به بهلول گفت: تو به گونه‌‌ای می‌‌گویی «مولای صادق من» که گویا به جز وی انسان صادق و راستگویی وجود ندارد.

بهلول گفت: آری چنین است. بنابر حرف شما این اشکال بر شما وارد می‌‌شود که جد تو عمر، بگونه‌‌ای ابوبکر را «صدیق» نام نهاد که گویا در زمان وی، راستگویی دیگر نبوده است.

عدوی گفت: آری، بجز او کسی دیگر راستگو درست کردار نبود.

بهلول گفت: این سخن تو بر خلاف کتاب قرآن و سنت پیامبر(ص) است.

زیرا خداوند در کتابش، ایمان آورندگان به خدا و رسولش را صدیق معرفی کرده و فرموده است:

«وَ الَّذینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ أُولئِکَ هُمُ الصِّدِّیقُونَ».

همچنین سنت نبوی چنین است که پیامبر(ص) به اصحاب خویش فرمود: هرگاه کار نیکی انجام دادی، از صدیقان خواهی بود.

عدوی گفت: ابوبکر بدان جهت «صدیق» نامیده شد که اولین مردی بودکه نبوت پیامبر اسلام(ص) را تصدیق کرد.

بهلول گفت: با اینکه وی اولین نفر نبود (بلکه امام علی(ع) اولین شخص بود)، آیه مورد نظر دارای معنای عام است و از نظر علم ادبیات عرب و عبارت قرآن، اختصاص یافتن «صدیق » به یک نفر، نادرست است.

عدوی دیگر جوابی نداشت و برای فرار از این رسوایی، به سوالات دیگری روی آورد.

*****************

روزی بهلول به حمام رفت، ولی خدمتکاران حمام به او بی اعتنایی نمودند و آن طور که دلخواه بهلول بود او را کیسه ننمودند.

با این حال بهلول وقت خروج از حمام ده دیناری که به همراه داشت یک جا به استاد حمام داد.

کارگران حمامی چون این بذل و بخشش را بدیدند، همگی پشیمان شدند که چرا نسبت به او بی اعتنایی نمودند.

بهلول باز هفته دیگر به حمام رفت. ولی این دفعه تمام کارگران با احترام کامل او را شستشو نموده و بسیار مواظبت نمودند.

ولی با اینهمه سعی و کوشش کارگران، بهلول به هنگام خروج فقط یک دینار به آنها داد.

خدمتکاران حمامی متغیر گردیده پرسیدند: سبب بخشش بی جهت هفته قبل و رفتار امروزت چیست؟

بهلول گفت: مزد امروز حمام را، هفته قبل که حمام آمده بودم پرداختم و مزد آن روز حمام را امروز می‌‌پردازم تا شما ادب شده و رعایت مشتری‌‌های خود را بکنید!

*****************

یک روز عربی از بازار عبور می‌‌کرد که چشمش به دکان خوراک پزی افتاد. از بخاری که از سر دیگ بلند می‌‌شد خوشش آمد. تکه نانی که داشت بر سر آن می‌‌گرفت و می‌‌خورد!

هنگام رفتن، صاحب دکان گفت تو از بخار دیگ من استفاده کردی و باید پولش را بدهی!

مردم جمع شدند، مرد بیچاره که از همه جا درمانده بود، بهلول را دید که از آنجا می‌‌گذشت، از بهلول تقاضای کمک کرد.

بهلول به آشپز گفت آیا این مرد از غذای تو خورده است؟

آشپز گفت نه، ولی از بوی آن استفاده کرده است.

بهلول چند سکه نقره از جیبش در آورد و به آشپز نشان داد وبه زمین ریخت وگفت: ای آشپز صدای پول را تحویل بگیر.

آشپز با کمال تحیر گفت: این چه قسم پول دادن است؟

بهلول گفت مطابق عدالت است، کسی که بوی غذا را بفروشد در عوض باید صدای پول دریافت کند!

*****************

فردی چند گردو به بهلول داد و گفت: بشکن و بخور و برای من دعا کن.

بهلول گردوها را شکست ولی دعا نکرد.

آن مرد گفت: گردوها را می‌‌خوری نوش جان، ولی من صدای دعای تو را نشنیدم!

بهلول گفت: مطمئن باش اگر در راه خدا داده‌‌ای خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده است...!

*****************

شخص تنبلی نزد بهلول آمده و پرسید:

می‌‌خواهم از کوهی بلند بالا روم می‌‌‌توانی نزدیکترین راه را به من نشان دهی؟

بهلول جواب داد: نزدیکترین و آسانترین راه؛ نرفتن بالای کوه است!


 منابع: «تنقیح المقال»، «قاموس الرجال»، «داستانهای شیرین بهلول دانا»

| ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ - جمعه ٦ بهمن ۱۳٩۱
+ نظرات ()
 
        منوی اصلی
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
 
        درباره وبلاگ

 
         نویسندگان

 
       موضوعات مطالب
احادیث و روایات(٢۸۸)
تشیع و تاریخ(۱٩٩)
تاریخ و عاشورا(٦٠)
نگارخانه(٥٠)
اسناد شهادت حضرت زهرا(۳٧)
اسناد امامت امام علی ازکتب اهل سنت(٢۸)
زندگی نامه امام علی(٢٦)
ادعیه و زیارات(٢٦)
عایشه(٢۳)
شعر مذهبی(٢٠)
قرآن(۱٩)
دانلود(۱۸)
دانش و کرامات امام علی(۱٥)
روایات اهل سنت درباره عمر(۱٤)
داستان(۱٤)
وهابیت(٧)
جنایات سپاه اعراب(٧)
اسناد شهادت پیامبر(٤)
حفصه(۳)
تقویم و اعمال ماه رجب(٢)
اسناد امامت امام علی ازکتب اهل سنت(٢)
مهدویت(۱)
جنایات سپاه اعراب(۱)
 
       سایر امکانات

  RSS 

POWERED BY
PersianWeblog.COM

 قالب غدیر

.... ..

اسناد امامت امام علی و شهادت فاطمه ع
لوگو وبلاگ
...
...

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

... ... ...

.... .... ...
.
.
...
 ...

زیارت عاشورا

ذکر کاشف الکرب

دعای عظم البلا

...

 

 ... Online User ...

 


تمامی حقوق محفوظ می باشد!

www.amiremomenin.persianblog.ir- Designed By shahrooz tehrani