عمر بن الخطاب از نگاه امیرالمومنین علی (ع) - امیرالمومنین امام علی (ع)
   
  امیرالمومنین امام علی (ع)

 

 

 

 

 

در مذهب ، كلام حق ، ناد علي است * طاعت كه قبول شود ياد علي است * از جمله آفرينش كون و مكان * مقصود خدا علي و اولاد علي است * منسوب به حضرت حافظ

        آخرین مطالب 

انسان ممکن الخطاست
شیر و شمشیر خدا
سخن امام علی(ع) درباره مهمترین عامل شتاب انتقام خدا
علامه مجلسی و صوفیه
احادیثی در مورد حق الناس!!!
پیش بینی داعش توسط امیرالمومنین (ع)
پیش بینی حضرت علی (ع) درباره سرنوشت آمریکا+لینک دانلود کتاب
دانلود کتاب نظرات سیاسی در نهج البلاغه
دعایی از حضرت علی(ع): طلب همسر خوب از خداوند
کم فروشی وگران فروشی از نظر قرآن
برخی از عوامل گمراهی های سیاسی از نگاه امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه
احادیت ائمه درباره عقل و جهل
زیارت حضرت امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه)
لزوم تفکیک بین ورود اسلام به ایران و حکومت اموی و عباسی
خطاب خداوند در قرآن
سازشکاری از نظر امام علی (ع)
با وجود امام سجاد(ع) چرا مختار به خون خواهی برخاست؟
توصیه های حضرت علی(ع) برای کسانی که نعمت های خدا را از دست می دهند؟
چرا به امام حسین(ع) اباعبدالله می‌گویند؟
چگونه بنی امیه عاشورا را به عنوان عید معرفی کردند؟
گناهی که مرگ را نزدیک‌تر می‌کند!
۴۰ حدیث نورانی درباره امام حسین (ع)
25 حدیث درمذمت دروغ ازفرمایشات پیامبر(ص) وائمه علیهم السلام:
احادیثی گهربار از حضرت علی(ع)
ماجرای شهادت حضرت علی (ع)

 

        آرشیو مطالب

اسفند ٩٥
خرداد ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
آبان ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸

 

            پیوندها

آپلود عکس و فایل
وبلاگی برای خدا
قرآن به تفکیک موضوع
جستجوی کلمات و عبارات در قرآن
تفسیر مطالب علمی قرآن
شناخت عمر از کتب اهل سنت
دین و اندیشه (تبیان)
سایت حوزه
موسسه تحقیقاتی ولیعصر
سایت غدیر
سایتهای مذهبی
با آل علی هر کی در افتاد ور افتاد
مناقب و فضایل امیرالمومنین
وبلاگ چهره واقعی عمر
احادیث و روایات
سایت سنت
کتابخانه تاریخ ایران و اسلام
موعود
وعده صادق
شیعه آنلاین
شیعه نیوز
برده داری در اسلام
پاسخ به شبهه افکنان قران و اسلام
پرسش و پاسخ دینی
شمیم شیعه پاسخ به شبهات
غربت مادر سیلی خورده فاطمه
حدیث

 

        صفحات جانبی

- زندگینامه حضرت علی اکبر
- زندگی نامه حضرت حکیمه خواهر امام هادی
- زندگینامه حضرت ام البنین (س)
- زندگینامه حضرت نرجس
- زندگینامه حضرت نجمه
- زندگینامه حضرت معصومه
- زندگینامه سکینه دختر امام حسین
- زندگینامه ابوالفضل العباس
- زندگینامه زینب کبری
- زندگینامه حضرت محمد (ص)
- زندگینامه حضرت فاطمه (س)
- زندگینامه حضرت خدیجه (س)
- زندگینامه امام علی (ع)
- زندگینامه امام حسن (ع)
- زندگینامه امام حسین (ع)
- زندگینامه امام سجاد (ع)
- زندگینامه امام باقر (ع)
- زندگینامه امام صادق (ع)
- زندگینامه امام موسی کاظم (ع)
- زندگینامه امام رضا (ع)
- زندگینامه امام جواد الائمه
- زندگینامه امام هادی (ع)
- زندگینامه امام حسن عسگری
- زندگینامه امام مهدی (عج)
- روایات مربوط به اخر زمان

 
        لوگوی دوستان
..

اسناد امامت امام علی و شهادت فاطمه ع

 شناخت عمر بن الخطاب از منابع اهل سنت

 شيعه اميرالمومنين عليه السلام

نقد صحیحین

حديث اشک|اشعار اهل بيت (ع)

قرآن و اهل بیت تنها راه نجات

...

 
عمر بن الخطاب از نگاه امیرالمومنین علی (ع)

امام علی (ع) در خطبه شقشقیّه به ترسیم گویایى از شخصیّت خلیفه دوّم و صفات و ویژگیهاى او و چگونگى محیط و زمان او پرداخته، مى فرماید:
«او (ابوبکر) خلافت را در اختیار کسى قرار داد که جوّى از خشونت و سختگیرى بود با اشتباه فراوان و پوزش طلبى»
(فَصَیّرها فِى حوزة(۱) خَشْناءَ یَغْلُظُ کَلْمُه(۲) وَ یَخْشِنُ مَسُّها یَکْثُرُ العِثارُ(۳) فیها، وَ الاِعْتِذارُ مِنْها).

حوزه، در حقیقت در این جا اشاره به مجموعه اخلاق و صفات ویژه عمربن خطاب است و در واقع چهار وصف براى او ذکر فرموده است که نخستین آنها خشونت است و تعبیر به «یَغْلُظُ کَلْمُها» اشاره به جراحت شدیدى است که از نظر روحى یا جسمى در برخورد با او حاصل مى شد.



دوّمین آنها خشونت در برخورد است که با جمله «وَیَخْشِنُ مَسُّها» ذکر شده است; بنابراین «حوزَة خَشْناءَ» دارنده صفات خشونت آمیز» به وسیله دو جمله بعد از آن که خشونت در سخن و خشونت در برخورد بوده است تفسیر شده است.
سوّمین ویژگى، اشتباهات فراوان و چهارمین آنها عذر خواهى از آن است که با جلمه «ویَکْثُرُ العِثارُ فیها»; (لغزش در آن فراوان است) و «وَالاِعْتِذارُ مِنْها»; (پوزش طلبى آن فراوان است) بیان شده است.
در مورد اشتباهات فراوان خلیفه دوم مخصوصاً در بیان احکام و پوزش طلبى مکرّر و همچنین خشونت در برخورد، مطالب فراوانى در تاریخ اسلام، حتّى کتابهایى که به وسیله دانشمندان اهل سنّت تألیف یافته، دیده مى شود.
مرحوم «علامه امینى» در جلد ششم «الغدیر» از مدارک زیادى از کتب معروف اهل سنّت (مانند «سنن دارمى، تاریخ ابن عساکر، تفسیر ابن کثیر، اتقان سیوطى، درّالمنثور، فتح البارى و کتب دیگر) داستانهاى تکان دهنده اى درباره مردى به نام «صُبَیْغِ الْعَراقى» نقل مى کند.
از تواریخ به خوبى استفاده مى شود که او مردى بود جستجوگر و درباره آیات قرآن پیوسته سؤال مى کرد ولى «عمر» در برابر سؤالات او چنان خشونتى به خرج داد که امروز براى همه ما شگفت آور است، از جمله این که کسى نزد «عمر» آمد و به او گفت ما مردى را یافتیم که از تأویل مشکلات قرآن سؤال مى کند.

«عمر» گفت: خداوندا به من قدرت ده که بر او دست بیابم! روزى «عمر» نشسته بود، مردى وارد شد و عمامه اى بر سر داشت، رو به «عمر» کرده، گفت: یا امیرالمؤمنین! منظور از «وَ الذَّارِیاتِ ذَرْواً، فَالْحامِلاتِ وِقْراً»(۴) چیست؟
«عمر» گفت: حتماً همان هستى که من به دنبال او مى گشتم، برخاست و هر دو آستین را بالا زد و آن قدر به او شلاق زد که عمامه از سرش افتاد و بعد به او گفت به خدا قسم اگر سرت را تراشیده مى دیدم گردنت را مى زدم! سپس دستور داد لباسى بر او بپوشاند و او را بر شتر سوار کنند و به شهر خود ببرند، سپس خطیبى برخیزد و اعلام کند که «صبیغ» در جستجوى علم برآمده و خطا کرده است، تا همه مردم از او فاصله بگیرند. او پیوسته بعد از این داستان در میان قومش حقیر بود تا از دنیا رفت در حالى که قبلا بزرگ قوم محسوب مى شد.(۵)

آیا به راستى هرکس سؤالى از قرآن کند باید او را زیر شلاق و چوب انداخت بى آن که یک کلمه در پاسخ سؤال او گفته شود! و به فرض که بعضى از افراد بى دین و منافق براى مشوّش ساختن افکار مردم سؤالاتى درباره قرآن مى کردند، وظیفه خلیفه در برابر آنها این بود که با چوب و شلاق پاسخ بگوید یا نخست باید از نظر علمى و منطقى توجیه شوند و اگر نپذیرفتند آنها را تنبیه کند؟
آیا این به خاطر آن بوده که خلیفه پاسخ این سؤالات را نمى دانسته و عصبانى مى شده، یا دلیل دیگرى داشت و حتّى افراد مشکوک را مورد هتک و توهین قرار مى داده و عمامه آنها را به زمین مى افکنده است!
«ابن ابى الحدید» در شرح نهج البلاغه خود نقل مى کند که گفته مى شد: «دُرَّةُ عُمَرَ اَهْیَبُ مِنْ سَیْفِ الْحَجّاج»; (تازیانه عمر وحشتناکتر از شمشیر حجاج بود!)
اما دو نمونه از اشتباهات و عذر خواهیهای خلیفه دوم :
۱ـ در «سنن بیهقى» که جامعترین کتاب حدیث، از اهل سنّت است، در حدیثى از «شعبى» نقل مى کند که یک روز عمر خطبه اى براى مردم خواند، حمد و ثناى الهى به جاى آورده، سپس گفت: «آگاه باشید مهر زنان را سنگین نکنید چرا که اگر به من خبر رسد کسى بیش از آنچه پیامبر مهر کرده (مهر زنان خودش قرار داده) مهر کند من اضافه بر آن را در بیت المال قرار مى دهم!» سپس از منبر پایین آمد، زنى از قریش نزد او آمد و گفت: اى امیرمؤمنان! آیا پیروى از کتاب الهى (قرآن) سزاوارتر است یا از سخن تو؟
عمر گفت: کتاب الله تعالى، منظورت چیست؟
گفت: تو الآن مردم را از گران کردن مهر زنان نهى کردى در حالى که خداوند مى فرماید:
«وَ آتَیْتُمْ اِحْدیهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَاْخُذُوا مِنْهُ شَیْئاً»; (هرگاه مال فراوانى (به عنوان مهر) به یکى از آنها پرداخته اید چیزى از آن را پس نگیرید).(۶)
عمر گفت: «کُلّ اَحَد اَفْقَهُ مِنْ عُمَرَ»; (همه از عمر فقیه ترند!)
این جمله را دو یا سه مرتبه تکرار کرد، سپس به منبر بازگشت و گفت اى مردم! من شما را از زیادى مهریه سنگین زنان نهى کردم، آگاه باشید هرکس آزاد است در مال خود هر چه مى خواهد انجام دهد».(۷)

این حدیث در بسیارى از کتب دیگر با تفاوتهاى مختصرى نقل شده است.(۸)
۲ـ در کتب بسیارى از منابع معروف (مانند: «ذخایر العقبى»، «مَطالِبُ السُّؤول» و «مناقب خوارزمى») آمده است که زن باردارى را که اعتراف به ارتکاب زنا کرده بود نزد «عمر» آوردند، «عمر» دستور به رجم او داد.
در اثناى راه «على»(علیه السلام) با او برخورد کرده، فرمود: این زن را چه شده است؟ گفتند: «عمر» دستور رجم او را صادر کرده است. «على»(علیه السلام) او را بازگرداند و به «عمر» گفت: «هذا سُلطانُکَ عَلَیْها فَما سُلْطانُکَ عَلى ما فى بَطْنِها»; (تو بر این زن سلطه دارى (و مى توانى او را مجازات کنى) امّا سلطه و دلیل تو بر آنچه در شکم اوست چیست؟)
سپس افزود: شاید بر او نهیب زده اى و او را ترسانده اى (که اعتراف به گناه کرده است)؟
«عمر» گفت: چنین بوده است.
فرمود: مگر نشنیده اى که پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود:
کسى که زیر فشار از جهت زنجیر یا زندان یا تهدید اعتراف کند اعتراف او اثرى ندارد؟
«عمر» او را رها کرده، گفت:
«عَجَزَتِ النِّساءُ اَنْ تَلِدْنَ مِثْلَ عَلِىِّ بْنِ اَبى طالِب، لَوْلا عَلِىّ لَهَلَکَ عُمَرُ»; (مادران هرگز نمى توانند مثل «على بن ابى طالب(علیه السلام)بزایند اگر على نبود عمر هلاک مى شد)!(۹)

سپس مى افزاید: «کسى که با این حوزه خلافت سر و کار داشت، به کسى مى ماند که بر شتر سرکشى سوار گردد، اگر مهار آن را محکم بکشد پرده هاى بینى شتر پاره مى شود و اگر آن را آزاد بگذارد در پرتگاه سقوط مى کند (و خود و اطرافیان خویش را به هلاکت مى افکند)» (فَصاحِبُها کَراکِبِ الصَّعْبَةِ(۱۰) اِنْ اَشْنَقَ(۱۱) لها خَرَمَ(۱۲)، وَ اِنْ اَسْلَسَ(۱۳) لَها تَقَحَّمَ(۱۴)).
امام(علیه السلام) در این جمله وضع حال خود و گروهى از مؤمنان را در عصر خلافت خلیفه دوّم شرح مى دهد که اگر با وجود ویژگیهاى اخلاقى که در بالا اشاره شد در شخص خلیفه، کسى مى خواست با او به مقابله برخیزید، کار به اختلاف و مشاجره و اى بسا شکاف در میان مسلمین یا مواجه با خطراتى از ناحیه خلیفه مى شد و اگر مى خواست سکوت کند و بر همه چیز صحّه بنهد خطرات دیگرى اسلام و خلافت اسلامى را تهدید مى کرد، در واقع دائماً در میان دو خطر قرار داشتند: خطر برخورد با خلیفه و خطر از دست رفتن مصالح اسلام.(۱۵)

دوران خلافت عمر چگونه گذشت؟

امام علی(ع) در خطبه شقشقیّه به بیان گرفتاریهاى مردم و گرفتارى خود در دوران خلیفه دوم می پردازد، چنین مى فرماید: «به خدا سوگند به خاطر این شرایط، مردم گرفتار عدم تعادل و سرکشى و عدم ثبات و حرکات نامنظم شدند» (فَمُنِى(۱۶) النّاسُ لَعَمْرُ اللهِ بِخَبْط(۱۷) وَ شِماس(۱۸)، وَ تَلَوُّن(۱۹) وَ اعْتِراض(۲۰)).
در این جمله به چهار پدیده رفتارى و روانى مردم در عصر خلیفه دوّم اشاره شده است و اى بسا که آنها را از رییس حکومت گرفته بودند چرا که همیشه رفتار رییس حکومت بازتاب وسیعى در مردم دارد و از قدیم گفته اند: «اَلنّاسُ عَلى دینِ مُلُوکِهِمْ».
نخستین آنها حرکات و تصمیم گیریهاى بى مطالعه که سبب مشکلات و نابسامانیها در جامعه مى گردد، بود.
دوّم سرکشى و تمرّد از قوانین الهى و نظامهاى اجتماعى.
سوّم رنگ عوض کردنهاى پى در پى و از راهى به راهى گام نهادن و از گروهى جدا شدن و به گروه دیگر پیوستن و بدون داشتن هدف ثابت زندگى کردن.
چهارم انحراف از مسیر حق و حرکت در مسیر ناصواب و غیر مستقیم بود.
ترسیمى را که امام «على بن ابى طالب» در این خطبه از مشکلات و نابسامانیهاى مسلمانان در عصر خلیفه دوّم کرده است ممکن است با ذهنیّتى که بسیارى از افراد نسبت به عصر عمر دارند و آن را یک عصر پیروزى و درخشان مى شمرند منافات داشته باشد و این سؤال را به وجود آورد که این گفتار چگونه با واقعیّتهاى موجود تاریخ سازگار است؟
توجّه به یک نکته دقیقاً مى تواند به این سؤال پاسخ دهد و آن این که ـ همان گونه که قبلا اشاره شد ـ بى شک عصر خلیفه دوّم عصر پیروزیهاى چشمگیر در سیاست خارجى کشور اسلام بود; زیرا مسلمانان با الهام گرفتن از دستورات صریح قرآن در مورد جهاد، به جهاد دامنه دار و آزادیبخش دست زدند و هر سال و هر ماه شاهد پیروزیها و فتوحاتى در خارج کشور اسلامى بودند و منافع مادى فراوانى نصیب مسلمانان شد; این پیروزیهاى چشمگیر پرده اى بر ضعفها و نابسامانیهاى داخلى افکند همان گونه که در عصر ما نیز این معنا کاملا مشهور است که گاه پیروزى یک دولت در سیاست خارجیش همه چیز را تحت الشّعاع قرار مى دهد و پرده اى بر ضعفها و نابسامانیهاى داخلى مى افکند و درست به همین دلیل است که سیاست بازان حرفه اى گروه استکبار در عصر ما هنگامى که با نابسامانیهاى شدید داخلى روبه رو مى شوند سعى مى کنند با حرکات جدیدى در سیاست خارجى، پرده بر آن بیفکنند.
کوتاه سخن این که امام(علیه السلام) سخن از خشونت و اشتباهات فراوان و مشکلات داخلى دوران خلیفه دوّم مى گوید و حساب این مطلب از مسأله فتوحات جداست.
همان گونه که امام(علیه السلام) در این جمله ها اشاره فرموده است گروهى از مسلمانان بر اثر اشتباهات و خطاها و ندانم کاریها و اجتهاد در مقابل نصوص قرآن و پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)، گرفتار نابسامانیهاى فراوانى از نظر اعتقاد و عمل و مسائل اخلاقى شدند و در واقع تدریجاً از اسلام ناب فاصله مى گرفتند و همانها سبب شد که سرانجام به شورشهاى عظیمى در دوران خلیفه سوّم بینجامد و مقدّمات حکومت خودکامه اى در عصر خلفاى اموى و عبّاسى که هیچ شباهتى به حکومت اسلامى عصر پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) نداشت فراهم گردد. به یقین این دگرگونى عجیب در یک روز انجام نگرفت و اشتباهات مستمرّ دوران خلفا به آن منتهى شد.
امام در ادامه این سخن مى افزاید: «هنگامى که اوضاع را چنین دیدم صبر و شکیبایى پیشه کردم با این که دورانش طولانى و رنج و محنتش شدید بود» (فَصَبَرْتُ عَلى طُولِ الْمُدَّةِ، وَ شِدَّةِ الِْمحْنَةِ).
درست شبیه همان شکیبایى در دوران خلیفه اوّل، ولى چون شرایط پیچیده تر و دوران آن طولانى تر بود رنج و محنت امام(علیه السلام) در این دوران فزونى یافت.
بعضى از شارحان نهج البلاغه گفته اند:
امام این جا به دو امر اشاره مى کند که هر کدام سهمى در ناراحتى او دارد; نخست طولانى شدن مدّت دورى او از محور خلافت و دورى خلافت از وجود او، و دوّم ناراحتى و رنجى که به سبب آثار و پدیده هاى جدا شدن خلافت از محور اصلى در زمینه عدم نظم صحیح در این امور دینى مردم حاصل شد. ولى به هر حال مصالح مهمترى ایجاب مى کرد که او سکوت کند و آنچه را که اهمیّت کمترى دارد فداى آنچه که اهمیّت بیشترى دارد نماید.(۲۱)

ماجرای شورای ۶ نفره چه بود؟

نحوه تشکیل شوراى شش نفره به گونه اى بود که پیش بینى شده بود، خلافت به على(علیه السلام) نرسد; چرا که طلحه از قبیله «تَیْم» و پسر عموى عایشه بود. یعنى از همان قبیله اى که ابوبکر به آن تعلّق داشت و آنان تمایلى به على(علیه السلام) نداشتند.
سعد بن ابى وقّاص نیز مادرش از بنى امیّه بود و دایى ها و نزدیکانش در جنگ هاى اسلام در برابر کفر و شرک، به دست على(علیه السلام) کشته شده بودند و به همین سبب، او حتّى در زمان خلافت على(علیه السلام) نیز با آن حضرت بیعت نکرد و عمر بن سعد، جنایتکار بزرگ حادثه کربلا و عاشورا فرزند اوست. بنابراین، کینه توزى او نسبت به على(علیه السلام) مسلّم بود و به همین دلیل، وى نیز به على(علیه السلام) متمایل نبود. شخص دیگر عبدالرّحمان بن عوف است که وى نیز داماد عثمان بود; چرا که شوهر «امّ کلثوم» خواهر عثمان بود.
در نتیجه، فقط زبیر که به على(علیه السلام) علاقه داشت، جانب آن حضرت را مى گرفت و بقیّه آراء به نفع عثمان ریخته مى شد.
على(علیه السلام) در خطبه شقشقیّه (خطبه سوم نهج البلاغه) همین ماجرا را به گونه اى فشرده بیان کرده است. فرمود:
«فَصَغا رَجُلٌ مِنْهُمْ لِضِغْنِهِ وَ مالَ الاْخَرُ لِصِهْرِهِ، مَعَ هَن وَ هَن»; (سرانجام یکى از آنها (اعضاى شورا) به خاطر کینه اش از من روى برتافت و دیگرى خویشاوندى را بر حقیقت مقدّم داشت و به خاطر دامادیش به دیگرى (عثمان) تمایل پیدا کرد، علاوه بر جهات دیگر که ذکر آن خوشایند نیست).(۲۲)
علاوه بر آن، عمر به صراحت معایبى براى طلحه و سعد بن ابى وقاص و عبدالرّحمان بن عوف برشمرد،که در واقع عدم شایستگى آنان را به خلافت مى رساند.
درباره طلحه گفت: رسول خدا در ماجراى آیه حجاب به خاطر سخنى که گفته بودى از تو ناراضى بود.(۲۳)
به سعد بن ابى وقاص گفت: تو مرد جنگ هستى که به درد خلافت و رسیدگى به امور مردم نمى خورى.(۲۴)
به عبدالرّحمان بن عوف نیز گفت: تو مردى ضعیف هستى و مرد ضعیفى همانند تو، شایسته این جایگاه نیست.(۲۵)
او با این سخنان گویا به این افراد فقط حقّ رأى مى داد، که از میان على(علیه السلام) و عثمان یکى را برگزینند; امّا با یک چینش حساب شده، کفه ترازو را به نفع عثمان سنگین تر کرد.
شاید بر همین اساس بود که صاحب نظران سیاسى از قبل پیش بینى مى کردند که حکومت به على(علیه السلام) نخواهد رسید و آن حضرت را از شرکت در جلسه شورا منع مى کردند.
بنابر نقل طبرى، ابن عبّاس به على(علیه السلام) گفت: وارد این شورا مشو! امیرمؤمنان(علیه السلام) پاسخ داد: نمى خواهم از جانب من مخالفتى صورت پذیرد.
ابن عبّاس گفت: «إِذاً تَرى ما تَکْرَهُ»; (دراین صورت آنچه را که خوشایند تو نیست، خواهى دید).(۲۶)
امیرمؤمنان على(علیه السلام) براى آن که خود را شایسته خلافت و امامت مى دانست، لازم دید در آن جلسه شرکت کند و با استدلال، حقّانیّت خویش را به اثبات رساند و همین اقدام را نیز کرد; امّا بار دیگر آن نقشه مرموزانه کار خود را کرد و مردم از رهبرى على(علیه السلام) بى بهره شدند.
علاوه بر آن، على(علیه السلام) نمى خواست به ایجاد شکاف و مخالفت متّهم شود، و تا نگویند اگر حضرت در آن مجلس شرکت مى کرد، حقّش را به وى مى دادند، از این رو مولا(علیه السلام) مصلحت را به حضور در آن شورا دید.(۲۷)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت:

(۱) . «حوزة» به معناى ناحیة و طبیعت آمده، از مادّه «حیازت» به معناى جمع کردن و بر گرفتن است.
(۲) . «کلم» در اصل به معناى زخم و جرح است و کلام را از این جهت کلام مى گویند که اثر قاطع در طرف مقابل مى گذارد.
(۳) . «عثار» به معناى لغزش است.
(۴) . سوره ذاریات، آیات۱و۲٫
(۵) . الغدیر ، جلد ۶، صفحه ۲۹۱٫
(۶) . سوره نساء، آیه ۲۰٫
(۷) . «سنن بیهقى»، ج ۷، ص ۲۳۳٫
(۸) . از جمله «سیوطى» در «الدّرالمنثور»، «زمخشرى» در «کشّاف» (ذیل آیه فوق) و نویسنده کنزالعمّال در کتاب خود، ج ۸، ص ۲۹۸ و ابن ابى الحدید در شرح خود، ج ۱، ص ۱۸۲٫
(۹). ذخایر العقبى، ص ۸۰; مطالب السؤول، ص ۱۳; مناقب خوارزمى، ص ۴۸; اربعین فخر رازى، ص ۴۶۶ (طبق نقل الغدیر، ج ۶، ص ۱۱۰).
(۱۰) . «صَعْبَة» به معناى انسان یا حیوان سرکش است و نقطه مقابل آن «ذلول» به معناى رام مى باشد و «صعبة» در این جا اشاره به ناقه صعبه (شتر سرکش) است.
(۱۱) . «اَشْنَقَ» به معناى کشیدن زمان ناقه و مانند آن است و «شِناق» بر وزن کتاب به ریسمانى گفته مى شود که دهان مشک را با آن مى بندند.
(۱۲) . «خَرَمَ» از ماده «خَرم» (بر وزن چرم) به معناى پاره کردن و شکافتن است.
(۱۳) . «اَسْلَس» از ماده «سَلَس» (بر وزن قفس) و «سلاسة» به معناى سهولت و آسانى است بنابراین اسلس به معناى «رها کرد و سهل و آسان گرفت» مى باشد.
(۱۴) . «تقحّم» از ماده «قحوم» (بر وزن شعور) به معناى انداختن خویشتن در چیزى بدون فکر و مطالعه است.
(۱۵) . پیام امام علی (ع) ، جلد ۱، ص ۳۴۵٫
(۱۶) . «مُنَى» از ماده «مَنْو» (بر وزن بند) به معناى مبتلا شدن است.
(۱۷) . «خبط» در اصل به معناى پایکوبى شتر بر زمین است و سپس به حرکات حساب نشده و بى پروا اطلاق شده است و لازمه آن عدم حفظ تعادل به هنگام راه رفتن است.
(۱۸) . «شماس» به معناى سرکشى و بدخلقى است.
(۱۹) . «تلوّن» به معناى تغییر حال دادن یا رنگ عوض کردن است.
(۲۰) . «اعتراض» در اصل به معناى حرکت در عرض جاده آمده و اشاره به حرکات ناموزون و غیر مستقیم مى باشد.
(۲۱) . پیام امام علی (ع) ، جلد ۱، ص ۳۴۷٫
(۲۲) . براى آگاهى بیشتر مراجعه کنید به: پیام امام امیرالمؤمنین(علیه السلام)، ج ۱، ص ۳۶۶-۳۵۸٫
(۲۳) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج ۱، ص ۱۸۴٫
(۲۴) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج ۱، ص ۱۸۴٫
(۲۵) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج ۱، ص ۱۸۶٫
(۲۶) . تاریخ طبرى، ج ۳، ص ۲۹۳٫ در تاریخ ابن اثیر آمده است: عبّاس نیز على(علیه السلام) را از شرکت در آن شورا نهى کرده بود. (کامل، ج ۳، ص ۶۸).
(۲۷) . گردآوری از کتاب: عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها، زیر نظر آیت الله مکارم شیرازی، ص۱۳۰٫

| ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ - جمعه ۱۳ بهمن ۱۳٩۱
+ نظرات ()
 
        منوی اصلی
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
 
        درباره وبلاگ

 
         نویسندگان

 
       موضوعات مطالب
احادیث و روایات(٢۸۸)
تشیع و تاریخ(۱٩٩)
تاریخ و عاشورا(٦٠)
نگارخانه(٥٠)
اسناد شهادت حضرت زهرا(۳٧)
اسناد امامت امام علی ازکتب اهل سنت(٢۸)
زندگی نامه امام علی(٢٦)
ادعیه و زیارات(٢٦)
عایشه(٢۳)
شعر مذهبی(٢٠)
قرآن(۱٩)
دانلود(۱۸)
دانش و کرامات امام علی(۱٥)
روایات اهل سنت درباره عمر(۱٤)
داستان(۱٤)
وهابیت(٧)
جنایات سپاه اعراب(٧)
اسناد شهادت پیامبر(٤)
حفصه(۳)
تقویم و اعمال ماه رجب(٢)
اسناد امامت امام علی ازکتب اهل سنت(٢)
مهدویت(۱)
جنایات سپاه اعراب(۱)
 
       سایر امکانات

  RSS 

POWERED BY
PersianWeblog.COM

 قالب غدیر

.... ..

اسناد امامت امام علی و شهادت فاطمه ع
لوگو وبلاگ
...
...

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

... ... ...

.... .... ...
.
.
...
 ...

زیارت عاشورا

ذکر کاشف الکرب

دعای عظم البلا

...

 

 ... Online User ...

 


تمامی حقوق محفوظ می باشد!

www.amiremomenin.persianblog.ir- Designed By shahrooz tehrani