حدیث «خلفائى إثنا عشر» - امیرالمومنین امام علی (ع)
   
  امیرالمومنین امام علی (ع)

 

 

 

 

 

در مذهب ، كلام حق ، ناد علي است * طاعت كه قبول شود ياد علي است * از جمله آفرينش كون و مكان * مقصود خدا علي و اولاد علي است * منسوب به حضرت حافظ

        آخرین مطالب 

انسان ممکن الخطاست
شیر و شمشیر خدا
سخن امام علی(ع) درباره مهمترین عامل شتاب انتقام خدا
علامه مجلسی و صوفیه
احادیثی در مورد حق الناس!!!
پیش بینی داعش توسط امیرالمومنین (ع)
پیش بینی حضرت علی (ع) درباره سرنوشت آمریکا+لینک دانلود کتاب
دانلود کتاب نظرات سیاسی در نهج البلاغه
دعایی از حضرت علی(ع): طلب همسر خوب از خداوند
کم فروشی وگران فروشی از نظر قرآن
برخی از عوامل گمراهی های سیاسی از نگاه امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه
احادیت ائمه درباره عقل و جهل
زیارت حضرت امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه)
لزوم تفکیک بین ورود اسلام به ایران و حکومت اموی و عباسی
خطاب خداوند در قرآن
سازشکاری از نظر امام علی (ع)
با وجود امام سجاد(ع) چرا مختار به خون خواهی برخاست؟
توصیه های حضرت علی(ع) برای کسانی که نعمت های خدا را از دست می دهند؟
چرا به امام حسین(ع) اباعبدالله می‌گویند؟
چگونه بنی امیه عاشورا را به عنوان عید معرفی کردند؟
گناهی که مرگ را نزدیک‌تر می‌کند!
۴۰ حدیث نورانی درباره امام حسین (ع)
25 حدیث درمذمت دروغ ازفرمایشات پیامبر(ص) وائمه علیهم السلام:
احادیثی گهربار از حضرت علی(ع)
ماجرای شهادت حضرت علی (ع)

 

        آرشیو مطالب

اسفند ٩٥
خرداد ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
آبان ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸

 

            پیوندها

آپلود عکس و فایل
وبلاگی برای خدا
قرآن به تفکیک موضوع
جستجوی کلمات و عبارات در قرآن
تفسیر مطالب علمی قرآن
شناخت عمر از کتب اهل سنت
دین و اندیشه (تبیان)
سایت حوزه
موسسه تحقیقاتی ولیعصر
سایت غدیر
سایتهای مذهبی
با آل علی هر کی در افتاد ور افتاد
مناقب و فضایل امیرالمومنین
وبلاگ چهره واقعی عمر
احادیث و روایات
سایت سنت
کتابخانه تاریخ ایران و اسلام
موعود
وعده صادق
شیعه آنلاین
شیعه نیوز
برده داری در اسلام
پاسخ به شبهه افکنان قران و اسلام
پرسش و پاسخ دینی
شمیم شیعه پاسخ به شبهات
غربت مادر سیلی خورده فاطمه
حدیث

 

        صفحات جانبی

- زندگینامه حضرت علی اکبر
- زندگی نامه حضرت حکیمه خواهر امام هادی
- زندگینامه حضرت ام البنین (س)
- زندگینامه حضرت نرجس
- زندگینامه حضرت نجمه
- زندگینامه حضرت معصومه
- زندگینامه سکینه دختر امام حسین
- زندگینامه ابوالفضل العباس
- زندگینامه زینب کبری
- زندگینامه حضرت محمد (ص)
- زندگینامه حضرت فاطمه (س)
- زندگینامه حضرت خدیجه (س)
- زندگینامه امام علی (ع)
- زندگینامه امام حسن (ع)
- زندگینامه امام حسین (ع)
- زندگینامه امام سجاد (ع)
- زندگینامه امام باقر (ع)
- زندگینامه امام صادق (ع)
- زندگینامه امام موسی کاظم (ع)
- زندگینامه امام رضا (ع)
- زندگینامه امام جواد الائمه
- زندگینامه امام هادی (ع)
- زندگینامه امام حسن عسگری
- زندگینامه امام مهدی (عج)
- روایات مربوط به اخر زمان

 
        لوگوی دوستان
..

اسناد امامت امام علی و شهادت فاطمه ع

 شناخت عمر بن الخطاب از منابع اهل سنت

 شيعه اميرالمومنين عليه السلام

نقد صحیحین

حديث اشک|اشعار اهل بيت (ع)

قرآن و اهل بیت تنها راه نجات

...

 
حدیث «خلفائى إثنا عشر»

آیا حدیث «خلفائى إثنا عشر»، بر وجود و حیات حضرت مهدى دلالت مى‏کند؟ 

در منابع شیعه و اهل سنت روایاتى متعددى وارد شده است که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود:
جانشینان من «دوازده نفر هستند». در میان محدثان فریقین این روایات به روایت «خلفائی إثنا عشر» عنوان گرفته و مشهور شده است.

سؤال این است که آیا این روایت بر وجود امام زمان و زنده بودن آن حضرت دلالت مى‌کند یا نه؟


روایت «اثنى عشر» از جمله روایاتى است که بر وجود یک نفر از ائمه اهل بیت علیهم السلام براى حفاظت و تداوم دین اسلام تا قیام قیامت، دلالت مى‌کند؛ از این رو در عصر حاضر نیز باید یک فردى از اهل بیت علیهم السلام وجود داشته باشد که دین به سبب وجود او استوار باقى بماند و از بین نرود.

ما در این مقاله به صورت مختصر این مطلب را از دیدگاه علماى شیعه و سنى با تکیه بر منابع معتبر اهل سنت، بررسى خواهیم کرد.

متن روایت با تعابیر مختلف

این روایت در منابع اهل سنت با تعبیر هاى متعددى نقل شده است:

1. تعبیر «اثنا عشر خلیفه»

در صحیح مسلم این روایت که تعبیر فوق را دارد، از طرق متعدد نقل شده است:

حدثنا قُتَیْبَةُ بن سَعِیدٍ حدثنا جَرِیرٌ عن حُصَیْنٍ عن جَابِرِ بن سَمُرَةَ قال: سمعت النبی صلى الله علیه وسلم یقول وحدثنا رِفَاعَةُ بن الْهَیْثَمِ الْوَاسِطِیُّ واللفظ له حدثنا خَالِدٌ یَعْنِی بن عبد اللَّهِ الطَّحَّانَ عن حُصَیْنٍ عن
جَابِرِ بن سَمُرَةَ قال: دَخَلْتُ مع أبی على النبی صلى الله علیه وسلم
فَسَمِعْتُهُ یقول: إِنَّ هذا الْأَمْرَ لَا یَنْقَضِی حتى یَمْضِیَ فِیهِمْ اثْنَا عَشَرَ خَلِیفَةً. قال: ثُمَّ تَکَلَّمَ بِکَلَامٍ خَفِیَ عَلَیَّ قال: فقلت لِأَبِی: ما قال؟ قال: کلهم من قُرَیْشٍ.

جابر بن سمره مى‌گوید: همراه پدرم بر رسول خدا (ص) وارد شدیم، شنیدیم که حضرت مى‌فرمود: امر خلافت اسلامى به پایان نخواهد رسید مگر این که دوازده جانشین در میان آنها حکومت کند. سپس کلامى را فرمود که برایم معلوم نشد، به پدرم گفتم: حضرت چه فرمود‌؟ پدرم
گفت: حضرت فرمود: تمام این دوازده خلیفه از قریش هستند.

النیسابوری القشیری، ابوالحسین مسلم بن الحجاج (متوفاى261هـ)، صحیح مسلم، ج3، ص1452، ح1821،
تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت.

و مسلم در روایت دیگر نقل مى‌کند:

حدثنا قُتَیْبَةُ بن سَعِیدٍ وأبو بَکْرِ بن أبی شَیْبَةَ قالا حدثنا حَاتِمٌ وهو بن
إسماعیل عن الْمُهَاجِرِ بن مِسْمَارٍ عن عَامِرِ بن سَعْدِ بن أبی وَقَّاصٍ قال
کَتَبْتُ إلى جَابِرِ بن سَمُرَةَ مع غُلَامِی نَافِعٍ أَنْ أَخْبِرْنِی بِشَیْءٍ سَمِعْتَهُ من رسول اللَّهِ صلی الله علیه وآله قال فَکَتَبَ إلی سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وآله یوم جُمُعَةٍ عَشِیَّةَ رُجِمَ الْأَسْلَمِیُّ یقول: لَا یَزَالُ الدِّینُ قَائِمًا حتى تَقُومَ السَّاعَةُأو یَکُونَ عَلَیْکُمْ اثْنَا عَشَرَ خَلِیفَةً کلهم من قُرَیْشٍ.

عامر بن سعد بن ابى وقاص مى‌گوید: من همراه غلامم به جابر بن سمره نوشتیم تا چیزى را که از رسول خدا(ص) شنیده براى ما بنویسد، جابر برایم نوشت،‌ روزجمعه شامگاهى که اسلمى سنگسار شده بود از رسول خدا شنید که فرمود: همواره دین پا برجاست تا آن که قیامت برپا شود و دوازده خلیفه براى شما باشد که همه آنان از قریش هستند.

النیسابوری القشیری، ابوالحسین مسلم بن الحجاج (متوفاى261هـ)، صحیح مسلم، ج3، ص1453، ح1822، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت.

جهت رعایت اختصار، روایت هاى بعدى را که صفحه 1452، آمده با حدف سند آنها، ذیلاً‌ بیان مى‌کنیم:

... یقول لَا یَزَالُ الْإِسْلَامُ عَزِیزًا إلى اثنى عَشَرَ خَلِیفَةً.

رسول خدا فرمود:
اسلام همواره عزیز است تا دوازده خلیفه بر شما حکومت کند.

... لَا یَزَالُ هذا الْأَمْرُ عَزِیزًا إلى اثنى عَشَرَ خَلِیفَةً.

پوسته این امر عزیز است تا دوازده خلیفه بر مردم حکومت کند.

... لَا یَزَالُ هذا الدِّینُ عَزِیزًا مَنِیعًا إلى اثنى عَشَرَ خَلِیفَةً.

همواره این دین عزیز و نیرومند است تا دوازده جانشین بر مردم حکومت کند.

... لَا یَزَالُ أَمْرُ الناس مَاضِیًا ما وَلِیَهُمْ اثْنَا عَشَرَ رَجُلًا.

کار مردم پیوسته پیش مى‏رود مادامى که دوازده نفر بر آنها حکومت نماید

النیسابوری القشیری، ابوالحسین مسلم بن الحجاج (متوفاى261هـ)، صحیح مسلم، ج3، ص1452، تحقیق:
محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت.

ابو داود سجستانى از دیگر علماى اهل سنت، این روایت را با تعبیرات دیگرى این ‌گونه نقل کرده است:

حدثنا عَمْرُو بن عُثْمَانَ ثنا مَرْوَانُ بن مُعَاوِیَةَ عن إسماعیل یَعْنِی بن أبی خَالِدٍ عن أبیه عن جَابِرِ بن سَمُرَةَ قال سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم یقول لَا یَزَالُ هذا الدِّینُ قَائِمًا حتى یَکُونَ عَلَیْکُمْ اثْنَا عَشَرَ خَلِیفَةً کلهم تَجْتَمِعُ علیه الْأُمَّةُ فَسَمِعْتُ کَلَامًا من النبی صلى الله علیه وسلم لم أَفْهَمْهُ قلت لِأَبِی ما یقول قال کلهم من قُرَیْشٍ.

جابر بن سمره مى‌گوید: از رسول خدا صلى الله علیه وآله شنیدم که مى‌فرمود: پیوسته این دین پا بر جا است تا اینکه بر شما دوازده خلیفه‌ى که امت بر آنها اجتماع کرده بیاید. سپس از رسول خدا سخنى شنیدم که من ندانستم، به پدرم گفتم: رسول خدا چه فرمود: گفت: رسول خدا فرمود:‌ همه آنها از قریش اند.

السجستانی الأزدی،  ابوداود سلیمان بن الأشعث (متوفاى275هـ)، سنن أبی داود، ج4، ص106، ح4279،
تحقیق: محمد محیی الدین عبد الحمید، ناشر: دار الفکر.

حدثنا مُوسَى بن إسماعیل ثنا وُهَیْبٌ ثنا دَاوُدُ عن عَامِرٍ عن جَابِرِ بن سَمُرَةَ قال: سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم یقول: لَا یَزَالُ هذا الدِّینُ عَزِیزًا إلى اثْنَیْ عَشَرَ خَلِیفَةً قال فَکَبَّرَ الناس وَضَجُّوا ثُمَّ قال: کَلِمَةً
خفیة قلت لِأَبِی یا أَبَتِ ما قال؟ قال: کلهم من قُرَیْشٍ.

جابر بن سمره گفت: رسول خدا (ص) فرمود: همواره این دین عزیز است تا دوازده خلفیه بیاید. جابر مى‌گوید: مردم تکبیر گفتند و ضجه زدند. سپس رسول خدا سخنى فرمود که من ندانستم، به پدرم گفتم: رسول خدا چه فرمود: گفت: رسول خد فرمود:‌ همه آنها از قریش اند.

السجستانی الأزدی،  ابوداود سلیمان بن الأشعث (متوفاى275هـ)، سنن أبی داود، ج4، ص106، ح4280، تحقیق: محمد محیی الدین عبد الحمید، ناشر: دار الفکر.

این روایت را بزرگان دیگرى اهل سنت همانند رئیس مذهب حنابله، احمد بن حنبل در کتاب مسند از صفحه 86 تا 107، حاکم نیشابورى در المستدرک ج3، صفحه 715 و 716 احادیث 6586و 6589، و دیگران آورده‌اند.

2. «اثنی عشر نقیبا»

در تعدادى از روایات «اثنا عشر»، به جاى «خلیفة» کلمه «نقیبا» آمده است.

احمد بن حنبل در دو جاى از مسندش این روایت را نقل کرده است:

حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی ثنا حَسَنُ بن مُوسَى ثنا حَمَّادُ بن زَیْدٍ عَنِ الْمُجَالِدِ عَنِ الشعبی عن مَسْرُوقٍ قال: کنا جُلُوساً عِنْدَ عبد اللَّهِ بن مَسْعُودٍ وهو یُقْرِئُنَا الْقُرْآنَ فقال له رَجُلٌ: یا أَبَا عبد الرحمن هل سَأَلْتُمْ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم کَمْ تملک هذه الأُمَّةَ من خَلِیفَةٍ؟ فقال عبد اللَّهِ بن مَسْعُودٍ: ما سألنی عنها أَحَدٌ مُنْذُ قَدِمْتُ الْعِرَاقَ قَبْلَکَ ثُمَّ قال: نعم. وَلَقَدْ سَأَلْنَا رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم فقال: اثْنَا عَشَرَ کَعِدَّةِ نُقَبَاءِ بنی إِسْرَائِیلَ.

مسروق گفت: ما در نزد عبد اللَّه ابن مسعود نشسته بودیم و او براى ما قرآن مى‌خواند، مردى به او گفت: یا ابا عبد الرحمن آیا شما از رسول خدا صلى الله علیه وآله نپرسیدید که بعد از او چند خلیفه خواهند آمد؟ عبد اللَّه گفت: از هنگامى که از عراق وارد شده‏ام کسى این موضوع را از من نپرسیده است، ما از رسول خدا پرسیدیم فرمودند: خلفاء من دوازده
نفرند مانند نقباء بنى اسرائیل.

الشیبانی،  ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاى241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج1، ص398،‌ح3781 و ص406،‌ ح 3859، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر.

عده‌اى از علماى بزرگ اهل سنت همانند عاصمى مکى، مبارکفورى، ابن حجر عسقلانى،‌ عبد الرحمن سیوطى و ابن حجر هیثمى، به صراحت مى‌گویند:‌ روایت ابن مسعود سندش حسن است:

أما حدیث بن مسعود فأخرجه أحمد والبزار بسند حسن أنه سئل کم یملک...

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى852 هـ)، فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج13، ص212، تحقیق: محب الدین الخطیب، ناشر: دار المعرفة - بیروت.

السیوطی، جلال الدین أبو الفضل عبد الرحمن بن أبی بکر (متوفاى911هـ)،  تاریخ الخلفاء، ج1، ص10،
تحقیق: محمد محی الدین عبد الحمید، ناشر: مطبعة السعادة - مصر، الطبعة: الأولى، 1371هـ - 1952م.

الهیثمی، ابوالعباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر (متوفاى973هـ)، الصواعق المحرقة علی أهل الرفض والضلال والزندقة، ج1، ص54، تحقیق عبد الرحمن بن عبد الله الترکی - کامل محمد الخراط، ناشر: مؤسسة الرسالة - لبنان، الطبعة: الأولى، 1417هـ - 1997م.

العاصمی المکی، عبد الملک بن حسین بن عبد الملک الشافعی (متوفاى1111هـ)، سمط النجوم العوالی فی أنباء الأوائل والتوالی، ج2، ص406، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود- علی محمد معوض،
ناشر: دار الکتب العلمیة.

المبارکفوری، أبو العلا محمد عبد الرحمن بن عبد الرحیم (متوفاى1353هـ)، تحفة الأحوذی بشرح جامع الترمذی، ج6، ص394، دار الکتب العلمیة – بیروت.

ابن حجر عسقلانى روایت را این گونه نقل کرده است:

وقال إسحاق:
أخبرنا أبو أسامة قالا: ثنا المجالد عن الشعبی عن مسروق قال: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُودٍ فَقَالَ: هَلْ حَدَّثَکُمْ نَبِیُّکُمْ صلی الله علیه وآله کَمْ یَکُونُ بَعْدَهُ مِنَ الْخُلَفَاءِ؟ فَقَالَ: نَعَمْ. وَمَا سَأَلَنِی أَحَدٌ قَبْلَکَ وَإِنَّکَ لَأَحْدَثُ الْقَوْمِ سِنّاً نَعَمْ.
قَالَ:یَکُونُ بَعْدِی عِدَّةُ نُقَبَاءِ مُوسَى‏ اثنی عشر نقیبا.

مردى نزد عبد اللَّه بن مسعود آمد و گفت: آیا پیامبرتان به شما خبر داده که پس از وى چند خلیفه خواهد بود؟ گفت: آرى، و کسى پیش از تو آن را از من نپرسیده است و تو جوان‏ترین مردم از نظر سنّ و سال هستى، آرى فرمود: پس از من دوازده نقیب به تعداد نقباى موسى خواهد بود.

در پایان مى‌گوید:

(هذا اسناده حسن)

سند این روایت حسن است.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى852هـ)، ج9، ص577، المطالب العالیة بزوائد المسانید الثمانیة، تحقیق: د. سعد بن ناصر بن عبد العزیز الشتری، ناشر: دار العاصمة/ دار الغیث، الطبعة: الأولى، السعودیة - 1419هـ.

3. اثنا عشر امیراً»

برخى از روایات، با تعبیر «اثنا عشر امیراً» وارد شده‌اند:

بخارى صحیح ترین کتابهاى اهل سنت روایت را این‌گونه نقل کرده است:

حدثنی محمد بن الْمُثَنَّى حدثنا غُنْدَرٌ حدثنا شُعْبَةُ عن عبد الْمَلِکِ سمعت جَابِرَ بن سَمُرَةَ قال: سمعت النبی صلى الله علیه وسلم یقول: یَکُونُ اثْنَا عَشَرَ أَمِیرًا فقال: کَلِمَةً لم أَسْمَعْهَا فقال: أبی إنه قال: کلهم من قُرَیْشٍ.

جابر بن سمره مى‌گوید:‌ از رسول خدا شنیدم که مى‌فرمود: بعد از من دوازده نفر امیر است؛ سپس سخنى فرمود که من نشنیدم، پدرم گفت: ‌رسول خدا فرمود: همگى آن خلفاء از قریشند.

البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفاى256هـ)، صحیح البخاری، ج6، ص2640، ح6796، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

به گزارش احمد حنبل در مسند، این سخن رسول خدا در باره دوازده جانشین در حجة الوداع ایراد شده‌است:

حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی ثنا بن نُمَیْرٍ ثنا مُجَالِدٌ عن عَامِرٍ عن جَابِرِ بن
سَمُرَةَ السوائی قال: سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم یقول: فی حَجَّةِ الْوَدَاعِ لاَ یَزَالُ هذا الدِّینُ ظَاهِراً على من نَاوَأَهُ لاَ یَضُرُّهُ مُخَالِفٌ وَلاَ مَفَارِقٌ حتى یَمْضِىَ من أمتی اثْنَا عَشَرَ أَمِیراً کلهم من قُرَیْشٍ قال: ثُمَّ خفی عَلَىَّ قَوْلُ رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم قال: وکان أبی أَقْرَبَ إلى رَاحِلَةِ رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم مِنِّى فقلت: یا أَبَتَاهُ ما الذی خفی علی من قَوْلِ رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم قال یقول: کلهم من قُرَیْشٍ قال: فاشهد علی إِفْهَامِ أبی إیای قال: کلهم من قُرَیْشٍ.

جابر مى‌گوید:‌
رسول خدا صلى الله علیه وآله در حجة الوداع فرمود: این دین همواره بر دشمنش پیروز و هیچ مخالفت و موافقت با آن، زیانى به دین نمى‌رساند، تا آنگاه دوازده نفر از امت من که از همگى از قریشند، زمامدار شوند. سپس کلامى فرمود که بر من پوشیده ماند، پدرم نسبت به من نزدیگ رسول خدا بود گفتم:‌ آنچه را رسول خدا فرمود و من نشنیدم چه بود؟
پدرم گفت:‌ رسول خدا فرمود‌: تمامى این دازده نفر از قریشند. جابر مى‌گوید: بر فهم پدرم آن جمله را از رسول خدا شهادت مى‌دهم.که رسول خدا فرمود: آنها همگى از قریش‏اند.

الشیبانی،  ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاى241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج5، ص90 و 99، ح20873 و 20978، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر.

احمد حنبل در روایت دیگر این تعبیر را نقل کرده است:

لاَ یَزَالُ هذا الأَمْرُ مَاضِیاً حتى یَقُومَ اثْنَا عَشَرَ أَمِیراً.

کار مردم پیوسته پیش مى‏رود مادامى که دوازده مرد بر آنها حکومت نماید.

الشیبانی،  ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاى241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج5، ص101، ح20999، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر.

طبرانى در المعجم الکبیر این روایت را با تعبیر دیگر نقل کرده است:

حدثنا أبو حَبِیبٍ زَیْدُ بن الْمُهْتَدِی الْمَرْوَزِیُّ حدثنا عَلِیُّ بن حَشْرَمٍ ثنا عِیسَى بن یُونُسَ عن عِمْرَانَ بن سُلَیْمَانَ عَنِ الشَّعْبِیِّ عن جَابِرٍ قال
سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى اللَّهُ علیه وسلم فی حَجَّةِ الْوَدَاعِ یقول لا یَزَالُ
أَمْرُ هذه الأُمَّةِ هَادِئًا على من نَاوَأَها حتى یَکُونَ عَلَیْکُمِ اثْنَا عَشَرَ أَمِیرًا ثُمَّ تَکَلَّمَ بِکَلِمَةٍ لم أَسْمَعْهَا فَسَأَلْتُ أبی وکان أَقْرَبَ إلیه مِنِّی ما قال قال قال کلهم من قُرَیْشٍ

رسول خدا فرمود:
همواره امر این امت پیروز است بر کسى که با او دشمنى کند تا اینکه دوازده نفر زمامدارند، سپس کلمه آهسته‏اى فرمود که من آن را نشنیدم. از پدرم که به پیغمبر صلّى اللَّه علیه و اله نزدیک‏تر بود، پرسیدم که آن حضرت چه فرمود؟ گفت: فرمود: همه‏شان از قریشند.

الطبرانی،  ابوالقاسم سلیمان بن أحمد بن أیوب (متوفاى360هـ)، المعجم الکبیر، ج2، ص197، ح1800، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ناشر: مکتبة الزهراء - الموصل، الطبعة: الثانیة، 1404هـ – 1983م.

البانى در باره این روایت مى‌گوید:

وهذا إسناد صحیح على شرطهما. وقد أخرجه مسلم عنه بلفظ: لا یزال أمر الناس ماضیا.

سند این روایت به شرط شیخین صحیح است و مسلم آن را با تعبیر: لا یزال أمر الناس ماضیا آورده است.

السلسلة الصحیحة، ج1، ص651.

ترمذى در باره این حدیث مى‌نویسد:

قال أبو عِیسَى: هذا حَدِیثٌ حَسَنٌ صَحِیحٌ.

این روایت حسن و صحیح است.

الترمذی السلمی،  ابوعیسی محمد بن عیسی (متوفاى279هـ)، سنن الترمذی، ج4، ص501، تحقیق: أحمد محمد شاکر وآخرون، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت.

4. «اثنا عشر قیما»

چهارمین تعبیر متفاوت در این روایت،‌ تعبیر‌ «اثنا عشر قیماً» است که طبرانى در معجم الکبیر آورده است:

حدثنا إِبْرَاهِیمُ بن هَاشِمٍ الْبَغَوِیُّ ثنا محمد بن عبد الرحمن الْعَلافُ ثنا محمد بن سَوَاءٍ ثنا سَعِیدٌ عن قَتَادَةَ عَنِ الشَّعْبِیِّ عن جَابِرِ بن سَمُرَةَ
قال: کنت مع أبی عِنْدَ النبی صلى اللَّهُ علیه وسلم فقال: یَکُونُ لِهَذِهِ
الأُمَّةِ اثْنَا عَشَرَ قَیِّمًا لا یَضُرُّهُمْ من خَذَلَهُمْ ثُمَّ هَمَسَ رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ علیه وسلم بِکَلِمَةٍ لم أَسْمَعْهَا فقلت: لأَبِی ما الْکَلِمَةُ التی هَمَسَ بها النبی صلى اللَّهُ علیه وسلم؟ قال: کلهم من قُرَیْشٍ.

جابر بن سمره مى‌گوید: با پدرم نزد رسول خدا بودیم که فرمود: براى این امت دوازده سرپرست است که یارى نکردن مردم به آنها ضررى نمى‌رساند. سپس رسول خدا سخن آهسته گفت که من نشنیدم،
به پدرم گفتم: رسول خدا چه فرمود؟ گفت: رسول خدا فرمود:‌ همه آنها از قریش اند.

الطبرانی،  ابوالقاسم سلیمان بن أحمد بن أیوب (متوفاى360هـ)، المعجم الکبیر، ج2، ص196، ح1794، تحقیق:
حمدی بن عبدالمجید السلفی، ناشر: مکتبة الزهراء - الموصل، الطبعة: الثانیة، 1404هـ – 1983م.

طبرانى در روایت دیگر نقل مى‌کند وقتى رسول خدا این روایت را فرمود: من دیدم عمر بن خطاب پشت سر من بود:

حدثنا عَبْدَانُ بن أَحْمَدَ ثنا زَیْدُ بن الْحَرِیشِ ثنا رَوْحُ بن عَطَاءِ بن أبی مَیْمُونَةَ عن عَطَاءِ بن أبی مَیْمُونَةَ عن جَابِرِ بن سَمُرَةَ قال: سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى اللَّهُ علیه وسلم وهو یَخْطُبُ على الْمِنْبَرِ وَیَقُولُ: اثْنَا عَشَرَ قَیِّمًا من قُرَیْشٍ لا یَضُرُّهُمْ عَدَاوَةُ من عَادَاهمْ قال: فَالْتَفَتَ خَلْفِی فإذا أنا بِعُمَرِ بن الْخَطَّابِ رضی اللَّهُ عنه وَأَبِی فی نَاسٍ فَأَثْبَتُوا لِیَ الحدیث کما سمعت.

رسول خدا صلى الله علیه وآله بر فراز منبر مى‌گفت: (بعد من) دوازه سرپرست از قریشند که دشمنى دشمنان با آنها زیان نرساند، سپس به پشت سرم متوجه شدم عمر بن خطاب و پدرم را در میان مردم دیدم و آنها نیز سخن پیامبر را همان گونه که من شنیده بودم، نقل کردند.

الطبرانی،  ابوالقاسم سلیمان بن أحمد بن أیوب (متوفاى360هـ)، المعجم الکبیر، ج2، ص256، ح2073، تحقیق:
حمدی بن عبدالمجید السلفی، ناشر: مکتبة الزهراء - الموصل، الطبعة: الثانیة، 1404هـ – 1983م.

«اثنا عشر رجلاً»

در برخى تعبیرات، جمله «اثنا عشر رجلاً» آمده که در صحیح مسلم و غیر آن نقل شده است:

حدثنا بن أبی عُمَرَ حدثنا سُفْیَانُ عن عبد الْمَلِکِ بن عُمَیْرٍ عن جَابِرِ بن سَمُرَةَ قال سمعت النبی صلى الله علیه وسلم یقول: لَا یَزَالُ أَمْرُ الناس مَاضِیًا ما وَلِیَهُمْ اثْنَا عَشَرَ رَجُلًا ثُمَّ تَکَلَّمَ النبی صلى الله علیه وسلم بِکَلِمَةٍ خَفِیَتْ عَلَیَّ فَسَأَلْتُ أبی مَاذَا؟ قال: رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم فقال: کلهم من قُرَیْشٍ.

النیسابوری القشیری، ابوالحسین مسلم بن الحجاج (متوفاى261هـ)، صحیح مسلم، ج3، ص1452، ح1821، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت.

و در نهایت در برخى منابع این روایت بدون پسوند «خلیفة؛ امیراً، رجلاً و قیماً‌» آمده است این روایت را ابو عوانه در مسندش نقل کرده است:

حدثنا أحمد بن یوسف السلمی قال نا عمر بن عبد الله بن رزین عن سفیان یعنی ابن حسین عن سعید بن عمرو بن أشوع عن عامر الشعبی عن جابر بن سمرة السوائی قال جئت مع أبی إلى المسجد
ورسول الله صلى الله علیه وسلم یخطب فسمعته یقول: من بعدی اثنا عشر ثم خفض صوته فلم أدر ما یقول، قلت: لأبی ما یقول؟ قال: کلهم من قریش.

أبو عوانة در پایان مى‌گوید:

وهذا مما انتخبه أبو زکریا الأعرج وهو حدیث حسن حسن.

این روایت را ابو زکریاى اعرج انتخاب کرده که روایت حسن است.

الاسفرائنی، أبو عوانة یعقوب بن إسحاق (متوفاى316هـ)، مسند أبی عوانة، ج4، ص372، ح6990، ناشر: دار المعرفة – بیروت

با توجه به منابع روایى دست اول اهل سنت،‌ به دست مى‌آید که این روایت با تعبیرات مختلفش از دیدگاه آنها یک روایت قابل قبول و پذیرفته شده‌است. و همگى صراحت دارند که این دوازده نفر، بعد از رسول خدا صلى الله علیه وآله جانشین، سرپرست، زمامدار و پیشواى مردم هستند.

مقصود از «خلفای دواز ده گانه» در این روایت

یکى از مطالب مهم در این روایت،‌ تعیین مصداق «دوازده خلیفه» است که علماى شیعه و سنى دیدگاه‌هاى مختلفى ارائه کرده و تفسیر‌‌هاى گوناگونى از آن داشته‌اند.

از آن جائى که شیعیان اعتقاد دارند که مقصود از این روایت، ائمه دوازده‌گانه اهل بیت علیهم السلام است، در تفسیر آن مشکل خاصى ندارند؛ اما دانشمندان و بزرگان اهل سنت دیدگاه‌هاى مختلفى را ارائه و در حقیقت دچار سردرگمى شده‌اند؛ تا جائى که برخى از آ‌ن‌ها به صراحت گفته‌اند که نمى‌توانند مقصود پیامبر را از این روایت مشخص کنند.

الف:‌ دیدگاه اهل سنت

اهل سنت در تفسیر و تبیین مصداق خلفاى دوازده گانه به شدت دچار حیرت و سردرگمى شده‌اند؛ زیرا از طرفى این روایات با سند روشن و بدون خدشه، در منابع معتبر آنان نقل شده که مورد اتفاق آنها است؛ از سوى دیگر، ویژگى‌هایى که در متن این روایات وجود دارد؛ مثل انحصار به عدد «دوازده»، بر مبنا و خلفاى مورد نظر اهل سنت تطبیق
نمى‌کند.

حیرت اهل سنت را در بیان مقصود از این روایت ابن جوزى این‌گونه بیان مى‌کند:

هذا الحدیث قد أطلت البحث عنه، وتطلّبت مظانّه، وسألت عنه، فما رأیت أحدا وقع على المقصود به.

بحث پیرامون این روایت را طولانى کردم و در جستجوى گمانه‌ها بر آمدم؛ کسى را ندیدم که به مقصود این روایت دست یافته باشد.

ابن الجوزی الحنبلی، جمال الدین ابوالفرج عبد الرحمن بن علی بن محمد (متوفاى597 هـ)، کشف المشکل من حدیث الصحیحین، ج1، ص449، تحقیق: علی حسین البواب، ناشر: دار الوطن  - الریاض - 1418هـ - 1997م

ابن بطال بکرى قرطبى در شرح صحیح بخارى، ابن حجر عسقلانى در فتح البارى و بدر الدین عینى در عمدة القارى از مُهَلَّب نقل مى‌کنند که هیچ کس سخن قطعى را در مورد تعیین مصداق دوازده خلیفه در این روایت ارائه نکرده است و همواره اقوال در مورد روایت مختلف است:

لم ألق أحدا یقطع فی هذا الحدیث بمعنی- یعنی بشئ معین.

هیچ کس نتوانسته است معناى قطعى این روایت را مشخص و سخن معینى را در تفسیر آن بگوید.

إبن بطال البکری القرطبی، ابوالحسن علی بن خلف بن عبد الملک (متوفاى449هـ)، شرح صحیح البخاری، ج8، ص287، تحقیق: ابوتمیم یاسر بن إبراهیم، ناشر: مکتبة الرشد - السعودیة / الریاض،
الطبعة: الثانیة، 1423هـ - 2003م.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى852 هـ)، فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج13، ص211، تحقیق: محب الدین الخطیب، ناشر: دار المعرفة - بیروت.

العینی الغیتابی الحنفی، بدر الدین ابومحمد محمود بن أحمد (متوفاى855هـ)، عمدة القاری شرح صحیح البخاری، ج24، ص281، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

بزرگان اهل سنت در ذیل روایت «اثنا عشر خلیفة» احتمالات فراوانى را براى بیان مقصود از این حدیث ابراز داشته‌اند. عمده ترین احتمالات شان این است که مقصود از خلفاى اثنا عشر، خلفاى بنى امیه هستند. بررسى و نقد این احتمالات، مجالى دیگر مى‌طلبد که در مقاله دیگر به آن خواهیم پرداخت.

ب: دیدگاه شیعیان

از دیدگاه شیعیان، تنها مصداق این روایات، «ائمه اهل بیت علیهم السلام» هستند نه کسان دیگر و در این باره روایات صحیحى وجود دارد که ائمه اهل بیت را علاوه بر تعداد، با اسم و نسب معرفى کرده‌است.

بهترین و جامع ترین روایت در این باره، لوح جابر بن عبد الله انصارى است که از جانب خدا به پیامبر اسلام داده شد و در آن، اسامى تمامى ائمه علیهم السلام درج شده و محدث توانا، ثقة الإسلام کلینى این روایت را با سند موثق نقل کرده است.

به عقیده‌ى ما خلفاء رسول خدا صلى الله علیه وآله از بنى هاشم و عترت آن حضرت است، نه این‌که تنها قریشى باشند و این مطلب در منابع معتبر خود آنان آمده است.

طبق تصریح برخى از محققان و علماى اهل سنت، فراز آخر روایت «اثنا عشر»، دستخوش تحریف واقع شده و به این واقعیت دوتن از علماى خود شان تصریح کرده اند.

1. علامه سید على همدانی:

طبق گزارش ینابیع الموده، سید على همدانى این روایت را با همان سند و متن که بخارى و منابع دیگر آورده‌اند، به جاى جمله‌ «کلهم من قریش»، جمله «کلهم من بنى هاشم» را نقل کرده‌است؛ اما در خود بخارى به گونه‌اى دیگر آمده است:

عن عبد الملک بن عمیر عن جابر بن سمرة قال: کنت مع أبی عند النبی صلی الله علیه وآله فسمعته یقول: بعدی إثنا عشر خلیفة، ثم أخفى صوته، فقلت لأبی: ما الذی أخفى صوته؟ قال:
قال: کلهم من بنی هاشم. وعن سماک بن حرب مثل ذلک.

جابر بن سمره رضى الله عنه گفت: من با پدرم نزد رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم بودم و شنیدم که آن حضرت مى‌فرمود: « پس از من دوازده خلیفه خواهد بود » سپس صداى خود را پایین آورد، به پدرم گفتم: آن چه بود که صدایش را برایش پایین آورد ؟ جواب داد: فرمود: « همگى از بنى هاشم‌اند»

(مولف مى‌گوید:) از طریق سماک بن حرب، مثل این حدیث روایت شده است.

القندوزی الحنفی، الشیخ سلیمان بن إبراهیم (متوفاى1294هـ) ینابیع المودة لذوی القربى، ج3، ص290، تحقیق سید علی جمال أشرف الحسینی، ناشر: دار الأسوة للطباعة والنشر ـ قم، الطبعة:الأولى، 1416هـ.

2. علامه قندوذى

  شیخ سلیمان ابن ابراهیم قندوزى حنفى، نیز با همان سند و متن از عبد الملک بن عمیر «کلهم من بنى هاشم» آورده است:

  عن عبد الملک بن عمیر عن جابر بن سمرة رضی الله عنه قال: کنت مع أبی عند رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم فسمعته یقول: بعدی إثنا عشر خلیفة ثم أخفى صوته فقلت لأبی: ما الذی [قال فی] أخفى صوته؟ قال: قال: کلهم من بنی هاشم. وعن سماک بن حرب مثله.

القندوزی الحنفی، الشیخ سلیمان بن إبراهیم (متوفاى1294هـ) ینابیع المودة لذوی القربى، ج2، ص315، ح 908، تحقیق سید علی جمال أشرف الحسینی، ناشر: دار الأسوة للطباعة والنشر ـ قم، الطبعة:الأولى، 1416هـ.

نکته قابل دقت این است که عبد الملک بن عمیر از رجال صحاح سته و سماک بن حرب به غیر از صحیح مسلم و بخارى از رجال بقیه صحاح اربعه است. این دو نفر روایت را به این صورت نقل کرده اند.

شاید سرو صدایى که هنگام سخن گفتن رسول خدا صلى الله علیه وآله برپا شده به خاطر تعیین مصداق این دوازه نفر بوده است تا دیگران نشنوند. در این فرض باید ریشه یابى کرد که چه کسانى این سر و صداها را به راه اندختند.

نظیر این جریان در آخرین لحظات حیات رسول خدا صلى الله علیه وآله که مى‌‌خواست چیزى بنویسد بعد از آن امت گمراه نشوند، نیز اتفاق افتاد و در حضور رسول خدا منازعه و سرو صدا بلند شد.
در این جا چه کسانى عامل ایجاد این سرو صدا شد و منظورشان چه بود و چه گفتند؟!

امامان اهل بیت، مصداق «اثناعشر» به اعتراف اهل سنت

قندوزى حنفى نظر برخى محققان اهل سنت را در مصداق «دوازده خلیفه» منعکس نموده و خود نیز بر این باور است که مصداق روایت‌، ائمه طاهرین علیهم السلام هستند نه دیگران:

قال بعض المحققین:

إن الأحادیث الدالة على کون الخلفاء بعده صلی الله علیه وآله إثنا عشر، قد اشتهرت من طرق کثیرة، فبشرح الزمان وتعریف الکون والمکان، علم أن مراد رسول الله صلی الله علیه وآله من حدیثه هذا الأئمة الاثنا عشر من أهل بیته وعترته، إذ لا یمکن أن یحمل هذا الحدیث على الخلفاء بعده من أصحابه، لقلتهم عن اثنی عشر، ولا یمکن أن یحمله على الملوک
الأمویة لزیادتهم على اثنی عشر، ولظلمهم الفاحش إلا عمر بن عبد العزیز، ولکونهم غیر بنی هاشم، لان النبی صلی الله علیه وآله قال: «کلهم من بنی هاشم» فی روایة عبد الملک عن جابر، وإخفاء صوته صلی الله علیه وآله فی هذا القول یرجح هذه الروایة، لأنهم لا یحسنون خلافة بنی هاشم و لا یمکن أن یحمله على الملوک العباسیة لزیادتهم
على العدد المذکور ولقلة رعایتهم الآیة «قل لا أسألکم علیه أجرأ إلا المودة فی القربى» وحدیث الکساء فلا بد من أن یحمل هذا الحدیث على الأئمة الاثنی عشر من أهل بیته وعترته صلی الله علیه وآله لأنهم کانوا أعلم أهل زمانهم وأجلهم وأورعهم وأتقاهم، وأعلاهم نسبا، وأفضلهم حسبا، وأکرمهم عند الله، وکان علومهم عن آبائهم متصلا بجدهم صلی الله علیه وآله وبالوراثة واللدنیة، کذا عرفهم أهل العلم والتحقیق وأهل الکشف والتوفیق.

ویؤید هذا المعنى أی أن مراد النبی صلی الله علیه وآله الأئمة الاثنا عشر من أهل بیته ویشهده ویرجحه حدیث الثقلین، والأحادیث المتکثرة المذکورة فی هذا الکتاب وغیرها.

بعضى از محققان گفته‏اند: احادیثى که جانشینان بعد از رسول خدا صلى الله علیه وآله را دوازده نفر مى‏دانند از راههاىزیاد مشهور شده‏اند. و معلوم است که منظور رسول خدا صلى الله علیه و آله از امامان دوازده‏گانه، اهل‏بیت او مى‏باشد؛ زیرا امکان ندارد این حدیث را بر خلفاى بعد از او که تعدادشان کمتر از دوازده نفر است حمل کرد و نیز ممکن نیست بر حاکمان بنى امیّه حمل شود؛ چرا که آنها زیاده بر دوازده نفرند و ظلم آنان نیز زیاد بود؛ مگر عمر بن عبدالعزیز، به علاوه، آنان از غیر بنى هاشم مى‏باشند و حال آن‏که رسول خدا  در حدیثى که عبد الملک آن را از جابر روایت نموده است، فرمود: « آن دوازده‏نفر از بنى هاشم هستند»  و مخفى کردن صداى رسول خدا صلى الله علیه وآله با همهمه صحابه (وقتى که آن حضرت مى‌خواست نسب امامان را اعلام فرماید) موجب ترجیح این روایت است؛ زیرا آنان خلافت بنى هاشم را خوش نداشتند.

و نیز ممکن نیست بر حاکمان عباسى حمل گردند چرا که اولاً: عدد آنان از عدد مذکور در این روایات زیادتر است و ثانیاً: به دلیل کم توجهى آنان به آیه مودت که در آن خداوند به رسول خدا خطاب مى کند: « اى پیامبر بگو: من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى کنم جز دوست داشتن نزدیکانم » شورى/23 و نیز به حدیث کساء؛ لذا باید این حدیث (حدیث اثناعشر) بر دوازده امام که از اهل بیت پیامبر (ص) و عترت او شمرده مى‌شوند، حمل گردد زیرا آنانعالم ترین و برترین و باتقواترین افراد زمان خود بوده، و عالى تر از نظر نسب، و برترین از منظر حسب، و گرامى‌ترین در نزد خداوند بوده‌اند و علومشان از پدرانشان متصل به جدشان (ص) از طریق وراثت و الهى بوده است و این چنین أهل علم و تحقیق و أهل کشف و توفیق آنان را مى‌شناختند و آنچه این معنا را تایید مى‌کند و شاهد بر آن است ـ یعنى این که مراد پیامبر (ص)، أئمه ثنا عشر از أهل بیت ایشان بوده است ـ حدیث ثقلین (مبنى بر این که رسول خدا صلى الله علیه و آله پس خود دو چیز گران بها باقى گذاردند که عبارت باشد از قرآن و اهل بیت علیهم السلام)، و نیز أحادیث فراوان دیگرى است که در همین کتاب و کتاب دیگر مطرح شده است.

القندوزی الحنفی، الشیخ سلیمان بن إبراهیم (متوفاى1294هـ) ینابیع المودة لذوی القربى، ج3، ص291، تحقیق سید علی جمال أشرف الحسینی، ناشر: دار الأسوة للطباعة والنشر ـ قم، الطبعة:الأولى، 1416هـ.

«حضرت مهدی» از خلفای اثناعشر و از نسل رسول خدا (ص) به اعتراف محققان اهل سنت

با این‌که علماى اهل سنت سعى دارند مصداق «خلفاى اثنا عشر» را حاکمان بنى امیه بدانند، اعتراف کرده‌اند که «حضرت مهدى علیه السلام» یکى از این خلفاء است.

1. ابن کثیر دمشقی:

ابن کثیر دمشقى سلفى در تفسیرش اقرار کرده که این روایت بر وجود دوازده خلیفه صالح که حق را بر پا مى‌دارند دلالت دارد و از جمله آنها همان مهدى است که در روایات به آمدنش بشارت داده شده است:

ومعنى هذا الحدیث (البشارة) بوجود اثنی عشر خلیفة صالحا یقیم الحق ویعدل فیهم...

والظاهر أن منهم المهدی المبشر به فی الأحادیث الواردة بذکره أنه یواطئ إسمه إسم النبی صلى الله علیه وسلم وإسم أبیه إسم أبیه فیملأ الأرض عدلا وقسطا کما ملئت جورا وظلما.

این روایت بشارت مى‌دهد که این دوازده خلیفه صالح که حق را برپا مى‌دارند و در میان مردم به عدالت رفتار مى‌کنند موجود است.

و ظاهر این است که از جمله آن دوازده جانشین، حضرت مهدى است همان مهدى که در روایات اسم او اسم پیامبر و اسم پدرش اسم پدر رسول خداست، او زمین را از عدل و قسط آکنده مى‌سازد همانگونه که از ظلم و جور پر شده‌است.

ابن کثیر الدمشقی،  ابوالفداء إسماعیل بن عمر القرشی (متوفاى774هـ)، تفسیر القرآن العظیم، ج2، ص33، ناشر: دار الفکر - بیروت – 1401هـ.

2. جلال الدین سیوطی:

سیوطى از مفسران به نام اهل سنت مى‌گوید: ابو داود در سنن خود بابى را راجع به حضرت مهدى گشوده و در صدر روایات، حدیث جابر بن سمره را ذکر کرده و گفته است: مهدى یکى از آن دوازده نفر است:

أن المهدی أحد الاثنی عشر

السیوطی، جلال الدین أبو الفضل عبد الرحمن بن أبی بکر (متوفاى911هـ)، الحاوی للفتاوی فی الفقه وعلوم التفسیر والحدیث والاصول والنحو والاعراب وسائر الفنون، ج2، ص80، تحقیق: عبد اللطیف حسن عبد الرحمن، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1421هـ - 2000م.

سیوطى در کتاب دیگرش (در ضمن احتمال اینکه مراد از آنها، خلفاى اثناعشر در طول مدت اسلام باشد که ده نفر آنها آمده‌اند و دو تن از آنان متنظر‌اند و خواهد آمد) اعتراف مى‌کند که یکى از آن دو، مهدى، از اهل بیت رسول خدا صلى لله علیه وآله است:

وعلى هذا فقد وجد من الاثنی عشر خلیفة: الخلفاء الأربعة، والحسن ومعاویة وابن الزبیر وعمر بن عبد العزیز، ویحتمل أن یضم إلیهم المهتدی من العباسیین، لأنه فیهم کعمر بن عبد العزیز، وکذلک الطاهر لما أوتیه من العدل، وبقی الاثنان المنتظران، أحدهما المهدی، لأنه من أهل بیت محمد صلى اللّه علیه وآله وسلم.

بنابراین، خلفاى دوازده گانه از این قرارند: خلفاى چهارگانه، امام حسن، معاویه، ابن زبیر، عمر بن عبد العزیز. و احتمال دارد که مهتدى عباسى نیز از این ها باشد؛ زیرا او در میان عباسیان همانند عمر بن عبد العزیز بود و نیز طاهر که به عدالت رفتار مى‌کرد. و دو نفر از این دوازده نفر، منتظر هستند، یکى از آنها مهدى  از اهل بیت رسول خداست.

السیوطی، جلال الدین أبو الفضل عبد الرحمن بن أبی بکر (متوفاى911هـ)،  تاریخ الخلفاء، ج1، ص12، تحقیق: محمد محی الدین عبد الحمید، ناشر: مطبعة السعادة - مصر، الطبعة: الأولى، 1371هـ - 1952م.

3. محمد بن یوسف صالحی شامی:

صالحى شامى نیز طبق روایاتى که بزرگان نقل کرده، پذیرفته است که حضرت مهدى از عترت رسول خدا صلَى الله علیه و آله است و این گونه روایت را نقد نکرده است:

وروى الإمام أحمد والباوردی عنه [ابی سعید الخدری] قال: قال رسول الله صلى الله علیه وسلم:
(أبشروا بالمهدی، رجل من قریش من عترتی یخرج فی اختلاف من الناس، فیملأ الأرض قسطا وعدلا کما ملئت ظلما وجورا، ویرضى عنه ساکن السماء وساکن الأرض ویقسم المال صحاحا.

امام احمد و بارودى از ابو سعید خدرى روایت کرده است که رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمود: شما را به مهدى که از قریش و از عترت من است بشارت مى‌دهم او در حالى که مردم اختلاف دارند ظهور مى‌کند؛ پس زمین را از قسط و عدالت آکنده مى‌سازد همانگونه که از ظلم و جور پر شده‌است و ساکنان زمین و آسمان از او خشنودند  و او مال را به صورت عادلانه تقسیم مى‌کند.

الصالحی الشامی، محمد بن یوسف (متوفاى942هـ)، سبل الهدی والرشاد فی سیرة خیر العباد، ج10، ص171،
تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود وعلی محمد معوض، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1414هـ.

4. ابن حجر هیتمی:

و ابن حجر هیتمى نیز پذیرفته است که آخرین خلفاى دوازده گانه، حضرت مهدى است:

والظاهر أن آخرهم المهدى فإنه بملک جمیع الأرض.

وظاهر این است که آخرین نفر این دوازده خلیفه، مهدى است که تمام زمین را مالک خواهد شد.

الهیتمی، أبو العباس أحمد بن محمد بدر الدین ابن محمد شمس الدین ابن علی نور الدین ابن حجر (متوفای973 هـ)، مبلغ الأرب فی فخر العرب، ج1، ص38، تحقیق: یسری عبد الغنی عبد الله، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان، الطبعة: الأولى 1410هـ - 1990م،

5. عظیم آبادی شارح سنن ابو داود:

عظیم آبادى شارح سنن ابو داود، و نیز مبارکفورى شارح جامع ترمذى، این سخن ابن کثیر نقل کرده‌اند که او مى‌گوید:

ومعنى هذا الحدیث البشارة بوجود اثنی عشر خلیفة صالحاً یقیم الحق، ویعدل فیهم.

و آن را پذیرفته اند.

المبارکفوری، أبو العلا محمد عبد الرحمن بن عبد الرحیم (متوفاى1353هـ)، تحفة الأحوذی بشرح جامع الترمذی، ج6، ص293، دار الکتب العلمیة – بیروت.

العظیم آبادی، محمد شمس الحق (متوفاى1329هـ)، عون المعبود شرح سنن أبی داوود، ج11، ص247، ناشر:
دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الثانیة، 1995م.

6. مجمع فقهی رابطة العالم الاسلامی:

مجمع فقهى رابطة العالم الاسلامى در مکه مکرمه نیز گفته اند: آخرین خلفاى اثنا عشر کسى است که رسول
خدا از آمدنش خبر داده است:

«ویظهر عند فساد الزمان وانتشار الکفر وظلم الناس ویملأ الأرض قسطاً وعدلاً، کما ملئت ظلماً وجوراً، یحکم العالم کله، وتخضع له الرقاب... وهو آخر الخلفاء الاثنی عشر، أخبر النبی صلى اللّه علیه وسلّم عنهم فی الصحاح».

هنگامى‌که زمانه فاسد شود و کفر و ظلم در میان مردم گسترش یابد او ظهور مى‌کند و زمین را از قسط و عدل آکنده مى‌سازد همانگونه که از ظلم و جور پر شده‌است. او بر کل جهان حکم مى‌کند و گردنها در مقابل او متواضع مى‌شوند... او آخرین خلفاى دوازده گانه‌اى است که رسول
خدا صلى الله علیه وآله در روایات صحاح از آمدنش خبر داده‌است.

الفتوى التی أصدرها المجمع الفقهی فی رابطة العالم الإسلامی فی مکة المکرمة المؤرخة فی (31 / أیار/ 1976 م.

استدلال بر وجود و حیات امام زمان (ع) در این روایت

نکات مهم این روایت:

با توجه به متن روایت و تعبیرهاى مختلف آن، چند نکته مهم و ظریفى به دست مى‌آید که با در نظر داشت این نکات، مى‌توان بر وجود امام زمان علیه السلام استدلال کرد:

1. تعداد خلفاى بشارت داده شده، منحصر به دوازده نفر‌است؛

2. هویت آنها قریشى؛ بلکه با توجه به روایت قندوزى حنفى، هاشمى هستند؛

3. ویژگى آنها این است که عزت و عظمت دین و اسلام وابسته آنها است و موافقت و مخالفت مردم هیچ تأثیر در تلاش و هدایت گرى آنها ندارد؛

4. تشبیه آنها به نقباء بنى اسرائیل روشنگر این نکته است که انتخاب آنان به این مقام، به دست خدا است؛‌ نه در اختیار مردم،‌ همان‌گونه خداوند نقباء بنى اسرائیل را برگزیده‌است: «وَبَعَثْنَا مِنهُمُ اثْنَیْ عَشَرَ نَقِیباً (مائده/ 12) و آنان همانند پیامبران بنى اسرائیل، داراى مقام عصمت اند که تنها خداوند از عصمت افراد با خبر است؛

5. آنها در راه عزت بخشى دین و سرپرستى از آن، به رهنمودهاى الهى عمل مى‌کنند؛ نه از روى هواى نفس و کارشان عدالت گسترى و ظلم ستیزى است نه بى عدالتى و ظلم کردن؛

6. این خلفاى رسول خدا پشت سر هم و به صورت متوالى در هر زمانى براى هدایت مردم مى‌آیند،‌ به گونه‌اى که تا هنگامه‌ى قیامت هیچ زمانى، از وجود آنها خالى نخواهد بود،‌ کلمه «لایزال» در این جمله: «لا یزال الاسلام عزیزا إلى اثنا عشر خلیفة» و جمله هاى دیگر، که همه‌ منابع معتبر آنها نقل کرده، معناى اتصال و استمرار و توالى ائمه را
در کل زمان مى‌رساند و اگر زمانى فرا رسد که یکى از آنها و آخرین آنها وجود نداشته باشد، نظام عالم برهم ریخته و هنگامه برپایى قیامت خواهد شد،‌ این نکته را روایت ذیل بیان مى‌کند:

لَنْ یَزَالَ الدینُ قَائِماً إِلَى اثْنَیْ عَشَرَ مِنْ قُرَیْشٍ، فَإِذَا هَلَکُوا مَاجَتِ الأَرْضُ بِأَهْلِهَا.

الهندی، علاء الدین علی المتقی بن حسام الدین (متوفاى975هـ)، کنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال، ج12، ص17،‌ ح33861، تحقیق: محمود عمر الدمیاطی، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1419هـ - 1998م.

حال اگر روایت اثنا عشر را در کنار روایت ثقلین بگذاریم و طبق قاعده «ان الحدیث یفسر بعضه بعضا» که علماى اهل سنت آن را قبول دارند، معناى روشن ترى پیدا مى‌کند.

روایت ثقلین تصریح دارد قرآن و اهل بیت که خلفاى رسول خدا هستند، تا هنگام ورد بر حوض، از همدیگر جدا نمى‌شوند و تا قیامت،‌ هیچ زمانى از وجود آنها خالى نیست.

بنابراین،‌ طبق این روایت،‌ خلفاى رسول خدا به صورت متوالى پشت سر هم مى‌آیند و هیچ زمانى از وجود یکى از آنها خالى نخواهد بود.

علاوه بر این روایت، برخى از منابع اهل سنت،‌ توالى و پى هم آمدن خلفاء را از بعضى اصحاب رسول خدا نقل کرده اند:

حدثنا ابن وهب عن عبد الرحمن بن زیاد بن أنعم عن أبی عبد الرحمن الحبلی عن عبد الله بن عمرو بن العاص رضى الله عنهما قال: سیلی أمر هذه الأمة خلفاء یتوالون، کلهم صالح وعلیهم تفتح الأرضین کلها...

عبد الله بن عمرو بن العاص رضى الله عنهما گفت: به زودى خلفایى که به دنبال هم مى‌آیند، صاحب ولایت این امت مى‌شوند و همگى صالحند و تمامى زمین‌ها براى آنان گشوده مى‌گردد.

المروزی، نعیم بن حماد أبو عبد الله متوفای 288هـ)، کتاب الفتن، ج1، ص117، تحقیق: سمیر أمین الزهیری،‌ دار النشر: مکتبة التوحید – القاهرة، الطبعة: الأولى 1412

کیفیت استدلال

با توجه به این نکات، نحوه استدلال براى اثبات این مطلب این گونه است:

اولاً: به اعتقاد شیعیان، جانشینان رسول خدا صلى الله علیه وآله، دوازده نفر، برگزیده شده از جانب الهى،‌ داراى علم و عصمت ذاتى و ویژگى‌هاى خارق العاده هستند و تمامى صفاتى که در این روایات آمده همانند: عدد دوازده، صالح و عادل بودن، عزت بخشى و استوارى دین
و اسلام، هدایت انسان‌ها بر اساس رهنمودهاى الهی(قرآن) و رفتار عادلانه)، بر وجود آن امامان حق منطبق است.

ثانیاً: در روایت تصریح شده است که قوام دین و اسلام وابسته به وجود آنها است و از طرفى طبق این روایت، دین هم تا قیامت باقى است: لَا یَزَالُ الدِّینُ قَائِمًا حتى تَقُومَ السَّاعَةُ. پس وجود یکى از این دوازده نفر، تا هنگامى‌که دین پا برجا است، ضرورى خواهد بود؛ زیرا وجود دین وابسته به وجود آنها است.

ثالثاً: خود بزرگان اهل سنت اعتراف کرده‌اند که آخرین نفر این خلفاء، شخصى به نام مهدى است و مهدى نیز از خاندان رسول خدا و هم نام او است که با آمدنش زمین را از عدل و داد پر خواهد کرد.

قندوزى حنفى از دو طریق از رسول خدا صلى الله علیه وآله نقل کرده‌است که حضرت نخستین جانشینش را امیر‌مؤمنان و آخرین آنها حضرت مهدى علیه السلام معرفى کرده است:

روایت اول:

وعن عبایة بن ربعی، عن جابر قال: قال رسول الله صلی الله علیه وآله: أنا سید النبیین، وعلی سید الوصیین، وإن أوصیائی بعدی إثنا عشر، أولهم علی، وآخرهم القائم المهدی.

جابر مى‌گوید:
رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمود:‌ من آقاى پیامبران و على آقاى اوصیاء است و اوصیاء بعد از من دوازده نفر هستند؛ نخستین آنها على و آخرین آنها حضرت مهدى است.

القندوزی الحنفی، الشیخ سلیمان بن إبراهیم (متوفاى1294هـ) ینابیع المودة لذوی القربى، ج3، ص291، تحقیق سید علی جمال أشرف الحسینی، ناشر: دار الأسوة للطباعة والنشر ـ قم، الطبعة:الأولى، 1416هـ.

روایت دوم:

عن سعید بن جبیر، عن ابن عباس قال: قال رسول الله صلی الله علیه وآله: إن خلفائی وأوصیائی وحجج الله على الخلق بعدی الاثنا عشر، أولهم علی، وآخرهم ولدی المهدی، فینزل روح الله عیسى بن مریم فیصلی خلف المهدی، وتشرق الأرض بنور ربها، ویبلغ سلطانه المشرق
والمغرب.

ابن عباس مى‌گوید: رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمود:‌ جانشینان و اوصیاء و حجت‌هاى خدا بر مردم، بعد از من دوازده نفر هستند؛ نخستین آنها على و آخرین آنها فرزندم مهدى است پس عیسى روح اللَّه از آسمان فرود آید و پشت سر او نماز گزارد. زمین، بنور پروردگارش روشن شود و سلطنتش در شرق و غرب عالم گسترش یابد.

القندوزی الحنفی، الشیخ سلیمان بن إبراهیم (متوفاى1294هـ) ینابیع المودة لذوی القربى، ج3، ص295، تحقیق سید علی جمال أشرف الحسینی، ناشر: دار الأسوة للطباعة والنشر ـ قم، الطبعة:الأولى، 1416هـ

و از طرفى سخن عده‌اى از علماى اهل سنت را نقل کردیم که آنها اعتراف دارند آخرین این خلفاء، حضرت مهدى است.

در نتیجه این روایت ثابت مى‌کند که منظور از خلفاى رسول خدا صلى الله علیه وآله همان ائمه دوازده‌گانه اهل بیت است و این دوازده نفر، به صورت متوالى در همه زمانها وجود دارند و هیچ زمانى از وجود آنان خالى نیست که نخستین جانشین رسول خدا امیر مؤمنان و آخرین آنها حضرت مهدى علیه السلام است و در نهایت روایت ثابت مى‌کند که حضرت مهدى علیه السلام وجود دارد و تا هنوز در قید حیات و باقى است.

استدلال علامه عسکری (ره) بر وجود امام زمان علیه السلام

مرحوم علامه سید مرتضى عسکرى یکى از پژوهشگران برجسته معاصر شیعه، بعد از این‌که روایت «اثنا عشر» را با تعبیرات مختلف آن از منابع اهل سنت نقل کرده، بر وجود امام زمان علیه السلام این‌گونه استدلال مى‌کند:

نستخلص مما سبق ونستنتج:

أن عدد الأئمة فی هذه الأمة اثنا عشر على التوالی، وان بعد الثانی عشر منهم ینتهی عمر هذه الدنیا.

فقد ورد فی الحدیث الأول: «لا یزال هذا الذین قائما حتى تقوم الساعة أو یکون علیکم اثنا عشر خلیفة... ». فان هذا الحدیث یعین مدة قیام الدین ویحددها بقیام الساعة ویعین عدد الأئمة فی هذه الأمة باثنی عشر شخصا.

وفی الحدیث الخامس: «لن یزال هذا الدین قائما إلى اثنی عشر من قریش فإذا هلکوا ماجت الأرض بأهلها». ویدل هذا الحدیث على تأبید وجود الدین بامتداد الاثنی عشر وأن بعدهم تموج الأرض.

وفی الحدیث الثامن: حصر عددهم باثنی عشر بقوله. «یکون بعدی من الخلفاء عدة أصحاب موسى». ویدل هذا الحدیث على أنه لا خلیفة بعد الرسول عدا الاثنی عشر.

وأن ألفاظ هذه الروایات المصرحة بحصر عدد الخلفاء بالاثنی عشر وأن بعدهم یکون الهرج وتموج الأرض وقیام الساعة تبین ألفاظ الأحادیث الأخرى التی قد لا یفهم من ألفاظها هذا التصریح.
وبناءا على هذا لابد أن یکون عمر أحدهم طویلا خارقا للعادة فی اعمار البشر کما وقع فعلاً فی مدة عمر الثانی عشر من الأئمة أوصیاء النبی صلی الله علیه و‌آله.

خلاصه و نتیجه آنچه گفته شد این است تعداد امامان در میان این امت که پشت سر هم مى‌آیند دوازده نفر است و بعد از دوازدهم آنان، عمر دنیا پایان مى‌یابد.

روایت نخست:
«لا یزال هذا الذین قائما حتى تقوم الساعة أو یکون علیکم اثنا عشر خلیفة» مدت پایدارى دین را تا هنگامه قیامت را معین مى‌کند و نیز مشخص مى‌نماید که عدد امامان در میان امت منحصر به دوازده نفر است.

حدیث پنجم دلالت مى‌کند تا زمانى که این دوازده نفر باقى باشند، دین جاودانى خواهد بود و بعد از آنها زمین فرو خواهد ریخت.

روایت هشتم
تعداد آنان را همانند نقباء بنى اسرائیل به دوازده نفر منحصر کرده و دلالت مى‌کند که بعد از رسول خدا صلى الله علیه وآله جز این دوازده نفر، کسى خلیفه نخواهد بود.

الفاظ این روایات که بر عدد خلفاء دوازده گانه و آغاز هرج  و مرج و رخ نمایى هنگامه قیامت بعد از آنها تصریح دارند؛ الفاظ روایات دیگرى را که این صراحت را ندارند روشن مى‌کند.
بنابراین، نتیجه این است که عمر یکى از این خلفاء، به طور خارق العاده طولانى باشد که فعلاً‌ این موضوع در مورد امام دوازدهم از اوصیاء رسول خدا تحقق پیدا کرده است.

العسکری، السید مرتضى (متوفای 1386هـ)،‌ معالم المدرستین، ج1، ص336، ناشر: مؤسسة النعمان للطباعة والنشر والتوزیع - بیروت – لبنان، سال چاپ: 1410 - 1990 م

نتیجه بحث:

روایت «اثنا عشر» از دیدگاه اهل سنت یک روایت خدشه ناپذیر است و یکى از روایاتى است که بر وجود امام زمان علیه السلام و حیات آن‌حضرت دلالت مى‌کند.

| ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ - جمعه ٢۳ فروردین ۱۳٩٢
+ نظرات ()
 
        منوی اصلی
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
 
        درباره وبلاگ

 
         نویسندگان

 
       موضوعات مطالب
احادیث و روایات(٢۸۸)
تشیع و تاریخ(۱٩٩)
تاریخ و عاشورا(٦٠)
نگارخانه(٥٠)
اسناد شهادت حضرت زهرا(۳٧)
اسناد امامت امام علی ازکتب اهل سنت(٢۸)
زندگی نامه امام علی(٢٦)
ادعیه و زیارات(٢٦)
عایشه(٢۳)
شعر مذهبی(٢٠)
قرآن(۱٩)
دانلود(۱۸)
دانش و کرامات امام علی(۱٥)
روایات اهل سنت درباره عمر(۱٤)
داستان(۱٤)
وهابیت(٧)
جنایات سپاه اعراب(٧)
اسناد شهادت پیامبر(٤)
حفصه(۳)
تقویم و اعمال ماه رجب(٢)
اسناد امامت امام علی ازکتب اهل سنت(٢)
مهدویت(۱)
جنایات سپاه اعراب(۱)
 
       سایر امکانات

  RSS 

POWERED BY
PersianWeblog.COM

 قالب غدیر

.... ..

اسناد امامت امام علی و شهادت فاطمه ع
لوگو وبلاگ
...
...

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

... ... ...

.... .... ...
.
.
...
 ...

زیارت عاشورا

ذکر کاشف الکرب

دعای عظم البلا

...

 

 ... Online User ...

 


تمامی حقوق محفوظ می باشد!

www.amiremomenin.persianblog.ir- Designed By shahrooz tehrani