یورش ابوبکر و عمر به خانه وحی - امیرالمومنین امام علی (ع)
   
  امیرالمومنین امام علی (ع)

 

 

 

 

 

در مذهب ، كلام حق ، ناد علي است * طاعت كه قبول شود ياد علي است * از جمله آفرينش كون و مكان * مقصود خدا علي و اولاد علي است * منسوب به حضرت حافظ

        آخرین مطالب 

انسان ممکن الخطاست
شیر و شمشیر خدا
سخن امام علی(ع) درباره مهمترین عامل شتاب انتقام خدا
علامه مجلسی و صوفیه
احادیثی در مورد حق الناس!!!
پیش بینی داعش توسط امیرالمومنین (ع)
پیش بینی حضرت علی (ع) درباره سرنوشت آمریکا+لینک دانلود کتاب
دانلود کتاب نظرات سیاسی در نهج البلاغه
دعایی از حضرت علی(ع): طلب همسر خوب از خداوند
کم فروشی وگران فروشی از نظر قرآن
برخی از عوامل گمراهی های سیاسی از نگاه امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه
احادیت ائمه درباره عقل و جهل
زیارت حضرت امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه)
لزوم تفکیک بین ورود اسلام به ایران و حکومت اموی و عباسی
خطاب خداوند در قرآن
سازشکاری از نظر امام علی (ع)
با وجود امام سجاد(ع) چرا مختار به خون خواهی برخاست؟
توصیه های حضرت علی(ع) برای کسانی که نعمت های خدا را از دست می دهند؟
چرا به امام حسین(ع) اباعبدالله می‌گویند؟
چگونه بنی امیه عاشورا را به عنوان عید معرفی کردند؟
گناهی که مرگ را نزدیک‌تر می‌کند!
۴۰ حدیث نورانی درباره امام حسین (ع)
25 حدیث درمذمت دروغ ازفرمایشات پیامبر(ص) وائمه علیهم السلام:
احادیثی گهربار از حضرت علی(ع)
ماجرای شهادت حضرت علی (ع)

 

        آرشیو مطالب

اسفند ٩٥
خرداد ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آذر ٩٤
آبان ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
شهریور ٩۳
امرداد ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
اسفند ٩٢
بهمن ٩٢
دی ٩٢
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸

 

            پیوندها

آپلود عکس و فایل
وبلاگی برای خدا
قرآن به تفکیک موضوع
جستجوی کلمات و عبارات در قرآن
تفسیر مطالب علمی قرآن
شناخت عمر از کتب اهل سنت
دین و اندیشه (تبیان)
سایت حوزه
موسسه تحقیقاتی ولیعصر
سایت غدیر
سایتهای مذهبی
با آل علی هر کی در افتاد ور افتاد
مناقب و فضایل امیرالمومنین
وبلاگ چهره واقعی عمر
احادیث و روایات
سایت سنت
کتابخانه تاریخ ایران و اسلام
موعود
وعده صادق
شیعه آنلاین
شیعه نیوز
برده داری در اسلام
پاسخ به شبهه افکنان قران و اسلام
پرسش و پاسخ دینی
شمیم شیعه پاسخ به شبهات
غربت مادر سیلی خورده فاطمه
حدیث

 

        صفحات جانبی

- زندگینامه حضرت علی اکبر
- زندگی نامه حضرت حکیمه خواهر امام هادی
- زندگینامه حضرت ام البنین (س)
- زندگینامه حضرت نرجس
- زندگینامه حضرت نجمه
- زندگینامه حضرت معصومه
- زندگینامه سکینه دختر امام حسین
- زندگینامه ابوالفضل العباس
- زندگینامه زینب کبری
- زندگینامه حضرت محمد (ص)
- زندگینامه حضرت فاطمه (س)
- زندگینامه حضرت خدیجه (س)
- زندگینامه امام علی (ع)
- زندگینامه امام حسن (ع)
- زندگینامه امام حسین (ع)
- زندگینامه امام سجاد (ع)
- زندگینامه امام باقر (ع)
- زندگینامه امام صادق (ع)
- زندگینامه امام موسی کاظم (ع)
- زندگینامه امام رضا (ع)
- زندگینامه امام جواد الائمه
- زندگینامه امام هادی (ع)
- زندگینامه امام حسن عسگری
- زندگینامه امام مهدی (عج)
- روایات مربوط به اخر زمان

 
        لوگوی دوستان
..

اسناد امامت امام علی و شهادت فاطمه ع

 شناخت عمر بن الخطاب از منابع اهل سنت

 شيعه اميرالمومنين عليه السلام

نقد صحیحین

حديث اشک|اشعار اهل بيت (ع)

قرآن و اهل بیت تنها راه نجات

...

 
یورش ابوبکر و عمر به خانه وحی

ابوعبید و کتاب الاموال

ابوعبید قاسم بن سلام (متوفای 224) در کتاب نفیس خود به نام الاموال که مورد اعتماد فقیهان بزرگ مسلمان قرار دارد، به طور مستند از عبدالرحمان بن عوف نقل می‏کند که می‏گوید: در بیماری ابوبکر، برای عیادتش ، وارد خانه‏ی او شدم. او پس از گفتگوی زیاد، به من گفت: آرزو می‏کنم کاش سه چیز را که انجام داده‏ام انجام نداده بودم همچنان که آرزو می‏کنم کاش سه چیز را که انجام نداده‏ام انجام می‏دادم. همچنین آرزو می‏کنم سه چیز را از پیامبر سوال می‏کردم. اما آن سه چیزی که انجام داده‏ام و آرزو می‏کنم ای کاش انجام نمی‏دادم عبارتند از:



وددت أنّی لم أکشف بیت فاطمة و ترکته وان اُغلِقَ علی الحرب. (1)
کاش، پرده‏ی حرمت خانه‏ی فاطمه را پاره نمی‏کردم و آن را به حال خود وا می‏گذاشتم، هر چند برای جنگ بسته شده بود.

ابوعبید هنگامی که به اینجا می‏رسد به جای جمله: لم اکشف بیت فاطمه و ترکته... می‏گوید: کذا و کذا. و اضافه می‏کند که من مایل به ذکر آن نیستم.


ولی اگر ابوعبید روی تعصب مذهبی یا علت دیگر از نقل حقیقت سر بر تافته، خوشبختانه محققان کتاب الاموال در پاورقی توضیح داده‏اند که: جمله‏های حذف شده‏ی فوق، در کتاب میزان الاعتدال (به نحوی که بیان گردید) وارد شده است و افزون بر آن، طبرانی در معجم خود، ابن عبد ربه در عقد الفرید و افراد دیگر در جاهای دیگر، عبارت حذف شده را آورده‏اند.

محمد بن سعد و کتاب الطبقات الکبری

محمد بن سعد (متوفای 229) معروف به کاتب واقدیدر اثر ارزشمند
خود که صحابه و تابعان را به شیوه خاصی طبقه بندی کرده در باب دختران پیامبر، زندگانی دخت گرامی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فاطمه‏ی زهرا علیها السلام را به صورت روائی آورده، آنگاه چنین می‏نویسد:

ابوبکر آگاه که فاطمه بیار شد در خانه فاطمه علیهاالسلام آمد و اجازه خواست تا از او عیادت کند، علی علیه‏السلام استجازه ابوبکر را به فاطمه علیها السلام رسانید.

فاطمه علیهاالسلام فرمود:
اختیار با شماست، علی علیه‏السلام اذن داد. آنگاه می‏نویسد:

فدخل علیها واعتذر إلیها و کلّمها فرضیت عنه. (2)
بر زهرا وارد شد و معذرت خواهی کرد و با او سخن گفت و او را از خود راضی ساخت.

البته ابن سعد روی محدودیتی که داشت، نتوانست روشنتر از این بنویسد، مگر ابوبکر که چه ستمی بر زهرا روا داشته بود که سرانجام از او رضایت می‏طلبد و معذرت خواهی می‏کند.

طبرانی و المعجم الکبیر

ابوالقاسم سلیمان بن احمد طبرانی (260- 360) شخصیتی است که ذهبی در میزان الاعتدال در حق او می‏نویسد: حافظ و ثبت (3) مولف کتاب المعجم الکبیر- که کرارا چاپ شده است- آنجا که درباره‏ی ابی‏بکر
و خطبه‏ها و وفات او سخن می‏گوید یادآور می‏شود: ابی‏بکر به هنگام مرگ، آرزو کرد:


کاش سه چیز را انجام نمی‏دادم.
کاش سه چیز را انجام می‏دادم.
کاش سه چیز را از رسول خدا سوال می‏کردم.

سپس، درباره‏ی آن سه چیزی که ابوبکر آرزو می‏کرد کاش آن را انجام نمی‏دادم، چنین می‏گوید:

فأمّا الثلاث اللاتی وددت أنی لم أفعلهنّ، فوددت انّی لم أکن کشفت بیت فاطمة و ترکته (4)
آن سه چیزی که آرزو می‏کنم کاش انجام نمی‏دادم چنین بود: آرزو می‏کنم حرمت خانه‏ی فاطمه را زیر پا نمی‏نهادم و آن را به حال خود واگذار می‏کردم.

ابن عبدربّه و العقد الفرید

ابن عبد ربه اندلسی مولف کتاب العقد الفرید (متوفای 463 ه) در کتاب خود از عبدالرحمن بن عوف نقل می‏کند که می‏گوید: در بیماری
ابی‏بکر بر او وارد شدم تا از او عبادت کنم، او گفت: آرزو می‏کنم کاش سه چیز را انجام نمی‏دادم و یکی از آن سه چیز این است:

وددت انّی لم أکشف بیت فاطمة عن شی‏ء وإن کانوا اغلقوه علی الحرب (5)
کاش در خانه‏ی فاطمه را باز نمی‏کردم هر چند آنان برای نبرد در خانه بسته بودند.

اسامی و عبارتهای شخصیت‏هایی که این بخش از گفتار خلیفه را نقل کرده‏اند، بعد خواهیم آورد.

سخن نظّام در کتاب الوافی بالوفیات

ابراهیم بن سیار نظام معتزلی (160- 231) از ادبا و دانشمندان مشهور است که به علت زیبایی کلامش در نظم و نثر، به نظّام معروف شده است.

در کتابهای متعددی از نظّام، با اشاره به حضور خلیفه ثانی نزد در خانه‏ی فاطمه علیهاالسلام، چنین آمده است:

انّ عمر ضرب بطن فاطمة یوم البیعة حتی ألقت المحسن من بطنها  (6)
عمر در روز اخذ بیعت برای ابی‏بکر بر شکم فاطمه زد، در نتیجه، فرزندی که وی در رحم داشت و نام آن را محسن نهاده بود سقط شد.

مبرّد و کتاب کامل

محمد بن یزید بن عبدالأکبر بغدادی (210- 285) ادیب و نویسنده
معروف اهل سنت- که آثار گران سنگی از او به یادگار مانده است - در کتاب الکامل خود، داستان آرزوهای خلیفه‏ی اول را به نقل از عبدالرحمان بن عوف آورده و یادآور می‏شود:


وددت أنی لم أکن کشفت عن بیت فاطمة و ترکته ولو أغلق علی الحرب (7)

آرزو می‏کردم ای کاش بیت فاطمه را هتک حرمت نمی‏کردم و آن را رها می‏نمودم هر چند برای جنگ بسته شده باشد.

مسعودی و مُروجُ الذهب

ابوالفرج مسعودی (متوفای 345) در مروج الذهب می‏نویسد: ابوبکر
در حال احتضار چنین گفت:
من سه چیز انجام دادم و آرزو داشتم که کاش آنها را انجام نمی‏دادم، یکی از آن سه چیز این بود که:

فوددت انّی لم أکن فتشت بیت فاطمة و ذکر فی ذلک کلاماً کثیراً  (8)
آرزو می‏کردم کاش حرمت خانه‏ی زهرا را زیر پا نمی‏نهادم و در این مورد سخن زیادی گفت.

مسعودی، با اینکه نسبت به اهل‏بیت پیامبر، گرایش‏های سالمی دارد، ولی باز به ملاحظاتی که بر آگاهان به تاریخ پوشیده نیست، از بازگویی سخن خلیفه خود داری کرده و با کنایه رد شده است و تنها به این اکتفا نموده که خلیفه سخن زیادی در این مورد گفت. حالا این سخن زیاد چه بوده است خدا می‏داند؟!

ابن أبی‏دارم و کتاب میزان الاعتدال

احمد بن محمد معروف به ابن ابی‏دارم، محدّث کوفی (متوفای 357)، کسی است که محمد بن أحمد بن حماد کوفی درباره‏ی او می‏گوید: کان مستقیم الأمر عامة دهره؛ او در سراسر عمر خود، پوینده‏ی راه راست بود.
ذهبی نیز می‏نویسد:


کان موصوفاً بالحفظ و المعرفة إلّا انّه یترفض  (9)
او به حافظ و معرفت حدیث شهرت دارد، نقطه ضعفش این است که به تشیع میل داشته است. اصولاً جای تاسف است که علاقه به اهل‏بیت، یکی از نقاط ضعف محدثان شمرده شود.

به هر روی، ابن ابی‏دارم نقل می‏کند که در محضر او این خبر خوانده می‏شود:

انّ عمر رفس فاطمة حتی أسقطت بمحسن. 
یعنی: عمر لگدی بر فاطمه زد، در نتیجه او فرزندی که در رحم به نام محسن داشت سقط کرد. (10)

محمّد بن مکرم و مختصر تاریخ دمشق

علی بن حسن بن هبة الله معروف به ابن عساکر دمشقی (متوفای 571) کتابی در تاریخ دمشق تألیف نموده که اخیراً در هشتاد جلد منتشر شده است، سپس این موسوعه را محمد بن مکرم معروف به ابن منظور (630- 711) تلخیص کرده، او نیز داستان دیدار عبدالرحمان را با ابی‏بکر یادآور شده و چنین می‏گوید، ابوبکر گفت:


لا آسی علی شی‏ء من الدنیا إلّا علی ثلاث فعلتُهنَّ وددت أنّی لو
ترکتهنَّ... وددت أنّی لم أکن کشفتُ بیت فاطمة عن شی‏ء مع انّهم اغلقوه علی الحرب (11)

من بر چیزی از امور دنیا تأسف نخوردم مگر بر سه چیز که انجام دادم و
دوست داشتم انجام نمی‏دادم... دوست داشتم خانه‏ی فاطمه را هتک حرمت نمی‏کردم هر چند ساکنان خانه آن را برای جنگ ببندند.

ابن ابی‏ الحدید و شرح نهج‏ البلاغه

عبدالحمید بن هبه الله مدائنی معتزلی (متوفای 655) مورخ و نویسنده‏ی توانای جهان اسلام و مؤلف شرح نهج‏البلاغه در بیست جلد، سرگذشت
یورش به خانه‏ی زهرا علیهاالسلام را در موارد مختلف کتاب خویش یادآور شده است، هر چند در جایی هتک حرمت مزبور را صحیح دانسته و آن را گناه کبیره نمی‏شمارد؛ زیرا به رغم او، عمر حق داشت افرادی را که از بیعت سرباز می‏زند تهدید کند! البته این نظریه‏ی گروهی از معتزله است و اختصاص به ابن ابی‏الحدید ندارد (12)

در موردی می‏گوید:
برخی از حوادثی که شیعه نقل کرده می‏پذیرم نه تمام آنچه را که
آنان نقل کرده‏اند (13)
در مورد سوم می‏گوید: پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم خون هبار بن اسود را حلال شمرد، زیرا او کسی بود که با نیزه به کجاوه‏ی دختر پیامبر (زینب) زد و او فرزند خود را سقط کرد.

ابن ابی‏ الحدید می‏گوید:

این داستان را برای استادم، نقیب ابوجعفر، نقل کردم، او روایت را تصدیق کرد، سپس به او گفتم اجازه می‏دهی من این تاریخ را که: فاطمه از ترس، محسن خود را سقط کرد و اگر پیامبر زنده بود خون سکی را که سبب سقط جنین او شده بود، حلال می‏شمرد را از شما نقل کنم؟

استاد در پاسخ گفت: از من نقل نکن، همچنین خلاف آن را نیز
از من نقل نکن، من در این مساله نظر قاطع ندارم، چون روایات در این زمینه اختلاف دارند (14)

جوینی و کتاب فرائد السمطین

ابراهیم بن محمد بن الموید معروف به جوینی (متوفای 722) از مشایخ ذهبی است (15)، ذهبی در حق استادش جوینی چنین می‏گوید: امام، محدث یگانه، فخر الاسلام، صدر الدین.

جوینی در کتاب فرائد السمطین به طور مستن از ابن عباس نقل می‏کند که او گفته: روزی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نشسته بود، حسن بن علی بر او وارد شد، دیدگان پیامبر که بر حسن افتاد اشک آلود شد. سپس حسین بن علی بر آن حضرت وارد شد، مجددا پیامبر گریست. در پی آن دو، فاطمه و علی علیهماالسلام بر پیامبر وارد شدند، اشک پیامبر با دیدن آن دو نیز جاری شد، وقتی از پیامبر علت گریه بر فاطمه علیها السلام را پرسیدند، فرمود:

انّی لما رأیتها ذکرتُ ما یصنع بها بعدی کأنّی بها وقد دخل الذُّلّ بیتها وانتهکت حرمتُها و غصب حقّها و منعت ارثها و کُسر جنبها و اسقطت جنینها، و هی تنادی یا محمّداه فلا تجاب و تستغیث فلا تغاث (16)

زمانی که فاطمه را دیدم به یاد صحنه‏ای افتادم که پس از من برای
او رخ خواهد داد. گویا می‏بینم ذلت وارد خانه‏ی او شده، حرمتش پایمال گشته، حقش غصب شده، از ارث خود ممنوع گشته، پهلوی او شکسته شده و فرزندی را که در رحم دارد سقط شده در حالی که پیوسته فریاد می‏زند: یا محمداه! ولی کسی به او پاسخ نمی‏دهد، استغاثه می‏کند، اما کسی به به فریادش نمی‏رسد.

شمس الدین ذهبی و تاریخ الاسلام

شمس الدین محمد بن احمد ذهبی (متوفای 748) در کتاب تاریخ الاسلام در تاریخ زندگی ابوبکر چنین می‏نویسد:
عبدالرحمان بن عوف در بیماری ابوبکر بر او وارد شد و بر وی سلام کرد، پس از گفتگویی، ابوبکر به او چنین گفت:

امّا انّی لا آسی علی شی‏ء، إلّا علی ثلاث فعلتهنّ، و ثلاث لم أفعلهنّ، و ثلاث ودِدْتُ انّی سألت رسول‏اللَّه صَلَّی اللَّهُ عَلَیْه وَ اله وَ سَلَمَ عنهنّ: ودِدْتُ انّی لم أکن کشفتُ بیت فاطمة و ترکتُه وإن أُغلق علی الحرب
(17)

من بر چیزی تاسف نمی‏خورم مگر بر سه چیز که انجام دادم و سه چیزی که انجام ندادم و سه چیزی که کاش از رسول خدا می‏پرسیدم. دوست داشتم خانه‏ی فاطمه را هتک حرمت نمی‏کردم هر چند برای جنگ بسته شود....

علی بن ابی‏بکر هیثمی و مجمع الزوائد

نور الدین علی بن ابی‏بکر هیثمی (متوفای 807) مولف کتاب مجمع الزوائد و منبع الفوائد، وی در باب کراهه الولایه چنین می‏نویسد:

عبدالرحمان بن عوف در بیماری ابوبکر از او عیادت کرد پس از گفتگوهایی، وی چنین گفت:

امّا انّی لا آسی علی شی‏ء إلّا علی ثلاث فعلتهن وَدِدْت انّی لم أفعلهنّ، و ثلاث لم أفعلهنّ ودِدْتُ أنّی فعلتهنّ، و ثلاث ودِدْتُ انّی سألت رسول‏اللَّه صَلَّی اللَّهُ عَلَیْه وَ اله وَ سَلَمَ عنهنّ، فأمّا الثلاث الّتی وددت انّی لم أفعلهن فوددت انّی لم أکن کشفت بیت فاطمة و ترکته و إن أغلق علی الحرب (18)

من بر چیزی تاسف نخوردم مگر بر سه چیز که انجام دادم و دوست داشتم انجام نمی‏دادم. و سه چیزی که انجام ندادم و دوست داشتم انجام می‏دادم، دوست داشتم سه چیز را از رسول خدا می‏پرسیدم، آن سه چیز را که انجام دادم و دوست داشتم انجام نمی‏دادم این که: خانه فاطمه را به حال خود ترک نموده و هتک حرمت او نمی‏کردم هر چند برای جنگ بسته شده باشد.

ابن حجر عسقلانی و لسان المیزان

احمد بن علی بن حجر عسقلانی (متوفای 852) در کتاب لسان المیزان در شرح حال علوان و علی، داستان عیادت عبدالرحمان بن عوف را از
ابی‏بکر می‏نویسد، او در موضوعات سه گانه‏ای که انجام داده و آرزو می‏کرد که ای کاش انجام نمی‏دادم، چنین می‏نویسد:

انّی لا آسی علی شی‏ء إلّا علی ثلاث وددت انّی لم أفعلهنّ وددت انّی لم أکشف بیت فاطمة و ترکته و إن أغلق علی الحرب(19)

من بر چیزی تاسف نخوردم مگر بر سه چیزی که انجام دادم و دوست
داشتم که انجام نمی‏دادم، یکی از آنها هتک حرمت خانه فاطمه که کاش به حال خود وا می‏گذاشتم هر چند برای جنگ بسته شده باشد.

متّقی هندی و کنز العمّال

علاء الدین علی متقی هندی (متوفای 975) در دائره المعارف حدیثی خود به نام کنز العمال، حدیث عبدالرحمان بن عوف را به طور مفصل نقل
کرده و آرزوهای خلیفه را در مورد نه گانه به روشنی بیان کرده است. از جمله آن که می‏گوید:
یکی از سه چیزی که آرزو می‏کردم کاش انجام نمی‏دادم، این است که:


وددت انّی لم أکن أکشفُ بیتَ فاطمةَ و ترکتُه و إن کانوا قد غلّقوه علی
الحرب(20)
کاش حرمت خانه‏ی فاطمه را زیر پا نمی‏نهادم، هر چند آنان برای جنگ
خانه را بسته بودند.

عبدالفتّاح عبدالمقصود و کتاب الإمام علی

این دانشمند خبیر و شهیر مصری، داستان در دربار هجوم به خانه‏ی وحی را در دو مورد از کتاب خود آورده است که ما به نقل یکی از آنها بسنده می‏کنیم:

إنّ عمر قال: و الّذی نفسی بیده، لیَخرجنَّ أو لأحرقنّها علی من فیها...! قالت له طائفة خافت اللَّه و رعت الرسول فی عقبه: یا أباحفص، إنّ فیها
فاطمة. ..! فصاح لا یبالی: و إن...! واقترب وقرع الباب، ثم ضربه و اقتحمه. .. و بدا له علیّ... ورنّ حینذاک صوت الزهراء عند مدخل الدار... فإن هی إلّا رنة استغاثة أطلقتها: یا أبت رسول‏اللَّه...
تستعدی بها الراقد بقربها فی رضوان ربّه علی عسف صاحبه، حتّی تبدّل العاتی المدل غیر إهابه، فتبدّد علی الأثر جبروته، و ذاب عنفه و عنفوانه، وودّ من خزی لو یخرَّ صعقاً تبتلعه مواطئ قدمیه ارتداد هدبه إلیه.... و عند ما نکص الجمع، و راح یفرّ کنوافر الظباء المفزوعة أمام صیحة الزهراء، کان علیّ یقلّب عینیه من حسرة و قد غاض حلمه، وقل همّه، و تقبضت أصابع
یمینه علی مقبض سیفه کهمّ من غیظه أن تغوص فیه...(21)

قسم به کسی که جان عمر در دست اوست، بیرون بیایید والا خانه را بر سر ساکنانش به آتش می‏کشم! گروهی که از خدا می‏ترسیدند و حرمت پیامبر را در نسل او نگه می‏داشتند، گفتند: ای اباحفص! فاطمه
در این خانه است. و او بی پروا فریاد زد: باشد! عمر نزدیک آمد و در زد، سپس با مشت و لگد به در کوبید تا به زور وارد شود. علی علیه‏السلام پیدا شد.

صدای ناله‏ی زهرا در آستانه‏ی خانه بلند شد. آن صدا، طنین استغاثه‏ای بود که دختر پیامبر سر داده و می‏گفت: پدر! ای رسول خدا... می‏خواست از دست ظلم یکی از اصحابش او را که در نزدیکی وی در رضوان پروردگارش خفته بود، برگرداند، تا سرکش گردن فراز بی پروا را
به جای خود نشاند و جبروتش را زایل سازد و شدت عمل و سختگیرش را نابود کند و آرزو می‏کرد قبل از این که چشمش به وی بیفتد، صاعقه‏ای نازل شده او را در می‏یابد.


وقتی جمعیت برگشت و عمر می‏خواست همچون آهوان رمیده، از برابر صیحه‏ی زهرا فرار کند، علی از شدت تاثیر و حسرت با گلویی بغض گرفته و اندوهی گران، چشمش را در میان آنان می‏گردانید و انگشتان خود را بر قبضه‏ی شمشیر فشار می‏داد و می‏خواست از شدت خشم در آن فرورود....

احتجاج فه فعل خلیفه

موضوع گردآوری هیزم و آتش برای سوزاندن بیت فاطمه در صدر اسلام
از مسلمات تاریخ بود، افراد دیگری که خود در زمان قدرت و حکمروایی خویش مصدر چنین کارهایی بوده‏اند با استناد به عمل خلیفه، کار خود را توجیه می‏کردند.

اینک دو مورد را در اینجا یادآور می‏شویم:

1) عبدالله بن زبیر برای اخذ بیعت از بنی هاشم و در راس آنان علی بن الحسین علیهماالسلام جمع مزبور را تهدید به قتل و سوزاندن کرد و بدین منظور همگان را در نقطه‏ای گرد آورده و تهدید کرد که اگر بیعت
نکنید همگی طعمه آتش خواهید شد.

سرانجام بنی هاشم با کمک‏های بی دریغ مختار ثقفی از حبس آزاد شدند، زیرا ابن زبیر از قوه و قدرت مختار آگاه بود.
بعدها که آبها از آسیاب افتاد و عبدالله بن زبیر به دست حجاج بن یوسف ثقفی کشته شد، مردم برادر عبدالله، عروه بن زبیر را نکوهش می‏کردند و می‏گفتند: برادرت چه تصمیم غیر صحیحی گرفته بود، زیرامی‏خواست همه‏ی بنی هاشم را که در شعب ابی‏طالب جمع کرده بود بسوزاند.
او در پاسخ گفت: هدف او از این کار، توحید کلمه بود.
او می‏خواست میان مسلمانان اختلاف راه پیدا نکند و همگی در اطاعت یک نفر قرار گرفته و سخن آنان باشد. همچنان که عمر بن خطاب این کار را با بنی هاشم انجام داد، آنگاه که از بیعت ابی‏بکر سرباز زدند، او در کنار خانه‏ی آنان هیزم آماده کرد و خانه را بر سر آنان آتش زد(22)

2) مورد دیگر را علامه حلی در کتاب نهج البلاغه و کشف الصدق از
بلاذری نقل کرده که متن آن چنین است:
لمّا قتل الحسین کتب عبداللَّه بن عمر إلی یزید بن معاویة: أمّا بعد، فقد عظمت الرزیّة و جلّت المصیبة، و حدث فی الإسلام حدث عظیم، و لا یوم کیوم قتل الحسین.

فکتب إلیه یزید: أمّا بعد، یا أحمق، فإنّا جئنا إلی بیوت مجدَّدة، و فرش ممهّدة و وسادة منضَّدة، فقاتلنا عنها، فإن یکن الحقّ لنا فعن حقّنا قاتلنا، و إن کان الحقّ لغیرنا، فأبوک أوّل من سنَّ هذا و استأثر بالحقّ علی أهله  (23)

هنگامی که حسین بن علی به شهادت رسید، عبدالله بن عمر به یزید به معاویه چنین نامه نوشت: مصیبت بزرگی رخ داده و در اسلام حادثه‏ی
بزرگی انجام گرفته و روزی مانند روز قتل حیسن نیست.

یزید در پاسخ او نوشت:
ای ابله! ما به خانه‏های نو و فرش‏های گسترده و پشتی‏های چیده وارد شدم و در راه آن نبرد کردیم، اگر حق با ما باشد به حق نبرد کرده‏ایم و اگر حق از آن غیر ما باشد، پدر تو نخستین کسی بود که این سنت را رواج داد و حق را از صاحبان آن برگرفت!

--------------
اسناد:

 1) الأموال، ص195 ، چاپ نشر کلیات ازهریه، الأموال، ص 174، چاپ بیروت، نیز ابن عبدربه در عقد الفرید 4/ 268 جمله‏های حذف شده را نقل کرده است چنانکه خواهد آمد.
2) طبقات 8/27، ط دار صادر
3) میزان الاعتدال 2/ 195.
4) المعجم الکبیر طبرانی 1/ 62، شماره حدیث 43، تحقیق حمدی عبدالمجید سلفی.
5) عقد الفرید 4/ 268، چاپ مکتبه الهلال.
6) الوافی بالوفیات 6/ 17، شماره 2444؛ ملل و نحل شهرستانی 1/ 57، چاپ دارالمعرفه، بیروت. درترجمه نظام به کتاب بحوث فی الملل والنحل
3/ 248- 255 مراجعه شود.
7) شرح نهج‏البلاغه 2/ 47، چاپ مصر.
8) مروج الذهب 2/ 301، چاپ داراندلس، بیروت.
9) سیر اعلام النبلاء 15/ 577، شماره ترجمه 349.
10) میزان الاعتدال 1/ 139
11) مختصر تاریخ دمشق 13/ 122، چاپ دارالفکر، سال 1989
12) شرح نهج البلاغه 16/ 272؛ مغنی، قاضی عبدالجبار 1/337
13) شرح نهج‏البلاغه 17/ 168
14) شرح نهج‏البلاغه 14/ 192
15) معجم شیوخ الذهبی 125، شماره 156
16) فرائد السمطین 2/34، چاپ بیروت.
17) تاریخ الإسلام، چاپ دارالکتاب العربی، تحقیق دکتر تدمری، ج 3، ص 117- 118.
18) مجمع الزوائد و منبع الفوائد 5/ 202- 203، چاپ سوم، سال 1402.
19) لسان المیزان 4/189، چاپ حیدرآباد دکن، 13330 ه.
20) کنزالعمال 5/631، حدیث شماره 14113.
21) عبدالفتاح عبدالمقصود، علی بن ابی‏طالب 4/ 274- 277 و نیز 1/ 192- 193.
22) مروج الذهب 3/276،  منشورات دانشگاه لبنان؛ 3/ 77، چاپ دار أندلس.
23) نهج الحق و کشف الصدق، ص 356.

| ٥:٥٦ ‎ب.ظ - دوشنبه ٢ دی ۱۳٩٢
+ نظرات ()
 
        منوی اصلی
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
 
        درباره وبلاگ

 
         نویسندگان

 
       موضوعات مطالب
احادیث و روایات(٢۸۸)
تشیع و تاریخ(۱٩٩)
تاریخ و عاشورا(٦٠)
نگارخانه(٥٠)
اسناد شهادت حضرت زهرا(۳٧)
اسناد امامت امام علی ازکتب اهل سنت(٢۸)
زندگی نامه امام علی(٢٦)
ادعیه و زیارات(٢٦)
عایشه(٢۳)
شعر مذهبی(٢٠)
قرآن(۱٩)
دانلود(۱۸)
دانش و کرامات امام علی(۱٥)
روایات اهل سنت درباره عمر(۱٤)
داستان(۱٤)
وهابیت(٧)
جنایات سپاه اعراب(٧)
اسناد شهادت پیامبر(٤)
حفصه(۳)
تقویم و اعمال ماه رجب(٢)
اسناد امامت امام علی ازکتب اهل سنت(٢)
مهدویت(۱)
جنایات سپاه اعراب(۱)
 
       سایر امکانات

  RSS 

POWERED BY
PersianWeblog.COM

 قالب غدیر

.... ..

اسناد امامت امام علی و شهادت فاطمه ع
لوگو وبلاگ
...
...

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

... ... ...

.... .... ...
.
.
...
 ...

زیارت عاشورا

ذکر کاشف الکرب

دعای عظم البلا

...

 

 ... Online User ...

 


تمامی حقوق محفوظ می باشد!

www.amiremomenin.persianblog.ir- Designed By shahrooz tehrani