عائشه: پیامبر خدا در چنگال سحر !


این حالات همچنان ادامه داشت, تا اینکه یک روز به من گفت: ای عایشه! دو فرشته آمدند بالای سر و پایین پای من نشستند. و حقیقت حال را به من خبر دادند. آن فرشته که بالای سر من نشسته بود از فرشته پایین پا پرسید: او را چه می شود؟ فرشته دیگر جواب داد: سحرش کرده اند. لبیدبن اعصم یهودی او را سحر کرده است! پرسید: با چه سحرش کرده اند؟ جواب داد: با شاخه درختان خرما, و چند چیز
دیگر که نام برد, و گفت: با مجموعه اینها سحر انجام گرفته است. پرسید: کجاست؟ جواب داد: در چاه ذی اروان است.

آنگاه پیامبر با اصحاب خویش بر سر آن چاه رفت و برگشت. سپس گفت: ای عایشه! آب آن چاه آن قدر از اثر آن سحر تغییر یافته بود که به رنگ حنا در آمده بود. و شاخه های درختهای خرمایی که پیرامون آن بودند. همه به صورت سر شیطان در آمده بودند.

در روایت دیگر مساله به صورت بدتری در می آید. و قبح آن آشکارتر می شود. روایت می گوید: آن قدر سحر بر پیامبر تاثیر گذاشته بود که گاه می پنداشت با یک تن از همسرانش هم بستر شده است. در صورتی که چنین نبود! (1)

تهمت سحر شده و مجنون, دقیقا همان تهمتی است که کفار و مشرکین به انبیاء و مخصوصا پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله می زدند و آن را علت عدم ایمان خود بیان می کردند:

إِذْ یَقُولُ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُورا. (اسراء/47) یعنی: آن مردم ستمکار گویند که شما (پیامبر اکرم ص) جز شخصى مفتون و سحرزده را پیروى نمى‏کنید!

و همچنین می فرماید: فَقالَ لَهُ فِرْعَوْنُ إِنِّی لَأَظُنُّکَ یا مُوسى‏ مَسْحُوراً (اسراء/101) یعنی: فرعون گفت: اى موسى من تو را سحر شده و مختل الحواس مى‏دانیم.

و کفار خطاب به حضرت رسول صلی الله علیه و اله گفتند: وَ یَقُولُونَ أَ إِنَّا لَتارِکُوا آلِهَتِنا لِشاعِرٍ مَجْنُون‏. (صافات/36) یعنی: و گفتند آیا ما به خاطر شاعر دیوانه‏اى دست از خدایان خود برداریم؟!

اگر تهمت عایشه به پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله حقیقت داشت, آنگاه اصل نبوت و رسالت پیامبر زیر سوال می رفت. زیرا پیامبری که ممکن است سحر شود و نفهمد که چه می گوید و چه کار انجام می دهد هیچ اعتمادی به او نیست. از کجا معلوم هنگام خواندن قرآن بر مردم و یا تشریح احکام اسلامی سحر شده و مجنون نبوده است. اضافه بر اینکه قران می فرماید: پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله از هوی و هوس سخن نمی گوید و هرگاه لب می گشاید سخن از وحی الهی می گوید و لا غیر.


اسناد:
(1) بخاری کتاب بدء الخلق باب صفة ابلیس و جنوده 4/122 چ بولاق, و کتاب الطلب باب السحر باب هل یستخرج السحر 7/137 و 138, مسند احمد 6/50 و 96 و 63 و 55, الطبقات الکبری 2/4, مسلم کتاب السلام ج43, ابن ماجه کتاب الطب باب السحر 2/1173 ح3545.

/ 0 نظر / 22 بازدید