سیره عمر بن خطّاب

«عبدالرحمن بن عوف از جانب مردم نزد عمر آمد و گفت:
ای خلیفه، حتی دختران در منازل از تو می ترسند. این شیوه در بین مردم ایجاد رعب کرده است. آیا بهتر نیست در مورد آن تجدید نظر کنی؟ عمر پاسخ داد: مردم جز با این روش اصلاح نمی گردند و در غیر این صورت، لباسهای من و تو را نیز از تنمان خواهند کند».[6]

سرخسی، از عالمان مشهور حنفى مذهب در کتاب المبسوط مى‌نویسد: «عمر هنگامى که کنیزى را مى‌دید که مقنعه بر سر دارد، او را با تازیانه مى‌زد و مى‌گفت آن را از سرت بردار و مى‌گفت: کنیز نباید مقنعه بر سر کند.

انس مى‌گوید: کنیزان عمر با سر برهنه و در حالى که اندامشان در حرکت و لرزش بود، از میهمانان پذیرایى مى‌کردند و با همان لباس کارِ منزل براى فراهم کردن مایحتاج بیرون مى‌رفتند و رفتار مردم با آنان مانند محارمشان بود و فقط به پشت و شکمشان نباید نگاه مى‌کردند؛ همان گونه که نسبت به محارم چنین بودند».[7]

ابن عابدین نیز که از عالمان حنفى مذهب به شمار مى‌رود، در این باره مى‌نویسد: «عمر،‌ هر وقت کنیزى را مى‌دید که مقنعه بر سر دارد، او را با تازیانه مى‌زد و مى‌گفت: اى کثیف! مقنعه از سر بردار، آیا مى‌خواهى خود را به زنان آزاده  همانند کنى؟».[8]

محمد ناصر البانى که وهابیون از او با عنوان بخارى دوران یاد مى‌کنند، در کتاب إرواء الغلیل، در این باره مى‌نویسد: «ابن منذر گفته: ثابت است که عمر به کنیزى که مقنعه مى‌پوشید مى‌گفت: سرت را برهنه کن و خودت را به زنان آزاده شبیه نکن، و او را با تازیانه مى‌زد. این روایت را ابن أبی شیبه نقل کرده و صحیح است».

منابع:

[1]- طبقات کبرای بیهقی؛ج8،ص339 و...

[2]-تاریخ الخلفاء؛ص137-تاریخ طبری؛ج4،ص209-طبقات کبری؛ج3،ص282.

[3]-ابن ابی الحدید؛ج1،ص188-طبقات ابن سعد؛ج3،ص281.

[4]-ابن ابی الحدید؛ج1،ص174.

[5]- الصنعانی، أبوبکر عبد الرزاق بن همام، المصنف؛ ج 9، ص 458، ح18010، باب من أفزعه السلطان. قطعیت این مطلب از دیدگاه‌ عالمان اهل تسنن آن چنان بوده است که حتى در کتاب‌هاى فقهى نیز به آن استناد کرده‌اند.

[6]-طبقات ابن سعد؛ج8،ص205.

[7]- السرخسی، شمس الدین، المبسوط؛ ج 10، ص 151، ناشر: دار المعرفه بیروت.

[8]- محمد أمین الشهیر بابن عابدین، حاشیه رد المختار على الدر المختار شرح تنویر الأبصار فقه أبو حنیفه؛ ج 6، ص 367.

/ 0 نظر / 44 بازدید