شتاختی کوتاه ازعایشه بنت ابی بکر

ابن عباس ‍ گوید:

«از عـمـر سـؤال کـردم: دو زن کـه بـا هـم علیه پیامبر(ص) همدست و همراه شدند و سوره تحریم در مـورد آنـان نـازل شد کدامین زنان بودند؟ هنوز کلامم تمام نشده بود که عمر پاسخ داد:

عایشه و حفصه». عایشه و حفصه آنقدر رسول خدا را آزار می دادند که تمام آن روز را خشمگین سپری می کرد.[3]

همچنین عایشه و حفصه در زمان بیماری رسول خدا(ص) با او مخالفت کرده و هر کدام خواستند تا پدر خود را برای امامت نماز جماعت دعوت کنند که پیامبر اکرم(ص) به آن دو فرمودند:

«شما چون زنان فتنه گر اطراف یوسف علیه السلام هستید».[4]

در صحیح مسلم آمده است که پیامبر اکرم(ص) از منزل عایشه خارج شدند و فرمودند: «رأس کفر اینجاست. شاخ شیطان از اینجا بیرون می آید».[5]

عایشه از زمان حیات پیامبر(ص) با امیرالمؤمنین(ع) دشمنی داشت، لذا پس از خلافت امام علی(ع)، طلحه و زبیر که به مخالفت با آن حضرت پرداخته بودند نزد عایشه رفته و او را نیز با خود همراه ساختند. آنها همگی به بصره رفته و تعداد بسیاری را کشتند و بیت المال بصره را مصادره و عثمان بن حنیف حاکم بصره را مورد شکنجه قرار دادند.

امیرالمؤمنین(ع) بلافاصله همراه با سپاهی حرکت کردند و جنگ جمل میان آنها واقع شد که به شکست ناکثین انجامید. عایشه آتش جنگ جمل را بر افروخت و خود رهبری آن را بر عهده گرفت، در حالی که خداوند به او دستور ماندن در خانه می دهد:

«و در خانه بمانید و مانند جاهلیت نخستین، خودنمایی نکنید».[6]

 

ابن عبدربه در عقدالفرید[7] بازگو می کند:

پس از جنگ جمل روزی ام اوفی عبدیه که از قبیله عبدالقیس بود و از قبیله وی صدها مرد با شهرت مانند حکیم بن جبله را لشکر عایشه کشته بودند به نزد عایشه رفت و گفت:

ای مادر مؤمنان، درباره مادری که فرزند خردسال خویش را به قتل برساند چه می گویی؟

عایشه گفت: آتش دوزخ بر او لازم است. پرسید: درباره مادری که از فرزندان بزرگسال خود بیست هزار نفر را به خاک و خون بکشاند چه می گویی؟!

عایشه فریاد برآورد: این دشمن خدا را بیرون کنید!

هنگامی که عایشه نزد ام سلمه آمد تا او را نیز به جنگ با امیرالمؤمنین(ع) بشوراند. ام سلمه به او گفت: آیا به یاد دارى که روزى على(ع) نزد پیغمبر(ص) آمد و ما در کنار او بودیم و پیغمبر(ص) مدتى با على(ع) نجوا کرد و طول داد. تو خواستى به آنان اعتراض کنى و من جلوی تو را گرفتم، ولى تو اعتنا نکردى و رفتى و اعتراض نمودى و سپس با چشم گریان و با پشیمانی و خشم بازگشتى. من پرسیدم چه شد؟

تو گفتى: وقتى رفتم به على گفتم: من از میان نُه روز، یک روز دارم که با پیامبر باشم پسر ابوطالب، نمى گذارى این روز براى من بماند؟ پیامبر در حالى که رخسارش سرخ شده و خشمگین بود رو به من کرد و گفت: «بازگرد، به خدا قسم هر کس على را دشمن بدارد از ایمان به خدا بیرون رفته است؟». عایشه گفت : بله به یاد دارم.[8]

امیرالمؤمنین(ع) در وصف عایشه فرمود:

«اما او، خوی زنانه دیده عقل و خردش را سخت فروبسته و شراره های کینه و دشمنی با من در دلش چون کوره آهنگران زبانه می کشد. اگر از او می خواستند تا آنچه را که با من کرده است به شخص دیگری روا دارد هرگز زیر بار نمی رفت و نمی پذیرفت».

عایشه رابطه خوبی با معاویه داشت و معاویه هدایای زیادی را برای عایشه می فرستاد: «معاویه هدایا و لباسها و چیزهایی برای او می فرستاد که در صندوق خویش می نهاد و تنها یک بار برای او یکصد هزار فرستاد».[9] یکبار دیگر نیز هنگامی که او در مکه بود. گردنبندی برای او فرستاد که یکصد هزار ارزش داشت. همچنین: «معاویه همه قرضهای عایشه را که هجده هزار دینار بود, پرداخت و همه چیزهایی را که به مردم می بخشید, برایش تأمین کرد».[10]

 عایشه چون جزء زنان پیامبر(ص) بوده لقب ام المؤمنین را داشته است. ولی این لقب تا آخر عمر برای او باقی نماند زیرا پیامبر(ص) حق طلاق زنان خویش را به اوصیای دوازده گانه خویش(امیرالمؤمنین و جانشینان ایشان) داده بودند.

پیامبر اکرم(ص) به علی(ع) فرمودند: «ای اباالحسن، همانا شرف امّ المؤمنین برای زنان من باقی است تا زمانی که اطاعت خدا را کنند. پس هرکدام از آنها که خدا را به واسطه خروج بر تو عصیان کرد، او را طلاق بده و از شرافت امّ المؤمنین بودن ساقط کن».[11]

این حق بعد از امیرالمؤمنین به امام حسن و بعد به امام حسین علیهم السلام منتقل شد. و امام حسین(ع) عایشه را طلاق دادند.

 

[2] -  سوره تحریم آیه 4 ،خداوند همچنین در آیاتی دیگر برای آن دو، همسران خیانتکار حضرت نوح و حضرت لوط علیهماالسلام و عاقبت شوم آنان را مثال می زند.

[3] - صحیح بخاری؛ ج۶،ص۶۹ - طبقات ابن سعد؛ ج۸، ص۵۶.

[4] - تاریخ الطبری؛ ج 2،ص439 و سیره ابن هشام؛ ج 4،ص301.

[5] - صحیح مسلم؛ ج۴ص۱۸۸.

[6] -احزاب 33- نقل است که هنگام بازگشت از جنگ جمل، می گریست و این آیه را تکرار می کرد.

[7] -ج2، ص455.

[8] - المعیار والموازنه للاسکافی المعتزلی؛ ص 29 – 27.

[9] - تاریخ ابن کثیر؛ ج 8،ص137-136 – مستدرک حاکم؛ ج 4،ص13 – حلیه الاولیاء؛ ج 2،ص47 – سیر اعلام النبلاء؛ ج 2،ص131.

[10] -تاریخ ابن کثیر؛ ج8،ص136 – سیر اعلام؛ج 2،ص131.

[11] - سفینه البحار؛ ج 2،ص93 و ج 9،ص277 - المناقب ابن شهر آشوب؛ ج 1، ص331- بحار الانوار؛ ج 27،ص292 و ج 48،ص335 و ج 71،ص265 و بصائر الدرجات- کتاب کمال الدین و تمام النعمة شیخ صدوق(منابع شیعی).

 

/ 2 نظر / 104 بازدید
علیرضا

سلام جناب تهرانی.ببخشید سوالهای من به دستتون نرسیده؟ آخه جوابی ندادین من مدت زیادیه منتظر جواب و نظر شما هستم من سوال هارو در قسمت نظرات این پست (چرا پیامبر (ص) در خانه خود دفن شدند؟) مطرح کرده بودم ممنون میشم اگه جوابشون رو بفرمایید

mm

باسلام واقعا واستون متاسفم چه به چنین شخص والا مقامی که سوره نور را خداوند برای حضرت عاشیه نازل کرد چنین میگوید.شما واقعا مریضید اول خودتون را اصلاح کنید بعد از همسر پیامبر حرف بزنید