آیا پیامبر اسلام به شهادت رسیدند؟

اما این که چه کسى و در چه زمانى آن حضرت را سمّ داده است، همانند بسیار دیگر از زوایاى زندگى آن حضرت براى ما روشن نیست.
در نتیجه این که چه کسى پیامبر را سمّ داده و این سمّ در چه زمانى بوده است، براى ما به صورت دقیق روشن نیست.


" علمای اهل سنت "
حاکم نیشابورى عالم معروف اهل سنت در کتاب معتبر المستدرک على الصحیحین مى‌نویسد:
داود بن یزید گوید که از شعبى شنیدم که مى‌گفت: به خدا قسم رسول خدا و ابوبکر با سمّ کشته شدند و عمر و عثمان و على بن ابیطالب با شمشیر کشته شدند و حسن بن على با سم و حسین بن على با شمشیر کشته شد.
همچنین بسیارى از بزرگان اهل سنت همین مطلب را از عبد الله بن مسعود نقل کرده‌اند که مى‌‌گفت:
اگر ۹ بار قسم بخورم که رسول خدا کشته شده اشت برایم محبوب‌تر است از این که یک بار قسم بخورم که او کشته نشده است؛ زیرا خداوند او را پیامبر و شهید قرار داده است.
حاکم نیشابورى بعد از نقل این روایت مى‌گوید: این حدیث طبق شرائطى که بخارى و مسلم براى صحت روایت قائل هستند، صحیح است؛ ولى آن دو نقل نکرده‌اند.

و از طرف دیگر مى‌بینیم که محمد بن اسماعیل بخارى و مسلم و بسیارى دیگر از بزرگان اهل سنت نوشته‌اند:
عایشه گفته است در دهان رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم در زمان مریضى ایشان به زور دوا ریختیم، پس با اشاره به ما فهماندند که به من دوا نخورانید،‌ ما با خود گفتیم این از آن جهت است که مریض از دوا بدش مى‌آید و وقتى حضرت بهتر شد، فرمودند: آیا من شما را از این که به من دوا بخورانید نهى نکردم ؟ پس فرمودند: باید در دهان هر کسى که در این خانه است،‌ در جلوى چشم من دوا ریخته شود؛ غیر از عباس که او شاهد ماجرا نبوده است.(بخارى این حدیث را در کتاب دیات، باب قصاص نقل کرده است)
ابن حجر عسقلانى در شرح این روایت مى‌نویسد:
این که گفته: «لددنا» یعنى این که ما در دهان آن حضرت بدون این که اختیارى داشته باشد (بازور) دوا ریختیم.


در این جا چند سؤال مطرح می شود :

1. چرا عایشه و کسانى که در آن‌جا حضور داشتند، حرف پیامبر را گوش نکردند و على رغم نهى آن حضرت، دارو را با زور در حلق آن حضرت ریختند ؟ مگر نه این که قرآن کریم مى‌فرماید:
وَما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا. الحشر / 7.
هر دستورى که رسول به شما داد اطاعت کنید و از هر گناهى نهیتان کرد آن را ترک کنید، و از خدا بترسید که خدا عقابى سخت دارد.
2. چرا عایشه پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله وسلم را با دیگر مریضها یکسان مى‌بیند؟ مگر نه این که خداوند مى‌‌فرماید:
وَمَا یَنطِقُ عَنِ الهوَى‏. إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْى یُوحَى‏. النجم / 3 و 4.
هرگز از روى هوى و هوس سخن نمى‏گوید و آنچه مى‏گوید چیزى جز وحیى که به وى مى‏شود نیست.
چرا فکر کرد که هر مریضى حتى پیامبر خوردن دوا را دوست ندارد؟آیا پیامبر اسلام به اندازه اطرافیان درک نمى کرد که چه چیزى براى او خوب است و چه چیزى بد ؟ یا این که اطرافیان مى‌خواستند با انجام این عمل، همان سخن افرادى را تکرار کنند که به هنگام درخواست قلم و کاغذ به پیامبر گرامى (ص) نسبت هذیان دادند ؟
و از همه عجیب‌تر این است که نقل کرده‌اند: پیامبر اسلام بعد از این که به هوش آمد، دستور داد به همه آن‌ها که به زور به حضرت دوا داده بودند، از همان دوا بخورانند غیر از عمویش عباس ! چرا پیامبر اسلام همه را مجازات مى‌کند ؟ مگر قرآن کریم نفرموده:
وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى‏. الأنعام / 164 و الأسراء /15 و فاطر 18 و الزمر / 7.
هیچ گنهکارى بار گناه دیگرى را بر دوش نمى‏کشد.
با این تفاصیل باید براى مظلومیت آقا رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم بیش از همه اشک ریخت که در میان امت خود و حتى در خانه خود بیش از همه مظلوم بوده است.
 

/ 0 نظر / 24 بازدید