علاقه عمر بن خطّاب به دین یهود

ابوبکر با تندی عمر را سرزنش کرد. پس پیامبر(ص) فرمود: «از اهل کتاب چیزی نپرسید که آنان هرگز شما را هدایت نمی‌کنند زیرا خود گمراهند. اگر موسی(ع) زنده بود و در میان شما زندگی می‌کرد برای او جایز نبود جز که از من پیروی کند».

بار دیگر عمر کتابی از یک یهودی برای پیامبر(ص) آورد. ایشان آن را از بین بردند و فرمودند: «یهود را تبعیت نکنید. آنها هلاک شدند و شما را نیز هلاک خواهند کرد». [کنزالعمال؛ ج1، ص371.]

در درالمنثور، جلد 3، صفحه 179 آمده است: «رسول خدا (ص) چهار بار با صدای بلند فرمود: نقل از یهود ممنوع است». در کنزالعمال، خبر 38194 آمده است: «عمر به شخصی گفت اگر به بیت المقدس رفتی زیارت آن را عمره قرار بده». در کنزالعمال، خبر 38191 آمده است: «خود عمر در حین ورود به بیت المقدس، لبیک اللهم لبیک گفت و سجده داودی کرد».

عمر در مدارس اهل کتاب در مدینه حضور می یافت. [الدرّالمنثور؛ ج1، ص90.]

 

 

 



در ترجمه تاریخ طبری،‌ جلد 5، صفحه 1788 آمده است: «عمر جهت اخذ علوم از یهود، یک ملاقات خصوصی با رهبر فقهی یهودیان تشکیل داد». بنا بر نظر بزرگان اهل سنّت، لقب «فاروق» را یهودیان بر عمربن خطاب نهادند. «ابن شهاب گوید: اهل کتاب نخستین کسانی بودند که عمر را فاروق نامیدند و مسلمانان تحت تأثیر سخن ایشان قرار گرفتند، و از پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلّم چیزی در این خصوص به ما نرسیده است».[طبقات الکبری؛ ج3، ص270- تاریخ مدینه دمشق؛ج44،ص51- تاریخ طبری؛ ج3، ص267- اسدالغابه؛ج4، ص57. و نیز ابن کثیر دمشقی سلفی در جلد هفتم از کتاب معتبر البدایه والنهایه(ص150) می‌نویسد: «عمر بن الخطاب بن نفیل بن عبدالعزّى... أبو حفص العدوی، الملقّب بالفاروق قیل لقبه بذلک أهل الکتاب... گویند که اهل کتاب این لقب را به عمر دادند».]

 غاصبان خلافت از سویی مردم را از کتابت حدیث و سؤال از معانی قرآن منع کردند و از سوی دیگر آنان را به سمت علوم اهل کتاب هدایت می نمودند. آنها از رسول خدا(ص) نقل کردند که: «از من روایت نکنید، ولی از بنی اسرائیل سخن بگویید!».[کنزالعمال؛ ج10، ص223-سنن ابی داود؛ ج2، ص180.]

عالمان یهود نظیر کعب الاحبار، وهب بن منیه، عبداله بن سلام و... به طور رسمی و با حمایت حکومت، اباطیل خود را تبلیغ می کردند. بدین ترتیب اباطیل اهل کتاب به شکل گسترده ای در میان مسلمانان منتشر گردید. کعب شاگردان فراوانی در میان مسلمانان تربیت نمود، نظیر ابوموسی اشعری، ابوهریره، عمر بن خطّاب، عبداله بن عمر، عبداله بن زبیر و... عمر نیز برای وجاهت کعب تلاش می کرد. [الدّرالمنثور؛ ج4، ص57، و ج6، ص285]

به دستور عمر، تمیم داری، قصه خوانی را قبل از نماز جمعه در مسجد رسول خدا(ص) آغاز کرد. قصه گوها داستانهای تورات محرّف را بازگو می کردند. [تاریخ مدینه؛ ج1، ص11.]


قصه خوانها با حمایت خلفاء به سرعت گسترش یافتند.

 حکومت غاصب با تکیه بر علوم محرّف یهود و عناصر یهودی و تجربه و تخصص آنها در تحریف ادیان و نیز با حمایت آنان، اسلام جدیدی را بنیان نهاد. برنامه این بود که با اسلام جعلی، اسلام محمدی از میان برداشته شود. نتیجه این تلاش ها بدانجا انجامید که در میان قاطبه مسلمانان: «از اسلام جز اسم آن و از قرآن جز رسم آن باقی نماند».

امام صادق(ع) فرمود: «مردم باقی نماندند بر چیزی از آنچه رسول خدا(ص) آورده بود جز آن که کعبه قبله ایشان بود».[محاسن؛ ج1، ص156(منبع شیعی).]

/ 0 نظر / 323 بازدید